نمای ساختمان ؛ اهداف و کارکردها، بایدها و نبایدها

نمای هر ساختمان در شکل‌دهی به مجموعه شهری که در آن حضور دارد، موثر است. اگر به نمای یک ساختمان بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمان‌های شهر توجه شود، همگونی نمای شهری در مجموع از بین می‌رود.

چگونه به موضوع نما در معماری بیندیشیم؟

در سال‌های اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که به سمت کوچه و بافت شهر باز می‌شوند، جنبه عمومی تر دارند.

بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید.

نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابان‌ها یا میدان‌ها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای شهری در کلیت از بین می‌رود.

تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی می‌تواند از بین رود که ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد. اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان شخصیت خاص خود را دارد.

نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط پیدا می‌کند.

برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت به خیابان بسته‌تر و محفوظتر باشد.

نمای ساختمان باید به‌دنبال خلق یک کلیت هماهنگ به‌وسیله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقف‌ها،‌ سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ، عناصر تزیینی و... باشد. پنجره‌ها همواره با دیگر عناصر دیوار، ‌سطوح باز و بسته، تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند. به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در ساختمان‌های چند طبقه، نظم کاملی به چشم می‌خورد. اما گاه به‌علت افزایش نور در طبقات بالاتر کاهش داده می‌شود و این نظم آهنگ خود را از دست می‌دهد.

جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمان‌های کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود. در ساختمان‌های بلند عناصر باریک برتری خود رانشان می‌دهند. در و پنجره و نعل درگاه‌ها تاثیر خاصی در نما می‌گذارند. ناودان‌ها، سایه بانها، پیش آمدگی‌های سقف و بالکن‌ها ایجاد سایه های خاصی بر روی نما می‌کنند.

تفاوت سطح ها باید در نما مشخص باشد. برای مثال بین طبقه همکف، سایر طبقات و طبقه انتهایی باید یک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. ترکیب کلی نما در واقع نظم در این تفاوت‌ها است.

عناصر اصلی نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمی‌توان بالا و پایین پنجره و در را با هم هم‌ردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبت‌های هندسی نقش تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. می‌توان پنجره ها را در گروه‌های کوچکتر ترکیب شده که شکل مشخصی را ایجاد می‌کنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با یکدیگر متفاوت باشند.

مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نما تاثیر می گذارد. مصالح بومی نشان می‌دهد که نما مربوط به چه منطقه ای است.

ترکیب پنجره ها، ایوان‌ها، درها و به‌طور کلی بازشوها، همچنین بافت و جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر می‌کند. طراح می‌تواند نما را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند.

در اعصار مختلف بازشوها به شکل مشابهی در سطح نما قرار می‌گیرند و تنوع در قرار گیری آنها تابع عوامل داخلی چون بزرگی ساختمان، عریض بودن آن و یا عوامل اقلیمی چون جهت قرارگیری و محل قرارگیری است. در پهنای دیوار نما تعبیه پنجره دو جداره، آفتاب‌شکن، سایبان و ... نقش تنظیم کننده شرایط آب و هوایی فضاهای داخلی را خواهد داشت.

در دیوارهای باریک معاصر این عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام می‌شود. یکی از عوامل ضروری درهویت نما تعیین محدوده نما است. نمایی می تواند در طرح خود موفق باشد که به این سوال‌ها پاسخ گوید. محدوده عمودی جانبی ساختمان کجاست؟ خط پایانی افقی ساختمانی چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شکل است؟ انتهای ساختمان چگونه به پایان می‌رسد؟ گوشه‌های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه ای دارد ارتباط نمای ساختمان فعلی با نمای همسایه چگونه به پایان می رسد؟ گوشه های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه دارد ارتباط نمای همسایه چگونه است و اگر در فضا قطع می شود این ارتباط چگونه است.

محدوده های افقی ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پایانی ساختمان) نقطه اتصال به زمین (محل نشستن ساختمان بر زمین) و پوشش ساختمان مثل بام و شیروانی. محدوده پایانی ساختمان باید معنای اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان باید مفهوم نشستن ساختمان بر زمین را برساند. طبقه همکف باید در محدوده قد افراد کشش لازم را بر عابر پیاده و بیننده ایجاد کند.

کنج یا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نمای عمود بر هم است. کنج می‌تواند حالت عمود 90 درجه، نیم دایره یا سه وجهی را داشته باشد و هر کدام می تواند تاثیرات متفاوتی را در نما بگذارد. در یک میدان یا چهارراه هماهنگی کنجهای ساختمان هایی که در چهار طرف آن قرار گرفته است می تواند در نمای شهری تاثیر زیبایی داشته باشد.

نمای ساختمان خالق نمای شهری است

نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی به‌دست می آید. این نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. می‌توانند همگن باشند چون با استفاده از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان می‌کند، ناهمگن هستند. در شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه مصالح یکسانی به‌کار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال می‌کنند.

در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است.

نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که در خیابان‌ها ومعابر می‌افتد شکل می گیرد.

این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد می‌توانند با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد.

عناصر پراهمیت درنما

ورودی یکی از عناصر حایز اهمیت نما در ساختمان است که محل و اهمیت طراحی آن به شکل مستقیم نمایانگر نقش و عملکرد ساختمان است. در ورودی نشانه گذر از فضای عمومی خارجی به فضای خصوصی داخلی و یکی از مهم ترین عناصری است که می‌توان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.

لیکن به‌دلیل اهمیت اقتصادی که سطوح ساخته شده داخلی برای سازندگان دارند، اغلب ورودی‌ها به فضاهای کم اهمیتی تنزل یافته اند. سرمایه گذاران ساختمانی هم فقط به رعایت ضوابط ضروری طراحی ساختمان بسنده می‌کنند.

بیشترین مشکل زمانی است که ورودی وسایل نقلیه به حیاط پارکینگ با ورودی خود ساختمان یکی شود. در این حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط یک راه باریک کنار دیوار برایش باقی می‌ماند. گاه نیز ورودی یک ساختمان مسکونی بیش از حد پرتجمل است، به‌نحوی که عملکرد ساختمان را دگرگون می‌سازد. زمانی هم ورودی به یک بنای بزرگ تنها با روزنه‌ای امکان پذیر می‌شود. تناسب ورودی و حجم ساختمان می تواند نقش مهمی در توجیه عملکرد و شکل ساختمان داشته باشد.

از آنجا که طبقه همکف ساختمان قسمت اتصال به زمین یا کف پیاده رو است، به صورت قابل توجهی در معرض دید قرار می‌گیرد. طبقه همکف اهمیت ویژه ای در زندگی شهری دارد، به این علت که عابران پیاده این قسمت را به‌طور مستقیم می‌بینند. از این رو نمای این قسمت پر اهمیت است و مصالح مورد استفاده در این قسمت باید نسبت به بقیه ساختمان با دوامتر و مستحکم تر باشد تا عابر در نگاه به نمای ساختمان احساس ثبات کند. ساختمان‌هایی که طبقه همکف آنها عملکرد تجاری دارد، به‌دلیل تغییر دکوراسیون واحدهای تجاری دایما دستخوش دگرگونی می‌شوند. همین موضوع موجب می‌شود که ساختمان مذکور شخصیت ثابت خود را از دست داده و دارای نمای شناخته شده ثابتی نباشد.

تراس‌ها چشم اندازهای جدیدی نسبت به فضاهای بیرون برای ساختمان فراهم می‌آورند. بالکن‌ها نباید حالت موقت و ناپایداری که در بیننده تصور به‌راحتی جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.

لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصری بام انتهای نماست. بام پوسته‌ای است که بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراین لبه بام نمی‌‌تواند بدون تفاوت با دیگر قسمت ها در آسمان رها شود.

صورت ظاهر ساختمان و آنچه که در برابر دید عموم قرار دارد، در واقع پر اهمیت ترین قسمت ساختمان در برابر عابران و سایر افراد غیر استفاده کننده از ساختمان است. همان‌طور که عنوان شد نمای ساختمان‌ها، نمای شهری را ایجاد می کند، اما به‌دلیل ضعف قوانین موظف کننده طراح و سازنده در این ارتباط، نمای ساختمان در کمترین اهمیت قرار گرفته است.

در بسیاری از شهر های بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ویژه‌ای در ارتباط با سیما و کالبد شهر وجود دارد و گروهی از برجسته‌ترین افراد با تخصص‌‌های مرتبط هنر زیبا سازی و زیبایی شناسی به کنترل طرح های بزرگ و کوچک معماری و شهری از نقطه نظر هماهنگی نمای بیرونی ساختمان‌ها و محیط شهری یعنی از جنبه های رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضای پر و خالی نما، رعایت اصول هماهنگی و تناسبات و... می پردازند.

آنچه برای علاقه‌مندان به این موضوع نگران کننده است، پاسخگویی با شتاب به نیازی کاملا محسوس است. در این ساخت و ساز پر شتاب نیاز به بررسی طرح‌های ارایه شده توسط جمعی از صاحب نظران و مسوولان در مراکز تایید پروانه‌های ساختمانی ضروری به نظر می‌رسد. بررسی میدانی طرح ساختمانها با بناهای اطراف از لحاظ کیفیت طرح معماری، نمای ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمان‌های اطراف، زیبایی طرح و مصا لح مورد استفاده و... نیز گامی موثر در بالا بردن کیفیت نماهای شهری است. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده و القا آن توسط شهرداری هر شهر، می توان شاهد ارتقا کیفیت شهرها و زیباسازی نمای شهرها بود.

 

● نمای ساختمان؛ اهداف و کارکردها، بایدها و نبایدها...

از زمانی که زیبایی ظاهری و آرامش، آسایش و ایمنی هر چه بیشتر محل زیست بشر و صد البته صرفه جویی در مصرف انرژی برای ساختمانها مد نظر قرار گرفت، ایجاد نماهای با مصالح و شیوه های اجرایی متفاوت و متنوع در دستور کار مالکان و سازندگان ساختمانها قرار گرفته‌است. البته از این نظر ایرانیان دارای سابقه طولانی و دیرینه در امر نما سازی برای ساختمانها هستند. و در طول تاریخ از گچبری و آهک بری برای نما سازی استفاده می‌کرده‌اند. نتیجه و حاصل کار هنرمندانه و در عین حال فنی و اصولی معماران و بناها و سازندگان ایرانی را می‌توان در بناهای تاریخی مثل مساجد جامع بسیاری از شهرها از جمله شیراز، تبریز، اصفهان و بسیاری از عمارت ها، بقعه ها و مقبره ها و بسیاری دیگر از بناهای قدیمی‌و تاریخی در جای جای کشور، به عینه مشاهده کرد

دانستن اینکه در نظر گرفتن نما برای ساختمانها چه هدف یا اهدافی را دنبال می‌کند، و چه عواملی در نوع و شیوه اجرایی این قبیل نماها موثرند، لازم و ضروری است. اما نکته‌ای که در اینجا و قبل از پرداختن به بحث اهداف و انواع نماها باید به آن اشاره شود، اینکه هر نوع نمایی که با هر نوع مصالح ساختمانی و با هر هزینه‌ای که ساخته شود، باید به طور کاملاً صحیح و اصولی نگهداری شوند و در صورت آسیب دیدگی نما، برای اجتناب از صدمات جدی تر و در نهایت تخریب کلی نما و ساختمان و نیز به منظور حفظ و احیای منظره و جلوه ساختمان، باید قسمتهای آسیب دیده کاملاً مرمت و تعمیر شوند

نما سازی ساختمان

موارد زیر را می‌توان بعنوان دلایل واهداف اصلی نما سازی در ساختمانها نام برد:

    زیبا و دلپذیر شدن جلوه ظاهری و بیرونی ساختمان و در نهایت دورنما و منظره (View) مناسب و قابل قبولِ شهر یا محلی که ساختمان در آن واقع شده‌است.

    کاهش اتلاف انرژی در تمام فصول سال؛ چراکه نما در ساختمان نقش یک عایق حرارتی و برودتی را بازی می‌کند، که هم از هدر روی انرژی تولیدی سیستمهای گرمایشی و سرمایشی ساختمان ممانعت می‌کند و هم می‌تواند بر حسب جنس، رنگ و میزان سطحی که دارد، باعث دفع و انعکاس گرما در فصل تابستان خصوصاً در مناطق گرمسیری شود، وعکس همین عملکرد را در فصل زمستان برای جذب انرژی خورشیدی و گرم شدن ساختمانها درمناطق سرد سیری ایفا نماید.

    نمای ساختمان بعنوان عایق صوتی ایده‌ال و مناسب؛ کاملاً واضح و روشن است که نمای ساختمان نقش بسیار مهمی‌در کاهش ورود میزان آلودگی های صوتی و صداهای آزاردهنده محیط بیرون به فضای داخلی ساختمانهای اداری و مسکونی و ... است. که این مساله در ابر شهرهای با آلودگی های بالای صوتی بیشتر نمود پیدا می‌کند. در ساخت و سازهای عصر حاضر، این عایقکاری صوتی با استفاده از نماهای شیشه‌ای و با بکار گیری شیشه های چند لایه که مابین آنها با گازهایی مثل آرگون پرشده یا خلاء می‌باشد، به نتایج بهتری (هم بهره‌گیری از نور بیرون برای تامین روشنایی داخل ساختمان و هم ممانعت از ورود صداهای ناهنجار به‌داخل) با بازده بالاتری رسیده‌است. نماهای با جنس سنگ، بتن و آجر نیز عایقهای خوبی از نظر صوتی هستند.

    کمک به افزایش دوام و پایداری ساختمانها در برابر شرایط نا مساعد جوی و محیطی (زلزله، باد، باران اسیدی و رطوبتهای خورنده، یخبندان، گازهای اسیدی موجود در هوای آلوده شهرهای بزرگ، پرتوهای مضر خورشید مثل اشعه ماورائ بنفش، گرد و خاکها و دوده های حاوی مواد شیمیایی) و در نتیجه افزایش عمر مفید ساختمان.

نما سازی ساختمان

همانطور که همه ما می‌دانیم از مصالح مختلف مثل آجر، سنگ، بتن، شیشه و ... برای ایجاد نمای ساختمانها استفاده می‌شود. که در این مجال به بیان خصوصیات و ضوابط کلی لازم الرعایه در این قبیل نماها میپردازیم.

نماسازی شیشه‌ای: استفاده از شیشه دارای قدمتی در حدود 6500 سال است. اولین بار در حدود 3500 سال پیش مصریان از شیشه برای ساخت ظروف استفاده کردند. بر اساس شواهد تاریخی، در قرن ششم میلادی برای نخستین بار در کلیسایی در قسطنطنیه از شیشه بعنوان یک مصالح ساختمانی استفاده شد. قصر کریستال لندن اولین ساختمان شیشه‌ای بود که در سال 1851 احداث شد. البته در ابتدای امر استفاده از شیشه در کارهای ساختمانی با استقبال چندانی ربرو نشد، ولی با گذر زمان و با پیشرفتهای چشمگیری که در کار تولید انواع شیشه ها، از جمله شیشه های نشکن، دو یا چند جداره عایق صدا و حرارت، شیشه های رفلکسی و ... بوجود آمد، هر روز به میزان استفاده از اقسام مختلف شیشه بعنوان یک مصالح ساختمانی بسیار زیبا، عایق و در عین حال با صرفه اقتصادی افزوده می‌شود. علاوه بر مزایای فوق یکی دیگر از محاسن عمده استفاده از شیشه در ساختمان، فراهم شدن امکان دید وسیع و روشنایی کافی برای ساکنان است که در صورت استفاده از انواع خاص آن این دید می‌تواند فقط از داخل به خارج باشد و نوری هم که وارد فضای داخل می‌شود، عاری از هر گونه اشعه مضر خورشید باشد، چراکه تقریباً تمام اشعه های زیان آور آفتاب در برخورد با سطح شیشه ها، بازتاب پیدا کرده و نوری که از شیشه عبور می‌کند، هیچگونه ضرری برای اشخاص یا اشیائ منزل ندارد.

نما سازی به روش اندود کاری و با استفاده از ملاتها: در این شیوه بر حسب شرایط جوی و محیطی منطقه، جنس مصالح سطح زیر کار از نظر میزان جذب آب و رطوبت و میزان مقاومت و چسبندگی و ... از ملاتهای سیمانی، گچی، گلی، آهکی ویا ترکیبی از آنها استفاده می‌شود. بعنوان مثال از نظر مقاومت ملاتهای سیمانی دارای بیشترین مقاومت و ملاتهای گلی و گچی به ترتیب دارای کمترین مقاومت هستند. بنابراین در صورت نیاز به یک نمای با مقاومت بالا، هیچگاه نمی‌توان از ملاتهای گچی یا گلی استفاده کرد. اما بر عکس شکل پذیری و گیرش نماهای گچی بیشتر و سریعتر از انواع سیمانی است.

نما سازی با استفاده از روکشهای خارجی: از دیگر متدهای نما سازی بکارگیری روکشهای خارجی مثل رنگهای لعابی، سنتی و ذیگر انواع رنگها و نیز استفاده از انواع روکشهای ساخته شده با مواد رزینی مثل رزینهای اکریلیک، الکید، پلی استر، فنولیک، نیتروسلولز و ... است.

عوامل موثر در نما سازی ساختمانهای مدرن :

-نحوه و میزان دسترسی سازندگان و مالکان ساختمانها به مصالح ساختمانی.

-نوع و شیوه اجرایی که در احداث ساختمان بکار گرفته می‌شود.

-نوع کاربری ساختمان یا فضای مورد نظر (اداری ، مسکونی ، آموزشی و ...).

-شرایط و وضعیت محل یا منطقه احداث ساختمان(آب و هوا، میزان رطوبت، زمین شناختی و ...).

-مسایل اقتصادی از نظر میزان بودجه و اعتبار اختصاص یافته برای احداث سازه مورد نظر (در پروژه های د-و-ل-تی) و میزان توان مالی افراد در ساخت منازل شخصی.

-رعایت اصول زیبایی شهری یا روستایی و مد نظر قرار دادن هماهنگی ظاهری و نمایی ساختمان با سازه و ساختمانهای مجاور.

-جهت وزش بادهای زمستانی و نیز جهت و نحوه تابش آفتاب بر سطح نما.

-و درنهایت گسترش علم و فناوری ارتباطات، برای بهره گیری از وسایل وتجهیزات مدرن و مصالح نوین و نیز ایده گرفتن از نماسازی سایر کشورهای دارای سبکهای خاص و پیشرفته در معماری ساختمان، البته متناسب با شرایط محیطی و اقلیمی‌منطقه مشابه در کشور.

نکاتی که در نماسازی ساختمانهای با نمای سنگی، آجری، بتنی، شیشه‌ای و ... باید رعایت کرد:

-تمیز کردن سطح زیرین نما قبل از نما کاری طوریکه از هر نوع آلودگی (گردو خاک، شوره زدگی، دوده گرفتگی، زنگ فلزات، باقی مانده های مصالح سطح زیرین و ...) کاملاً پاک شود.

-در صورت استفاده از نماهای آجری، برای جلوگیری از جذب آب ملات توسط آجرهای نما، زنجاب کردن آجرها و نیز بکارگیری ملات با نسبت آب و سیمان و ماسه و آهک مناسب با قدرت چسبندگی و مقاومت مناسب. در این نوع نما، چیدن آجرها بصورت کله وراسته برای مشارکت آجرهای نما در باربری سازه و همچنین به منظور پیوستگی آجر نما با آجرهای پشت ِکار لازم است. البته نباید فراموش کرد که انجام نماهای آجری باید در شرایط محیطی مناسب و با دما و میزان رطوبت استاندارد و بدون یخبندان صورت گیرد. ذکر این نکته هم لازم است که آجر مصرفی در نمای ساختمان با آجرهایی که در دیوارهای تیغه‌ای یا باربر مصرف می‌شوند متفاوتند. علاوه بر این، این آجرها باید فاقد هرگونه ترک خوردگی، شوره زدگی و آلودگی های شیمیایی باشند و البته بایستی در برابر شرایط نامساعد محیطی از جمله یخبندان های شدید مقاومت بالایی داشته باشند.

-استفاده از سیمانهای ضد سولفات در نماهای بتنی، سیمانی و آجری برای مقابله با حمله سولفاتها و جلوگیری از آسیب دیدگی و تخریب نما و در کل تمام ساختمان لازم است.

-نصب آبچکانها و قرنیزهای شیبدار ( شیب به داخل) برای ممانعت از نفوذ آب و رطوبت بداخل ساختمان.

-اجرای همزمان و هماهنگ دیوار چینی در نما در تمام ارتفاع ساختمان و لابند کردن آجرها.

-بند کشی صحیح و اصولی با ملات ریزدانه و پرمایهء مناسب و متراکم برای زیبایی بیشتر و نیز ممانعت از نفوذ آب و رطوبت بداخل دیوارنما و دیوار زیرین.

-استفاده از سنگهای نمای پردوام و با مقاومت بالا در برابر یخ زدگی و شرایط نا مساعد جوی و محیطی ( نور خورشید، آب و رطوبت )، با بافت و شکل مطلوب، بدون ترک خوردگی و خلل و فرج و مهمتر اینکه از نظر قیمت دارای صرفه اقتصادی باشد.

-در صورت بکار گیری سنگهای رودخانه‌ای و سنگهای ضخیم در نماهای سنگی باید تا گرفتن کامل ملات از قالبهای مناسب استفاده کرد.

-در صورت استفاده از سنگهای پلاک بایستی از این سنگها در برابر رطوبت یخبندان مراقبت نمود و مواد زاید را از سطح این سنگها پاک کرده و با استفاده از یکی از روشهای زیر سنگها را کاملاً به سطح زیرین محکم کرد: لقمه گذاری، پیچ و رولپلاک کردن، نصب سیم و اسکوپ یا قلاب برای اتصال بهتر و محکمتر.

-در نماهای بتنی، سیمانی که در تهیه این نوع بتنها مورد استفاده قرار می‌گیرد باید، در برابر حملات مواد شیمیایی و نیز تغییرات درجه حرارت و رطوبت دارای سرعت کسب مقاومت بالایی باشد. در تابستان باید از سیمان با گرمای هیدراته پایین و در زمستان بر عکس باید از سیمان با گرمای هیدراتاسیون بالا استفاده کرد. لازم به ذکر است که اختلاط بتن و حمل ونقل، قالب بندی، ریختن وتراکم آن نیز باید بطور کاملاً صحیح و اصولی و در شرایط محیطی مناسب و ایده‌ال هم از نظر دما و هم از نظر میزان رطوبت انجام شود.

-سنگدانه های و به طور کلی مواد اولیه مصرفی در تهیه مصالح و ترکیبات لازم برای کار نماسازی باید تمیز و عاری ازهر گونه نا خالصی اعم از خاک، گل و لای، ناخالصیهای معدنی و مواد زاید بوده و در عین حال دارای مقاومت بالا و شکل و بافت مطلوب و مناسب باشند. البته آب مصرفی در بتنها و ملاتها نیز باید عاری از انواع ناخالصی ها باشد (مثل آب آشامیدنی یا آبهای کاملاً تصفیه شده).

-رنگ آمیزی مجدد ساختمان در مواقع لزوم؛ چراکه چند سال پس از ساخت ساختمان، تحت تاثیر شرایط جوی و محیطی رنگ ساختمان دچار تغییرات فیزیکی و شیمیایی شده و کیفیت و حالت مطلوب اولیه خود را ازدست داده و نیاز به بازسازی (رنگ آمیزی مجدد) دارد.

-آماده سازی سطح زیر کار برای نما سازی: بسته به نمایی که قرار است استفاده شود سطح زیر کار باید قبل از احداث نما، بند کشی، کرم بندی، شمشه گیری، خراشیده یا آجدار شود و یا در صورت نیاز توری سیمی‌ویا توری مرغی نصب شود و سطح آن هموار و شاید هم ناهموار شود( برای اتصال بهتر نما و سطح زیر کار)، تمیز کردن و پاک کردن سطح زیرین از هر گونه آلودگی مثل لکه ها، اضافه ها و باقی مانده مصالح، دوده ها و گرد و خاک و ... امری کاملاً ضروریست. و در صورت وجود خرابی و نقصان در سطح زیر کار باید آسیب دیدگی های آن به طور کامل بر طرف شود و بعد کار نما سازی روی آن صورت گیرد زیرا در غیر این صورت این خرابیها به مرور زمان به نما هم منتقل شده و باعث آسیب دیدگی آن می‌شود.

-در صورت نیاز استفاده از عایقهای رطوبتی و حرارتی در نما و ممانعت از نوسانات شدید دمایی در مصالح نما خصوصاً در زمان گیرش آنها امری کاملاً اجباری است.

-رنگ آمیزی و ضد زنگ کردن شبکه های فلزی که در ماتریسها و ملاتهای سیمانی یا آهکی و یا گلی قرار می‌گیرند، ضروری است.

-کاستن از فاصله زمانی و مکانی بین ساخت بتن و ریختن آن در قالب مورد نظر و متراکم کردن آن در نماهای بتنی لازم است.

-بتن ریزی در میزان رطوبت و دمای مناسب محیطی؛ بهترین دما برای بتن ریزی بین 20 تا 40 درجه سانتی گراد است، که این نوسان دما بستگی به دمای محیط موقع بتن ریزی دارد.

-باید سعی شود که دمای آب مصرفی برای ساخت بتن یا ملاتها، در مراحل مختلف یکنواخت باشد.

-همواره باید این نکته را مد نظر داشت که علل خرابی نماهای سنگی (سنگهای بادبر، مکعبی، لایه‌ای، رودخانه‌ای، سنگ پلاک (لوحه سنگ)، چند وجهی‌های منظم و نا منظم و ...) یکی از عوامل زیر است: نصب کردن ناصحیح سنگهای نما - استفاده از مصالح غیر استاندارد - اتصال و پیوستگی نا مناسب بین سنگهای نما و سطح زیر کار. پس باید سعی شود که هیچکدام از کارهای غیر اصولی فوق انجام نگیرد که هم نما و هم مجموعه ساختمان دچار نقصان و خسارت جزیی یا کلی شوند. نا گفته نماند که نم و رطوبت یکی از دلایل پیوستگی ناقص بین سنگهای نما و سطح زیر کار است، بنابراین خشک نگه داشتن سطح تماس این دو چه در زمان اجرا و چه بعد از آن کاملاً ضروری است.

-در نما سازی های آجری بند کشی بین ردیفها به دو دلیل زیر باید به طرز کاملاً صحیح انجام شود: زیبایی هر چه بیشتر نمای ساختمان - ممانعت از نفوذ آب، رطوبت، تغییرات یکباره و شدید دما، بخارت و گازهای مخرب، و اسیدی موجود در هوای محیط بداخل سیستمهای پوششی محافظ و جدا کننده ساختمان خصوصاً دیوارها.

دلایل آسیب دیدگی نمای ساختمانها:

نمای ساختمانها در اثر عوامل زیر دچار خرابی هایی از قبیل طبله کردن، ترک خوردگی، شوره زدگی، آلوئک، لکه دارشدن، پوسته پوسته شدن، کنده شدن سنگها و آجرهای نما، تغییر رنگ و ظاهر اولیه نما و ... می‌شوند:

-نشست جزیی یا کلی ساختمان - یخبندان و انجماد آب یا رطوبت اضافی موجود در نما یا سطح زیرکار- انقباض و انبساط هاو یخ و آب شدنهای متوالی و با اختلاف دمای شدید - شوره زدگی یا سولفاته شدن نما در اثر استفاده از آب حاوی سولفاتهای محلول در آب مصرفی برای ساخت ملاتهای سیمانی و گچی و... و نیز بتن مصرفی در تولید نماهای بتنی، البته این مواد سولفاتی ممکن است در خود آجر یا ترکیبات دیگر ملاتها هم وجود داشته باشند - آتش سوزی خصوصاً در نماهای بتنی - ترک خوردگی و به طور کلی آسیب دیدگی سطح زیر کار - اختلاط نادرست ترکیبات و اجزا در نماهای بتنی و سیمانی و نیز ملاتهای مصرفی - استفاده از نوسان بالای دما برای گیرش سریع اندودها و ملاتهای بکار رفته در نما سازی بعنوان مثال استفاده از وسایل گرم کننده.

همانطور که در ابتدا بیان شد، یکی دیگر از اهداف نما سازی برای ساختمانها علاوه بر حفظ دوام و پایداری آن، زیبایی و جلوه ظاهری مناسب و مطلوب ساختمان است، که هم موجب دلپذیری و جذابیت بیشتر ساختمان می‌شود و هم در نهایت افزایش وزن بصری وزیبایی کلی منطقه محل ساخت آنرا در پی خواهد داشت. این چنین نمایی مسلماً اثر مطلوب‌تر و بهتری بر دید و روحیه ساکنان و بینندگانِ ساختمان خواهد داشت. بنابراین نکات بر شمرده فوق راهکارهایی هستند که بیشتر به منظور دوام، مقاومت و کارایی بیشتر و افزایش عمر مفید و پر بازده نما کارایی دارند و در زیبایی نما نقش کمرنگ تری را ایفا می‌کنند. بنابراین برای اینکه نمای ساختمان جلوه و دید بصری درخور توجهی داشته باشد، علاوه بر دستورالعملهای سازه‌ای فوق، باید بارعایت ضوابط معماری و بکارگیری رهیافتهای مربوط به افزایش جذابیت و صمیمیت ساختمان در نما تلاش کرد تا حد امکان علاوه بر اینکه ساختمان از نظر سازه ای دارای مقاومت کافی در برابر نیروهای داخلی و خارجی است، با رعایت ضوابط فوق و صد البته با بکارگیری خلاقیت ها و نوآوری های فردی معمار و حتی بنا البته ضمن حرکت در چارچوب ضوابط معماری خارجی ساختمان و نما سازی، دارای ظاهری مطلوب و ایده‌ال باشد. از جمله؛ آرایه دادن به پنجره ها با بکار گیری میلگردها و چارچوبهای شکیل با رنگها و خم و راستهای زیبا و مناسب. - استفاده از روکشهای بازتابی و منعکس کننده خصوصاً در نمای ستونهایی که در کنار ورودی ها قرار می‌گیرند. چراکه این کار باعث کاهش حجم ظاهری ستون شده و از طرفی هم جنبه مانع بودن آنرا از بین می‌برد. - ایجاد شیارهای تزیینی در سطح دیوارها، که نه تنها اثر منفی در خصوصیات عایق صوت و حرارت بودن ان ندارد، بلکه موجب کاهش ضخامت ظاهری دیوار و در نتیجه دید بصری بهتر آن ودر کل نمای زیباتر ساختمان می‌شود. - ایجاد انحنا در بالای ورودی ساختمان که ضمن تاکید بر وجود ورودی اهمیت، جذابیت و صمیمیت نما را بیشتر می‌کند. _ وجود اندود سفید در نما خصوصاً در قسمت ورودی ساختمان که در واقع نوعی نور-پردازی محسوب می‌شود، که باعث جلب توجه و زیبایی بیشتر نمای ساختمان می‌شود.- بکار گیری رنگ تیره تر و سنگین تر ( مثلاً استفاده از سنگهای گرانیتی ) در قسمت پایین و رنگهای روشنتر در بالای نما، موجب افزایش وزن بصری و جذابیت قامت سازه شده و هم به نوعی استقامت، پایداری و استحکام را در نما و خود ساختمان به بیننده القا می‌کند و همین باعث می‌شود که فرد احساس اطمینان و آرامش بیشتری بکند. در واقع این کار باعث می‌شود که سازه به دو قسمت بالا و پایین تقسیم شود که همین امر باعث می‌شود که ارتفاع و در کل حجم ظاهری ساختمان کمتر به نظر برسد. _ ترفند دیگری که در زیباتر شدن نما می‌تواند موثر باشد، بکار گیری خطوط سفید( چارچوب یا نمای سفید ) به دور پنجره ها خصوصاً پنجره های دایره‌ای شکل و یا با شکلهای نزدیک به آن است. زیرا این کار ترکیب بندی رسمی‌تر و اندازه ظاهری مناسبتری به آنها می‌دهد .

نما در واقع واسطه و بهتر بگوییم زبان گویای ساختمان با محیط اطراف آن محسوب می‌شود. بنابراین اجرای صحیح و اصولی آن یعنی تقویت و تحکیم ساختمان و قدرت بیان آن.

نتیجه گیری:

پذیرفتن این موضوع چندان سخت نیست که «نما» درمیان مفاهیم مختلف ساختمان سازی از اهمیت بصری اجتماعی تری برخوردار است. نمای یک ساختمان در حقیقت وجه اجتماعی آن ساختمان و زبان دیالوگ و تعامل آن با فضای اطرافش است. ایده های یک معمار، در طراحی یک بنا تنها در نمای آن بناست که رخ می نمایاند و اگر خوب طراحی شده باشد، ما را با زبان بصری خود به درون دعوت می کند. این بعد از معماری البته در طراحی شهری نیز اهمیت دو چندانی دارد؛ زیبا شدن جلوه ظاهری و بیرونی ساختمان و در نتیجه ایجاد دورنمای مناسب برای محلی که ساختمان در آن واقع شده است، یکی از این دلایل است. از طرفی می توان از نگاه مهندسی سازه هم دلایل قانع کننده ای برای توجه به نمای یک ساختمان عنوان کرد:

- کاهش اتلاف انرژی در تمام مدت سال، چرا که نما در ساختمان نقش یک عایق حرارتی و برودتی را ایفا می کند که از هدر رفتن انرژی تولیدی سیستم های گرمایشی و سرمایشی جلوگیری می کند، همچنین می تواند موجب دفع و انعکاس گرما در تابستان، خاصه در مناطق گرمسیری شود و عکس همین عملکرد را در فصل زمستان برای جذب انرژی خورشیدی و گرم شدن ساختمان ها در مناطق سردسیری ایفا کند.

- نمای ساختمان به عنوان یک عایق صوتی ایده آل و مناسب عمل می کند. کاملا واضح است که نمای ساختمان نقش بسیار مهمی در کاهش ورود آلودگی های صوتی و صداهای آزاردهنده محیط بیرون به فضای داخلی ساختمان ایفا می کند.این موضوع در ابرشهرهای با آلودگی صوتی بالا، بیشتر نمود پیدا می کنند.

در ساخت وسازهای عصر حاضر، این عایق کاری صوتی با استفاده از نماهای شیشه ای و با به کارگیری شیشه های چندلایه، به نتایج بهتر با بازده بیشتری رسیده است. زیرا هم بهره گیری از نور بیرون برای تامین روشنایی داخل ساختمان سهل تر است و هم از ورود صداهای ناهنجار به داخل جلوگیری می شود.

-کمک به افزایش دوام و پایداری ساختمان ها در برابر شرایط نامساعد جوی و محیطی و در نتیجه افزایش عمر مفید ساختمان

کلمات کلیدی : نمای کرتین وال, نمای شیشه ای, نمای فریم لس,اسپایدر

منبع : http://www.pjiran.ir

مقایسه ساختمانهای بتنی و فولادی

 
هر روز هنگام عبور از خیابان‌های شهر شاهد ساخت و سازهای روز افزونی هستیم، ساختمان‌های مختلف از یك طبقه تا 60 طبقه كه جلوی آنها انواع مصالح دیده می‌شود.
 

هر روز هنگام عبور از خیابان‌های شهر شاهد ساخت و سازهای روز افزونی هستیم، ساختمان‌های مختلف از یك طبقه تا 60 طبقه كه جلوی آنها انواع مصالح دیده می‌شود؛ سازه‌هایی كه گاه از بتن ساخته می‌شوند و گاه از فولاد.در مورد اینكه كدام نوع سازه بر دیگری برتری دارد، اختلاف نظر شدیدی بین سازندگان ساختمان‌ها وجود دارد. معمولاً معیارهای ساخت، جواب‌های متفاوتی برای ما به همراه دارند.

عمده عوامل مؤثر در این روند، هزینه، زمان و كیفیت ساخت هستند. هزینه ساخت و سود حاصل از این سرمایه‌گذاری با زمان اتمام طرح رابطه تنگاتنگی دارند. بدیهی است هر چه زمان طرح طولانی‌تر ‌شود شاهد افزایش قیمت مصالح، قیمت تمام شده طرح، هزینه‌های متفرقه و بازگشت دیرتر سرمایه خواهیم بود كه خوشایند هیچ سازنده‌ای نیست.

سازه‌های بتن آرمه در مقابل سازه‌های فولادی معمولاً نیاز به هزینه كمتر و زمان بیشتری برای ساخت دارد؛ در حالی‌كه سازه‌های فولادی ابتدا نیاز به سرمایه زیادی برای خرید آهن آلات دارد ولی در عوض شاهد سرعت اجرای بالاتری خواهیم بود. بنابراین در ساختمان‌های عادی كمتر از 6 طبقه در نهایت از این منظر تفاوت زیادی وجود ندارد.



در اسكلت‌های فولادی حتماً باید تمام اسكلت آماده باشد تا بتوان سقف را اجرا كرد. به عبارت دیگر اول باید تیر و ستون‌هایی وجود داشته باشد تا بتوان روی آن سطحی به نام سقف یا همان كف اجرا كرد. در حالی‌كه در سازه‌های بتن آرمه ابتدا ستون‌های هر طبقه و سپس سقف همان طبقه كه خود مشتمل بر تیر‌ها و كف یكپارچه‌تری نسبت به سازه‌های فولادی است اجرا می‌شود.

مزیت این روش نسبت به روش اول آن است كه می‌توان طبقه مورد نظر را سریعتر برای اجرای دیگر مراحل از جمله تیغه چینی، اجرای تأسیسات مكانیكی و برقی و... در اختیار سایر پیمانكاران قرار داد كه خود موجب تسریع در روند طرح خواهد بود.

ولی به‌طور كلی زمان اجرای سازه‌های فولادی در مقیاسهای بزرگ تا حدودی كوتاه‌تر از سازه‌های بتن آرمه و هزینه‌های سازه‌های بتن آرمه كمتر از سازه‌های فولادی است كه هر سازنده‌ای با توجه به شرایط و معیار‌های خود تصمیم‌گیرنده اصلی است.

حال با فرض وجود شرایطی كاملاً ایده‌آل، یعنی عدم‌وجود محدودیت زمان و هزینه‌ها، عامل سوم یعنی كیفیت سازه را بررسی می‌كنیم. كیفیت را می‌توان از جنبه‌های متفاوتی مانند مقاومت در برابر بارهای ثقلی وارده و زلزله، مقاومت در برابر حرارت، ابعاد، دهانه‌های قابل پوشش، تعداد طبقات قابل طراحی، قابلیت ترمیم آسان و... مورد نقد و بررسی قرار داد. با توجه به گستردگی و پیچیدگی مسئله، در اینجا فقط تصمیم‌گیری برای ساختمان‌های عادی را مورد توجه قرار می‌دهیم.

اولین و مهم‌ترین نكته قابل ذكر در این مورد مقاومت مصالح و ابعاد مصالح مصرفی است. معمولاً هر چه اعضای باربر ما ابعاد بزرگتر از نگاه عام و ممان اینرسی بالاتر از دید مهندسی داشته باشد، رفتار سازه‌ای مناسب‌تر است و هر چه مصالح مصرفی كه در عرف ساختمان‌سازی‌ بتن یا فولاد هستند قابلیت تحمل نیروهای بیشتر را داشته باشند منجر به طراحی اعضای ظریف‌تری خواهند شد.

اگر هر دو عامل در كنار هم قرار گیرند منجر به رسیدن به سختی و صلبیت بالاتری خواهند شد كه جزء اصلی‌ترین آیتم‌های طراحی یك مهندس محاسب به شمار می‌روند.

در طراحی سازه‌ها، مقاومت بتن را 10 درصد مقاومت فولاد فرض می‌كنند بنابراین ابعاد ستون‌ها و تیرهای بتنی، به‌مراتب بیش از سازه‌های فولادی است. البته این ابعاد بزرگ اعضای بتنی، ممان اینرسی بسیار بالاتری نسبت به گزینه دیگر به ارمغان خواهند آورد كه در نهایت سازه بتنی، سختی بالاتر و معمولاً رفتار سازه‌ای مناسب‌تری دارد.

« سازه‌های بتنی سنگین هستند.»
در پاسخ به این ایراد باید گفت: ابعاد بزرگ سازه تا جایی مورد پذیرش یك مهندس است كه منجر به سنگینی بیش از حد سازه نشود و با توجه به آنكه بحث ما در مورد سازه‌های عادی كمتر از 6 طبقه است تفاوت وزن اسكلت نیز آنچنان نخواهد بود تا مهندس طراح را به سمت طراحی سازه فولادی بكشاند. این موضوع در بسیاری از سازه‌های عظیم نیز صادق است كه برج 56 طبقه تهران نمونه بارزی از این دست است.

بحث زلزله كه بحث داغ این روزهای تهران است می‌تواند جنبه دیگری از كیفیت مناسب یك سازه باشد. سازه‌های بتن آرمه عادی و به ویژه مجهز به دیوارهای بتنی به‌علت سختی بالا نسبت به سازه‌های فولادی در برابر زلزله، در بیشتر موارد مقاومت بسیار بالایی از خود نشان می‌دهند اما سازه‌های فولادی نیز می‌توانند همین رفتار را از خود نشان دهند مشروط برآنكه طراحی مناسبیداشته باشند.



نكته قابل تامل اینجا است كه این رفتار به چه قیمتی به دست خواهد آمد؟ اگر طراحی، یك طراحی بدون نقص باشد، هم سازه فولادی و هم سازه بتن آرمه در چند ثانیه وقوع زلزله، با حداقل خسارت ممكن جان سالم به در خواهند برد. اما كار به اینجا ختم نخواهد شد و پس از زلزله‌های زیادی شاهد شكستگی لوله‌های گاز و وقوع آتش سوزی‌های مهیب بوده‌ایم كه گاه از خود زلزله مخرب‌تر هستند.

با توجه به اینكه اطفاء حریق بلافاصله بعد از وقوع حادثه ممكن نیست، ساختمان باید به گونه‌ایطراحی شود كه تا چند ساعت متوالی بتواند آتش را با حداقل خسارات وارده تحمل كند. درسازه‌های بتن آرمه مقاومت بالایی در برابر آتش سوزی وجود دارد، اما درسازه‌های فولادی درصورتی‌كه تمهیدات ایمنی لازم در آنها صورت نپذیرد در چند دقیقه ابتدایی حریق، شاهد تخریب‌های بسیار سریع و غیرقابل جبران خواهیم بود كه این مورد نیز مزیتی بسیار ارزشمند برای سازه‌های بتن آرمه به حساب می‌آید.

اما آنچه اكثر مهندسان را نسبت به سازه‌های بتن آرمه به شدت بد‌بین كرده، عدم‌قطعیت‌ها، یكنواخت نبودن مقاومت بتن و كم اطلاعی بسیاری از سازندگان از نحوه عمل‌آوری و به دست آوردن نتیجه‌ای مطلوب از این ماده است.
قابلیت اشتباه در تهیه بالقوه این نوع ماده در مقابل فولاد توجیه دیگری است كه از سوی عده زیادی در مخالفت با بتن ارائه می‌شود، چرا‌كه ممكن است حین عمل آوری، مقاومت فشاری كمتر از حد مورد نیاز به دست آید.

این گروه معتقدند جبران یك اشتباه در سازه‌های بتن آرمه در مواردی منجر به تخریب اجباری سازه می‌شود در حالی‌كه فولاد در هر لحظه كه سازنده اراده كند با هزینه‌ای به نسبت پایین قابل ترمیم و تقویت است

در پاسخ به این ایراد باید گفت این عدم‌قطعیت‌ها در آیین نامه‌ها با اعمال ضریب ایمنی بسیار بالایی پیش‌بینی شده تا جایی كه در موارد زیادی شاهد مقاومتی چند برابر مقاومت مورد نیاز در ساخت این قبیل سازه‌ها هستیم.از سوی دیگر این عدم‌قطعیت كیفیت بتن در شالوده وسقف‌های سازه فولادی نیز وجود دارد و صرفاً متعلق به سازه‌های بتن آرمه نیست.

در نهایت باید بر این موضوع تاكید كرد كه به‌طور كلی هم سازه‌های فولادی و هم سازه‌های بتن آرمه درصورتی كه در طراحی آنها سیستم مناسب و منطبق بر آیین‌نامه‌های به روز، مورد استفاده قرار نگیرد و متخصصین متبحر آنها را اجرا و مهندسین با تجربه بر اجرای آنها نظارت مستمر نكنند، هیچ رجحانی از نظر كیفیت و قابلیت اطمینان بر دیگری ندارند.

فراموش نكنیم معیار چهارمی نیز در انتخاب وجود دارد؛ معیاری كه 3 معیار هزینه، زمان و كیفیت را تحت سیطره خود قرار می‌دهد: فولاد به‌عنوان یك سرمایه ملی ماده‌ای است كه ارزان به دست نمی‌آید و همانند نفت روزی تمام خواهد شد؛ ماده‌ای كه باید در صنایع ارزشمندتر ‌ و یا حداقل در سازه‌های خاص كه نیاز به ظرافت خاصی دارند و پس از بررسی‌های علمی برتری فولاد در آن محرز شده، مورد استفاده و بهره برداری قرار گیرد تا شاهد رشد اقتصادی در دیگر زمینه‌هاباشیم.

به هر حال،استفاده از سازه‌های بتن آرمه با توجه به مصرف به‌مراتب پایین‌تر از فولاد (به‌صورت میلگرد) هم از نظر سازه‌ای و هم از نظر اقتصادی و هم از جنبه ملی به‌مراتب مناسب‌تر و بهینه‌تر از سازه‌های فولادی است.

معماری نیوز

نکاتی در خصوص اداره ونگهداری قسمتهای مشاع در آپارتمانهای مسکونی



* اداره آموزش هاي مردمي معاونت آموزش قوه قضائيه
اشاره: رشد شهرنشيني و تراكم جمعيت در شهرها موجب افزايش آپارتمان‌نشيني بويژه در شهرهاي بزرگ شده است و قوانيني نيز جهت تنظيم روابط حقوقي مردم، براي اينكه در آرامش بيشتري به‌سر ببرند وضع شده است. طبق موازين قانوني هيچ‌كس نمي‌تواند و نبايد استفاده از حق خود را موجب وارد كردن ضرر به ديگران بنمايد و شايد يكي از مهمترين دلايل به وجود آمدن اختلافات ميان همسايگان در آپارتمانها عدم آگاهي ايشان از مقررات مربوط به آپارتمان نشيني باشد، اين در حالي است كه برابر آموزه‌هاي مردم در كشور ما احترام به همسايه و حقوق او يكي از امور واجب محسوب مي‌شود.
براي آشنايي با مقررات و قواعد حاكم بر روابط همسايه‌ها در آپارتمان‌ها ابتدا ضروري است كه قسمت‌هاي مشترك و اختصاصي در يك ساختمان را از يكديگر تفكيك كنيم.
1ـ قسمت‌هاي اختصاصي:‌ به بخش‌هايي از ساختمان گفته مي‌شود كه عرفاً براي استفاده انحصاري شركت ملك معين اختصاص يافته باشد. مانند آشپزخانه، اتاقها و سالن پذيرايي و...
2ـ قسمت‌هاي مشترك:‌ به بخش‌هايي از ساختمان گفته مي‌شود كه به طور مستقيم و يا غيرمستقيم مورد استفاده تمام شركا مي‌باشد و نمي‌توان حق انحصاري براي آنها قائل شد مانند پله‌ها،‌ آسانسور، پشت‌بام، حياط و... بنابراين گذاشتن لوازمي چون ميز و صندلي، كپسول گاز، كباب‌پز، وسايل مستعمل و يا نگهداري حيوانات در قسمت‌هاي مشترك ممنوع است. زيرا قسمت‌هاي مشترك در ملكيت مشاع تمام شركاء ملك است. هرچند كه در قسمت‌هاي اختصاصي واقع شده باشد (مثل پاسيو) و يا از آن قسمت‌ها عبور نمايد.قسمت‌هاي مشترك و مشاع در يك ساختمان مي‌تواند شامل موارد ذيل باشد:
*زمين زيربنا خواه متصل به بنا باشد يا بنا به وسيله پايه‌روي آن قرار گرفته باشد.
*تأسيسات قسمت‌هاي مشترك از قبيل چاه آب و پمپ، منبع آب، مركز حرارت و تهويه، رخت‌شويخانه‌،‌ تابلوي برق،‌كنتورها،‌ تلفن مركزي،‌ انبار عمومي ساختمان، اتاق سرايدار در هر قسمت بنا كه باشد،‌آسانسور و محل آن، چاههاي فاضلاب،‌ لوله‌ها از قبيل لوله‌هاي فاضلاب،‌ آب، برق، تلفن،‌ حرارت مركزي،‌ تهويه مطبوع،‌ گاز،‌ نفت، هواكش‌ها،‌ لوله‌هاي بخاري،‌گذرگاه‌هاي زباله و محل جمع‌آوري آن‌و...
*اسكلت‌ ساختمان (جدارهاي فاصل بين قسمت‌هاي اختصاصي مشترك بين آن قسمت‌ها است مشروط به آنكه جزو اسكلت‌ ساختمان نباشد).
*درها،‌ پنجره‌ها، راهروها، پله‌ها، پاگردها كه خارج از قسمت اختصاصي قرار گرفته‌اند.
*تأسيسات مربوط به راه‌پله مانند وسايل روشنايي، تلفن، زنگ اخبار و تأسيسات مربوط به آنها به استثناي تلفن‌هاي اختصاصي، شيرهاي آتش‌نشاني، محل اختتام پله و ورود به بام و پله‌هاي ايمني.
*بام و كليه تأسيسات آن كه براي استفاده همه شركا يا حفظ بنا در آن احداث شده است.
*محوطه ساختمان، باغچه كه جنبه اختصاصي ندارند و در سند قسمت اختصاصي نيز ثبت نشده‌اند.
هزينه شارژ قسمت‌هاي مشترك چگونه محاسبه مي‌شود؟ بر مبناي نفر يا مساحت؟
شركاي ساختمان موظفند هزينه‌هاي مشترك را بپردازند و مبناي محاسبه بستگي به توافق آنان دارد كه در اين صورت طبق آن رفتار مي‌شود اما اگر مالكين چنين توافقي نداشته باشند (حتي يك نفر) سهم هر يك از مالكان يا استفاده كنندگان (مثل مستأجر) از هزينه‌هاي مشترك آن قسمت كه ارتباط به ميزان مساحت اختصاصي و زيربنا ندارد مانند هزينه‌هاي مربوط به سرايدار،‌ نگهبان،‌متصدي آسانسور، هزينه نگهداري تأسيسات (نه تعمير آن) باغبان، تزئينات قسمت‌هاي مشترك و . . . به طور مساوي بين مالكان يا استفاده كنندگان تقسيم مي‌شود.
اگر آپارتماني داراي مستأجر باشد اين هزينه‌ها از چه كسي وصول مي‌شود؟
اگر در قرارداد اجاره پرداخت هزينه‌هاي مشترك بر عهده مالك باشد و مالك از پرداخت آن خودداري كند مستأجر مي‌تواند از محل اجاره‌بها هزينه‌ها را بپردازد و اگر در قرارداد اين هزينه‌ها بر عهده مستأجر باشد مدير ساختمان از او مطالبه مي‌كند و در صورت خودداري به مالك اصلي رجوع مي‌نمايد.
آيا مدير ساختمان مي‌‌تواند از مالكان قبل از انجام تعميرات پول دريافت كند؟
در صورت تصويب مجمع عمومي جهت هزينه‌هاي ضروري و فوري مي‌تواند وجوهي را به عنوان تنخواه گردان از مالكان دريافت كند.
در صورت عدم پرداخت هزينه‌هاي مشترك مدير ساختمان مي‌تواند آب، برق، تلفن و... را قطع كند؟
در صورت امتناع مالك يا مستأجر از پرداخت سهم خود در ابتدا بايد مراتب به‌وسيله اظهارنامه با ذكر مبلغ بدهي و صورت ريز آن به طرف مقابل ابلاغ و هزينه‌ها مطالبه شود. اگر ظرف 10 روز از تاريخ ابلاغ اظهارنامه بدهي پرداخت نگرديد مدير مي‌تواند از دادن خدمات مشترك (نه اختصاصي مانند برق) از قبيل شوفاژ، تهويه مطبوع،‌آب گرم و امثال آن خودداري كند و اگر اين كار امكان‌پذير نباشد (براي مثال هر يك از مالكان كنتور آب مستقل داشته يا آب گرم و مخزن مستقل داشته باشند) يا قطع آن خدمات مؤثر در فرد خاطي نباشد مدير مي‌تواند به دادگاه شكايت كند و دادگاه خارج از نوبت به شكايت رسيدگي مي‌كند و واحد بدهكار را از دريافت خدمات دولتي كه به مجموعه ارائه مي‌شود محروم مي‌نمايد و تا 2 برابر مبلغ بدهي او را جريمه خواهد كرد و اين جريمه به نفع ساير شركا و مجموعه پرداخت مي‌شود.
البته مالك يا مستأجر نيز حق دارد به نظر مدير ساختمان و هزينه‌هاي او معترض شود و ظرف 10 روز از تاريخ اظهارنامه به دادگاه شكايت نمايد.
اعظمی

هفت عامل در انتخاب نوع اسكلت ساختمان

 

     

 

عوامل متعددي مانند خرد گرايي وتوسعه علم وتوسعه فلسفه وبه ويژه گسترش تكنولوژي موجب تكوين مدرنيسم شد .استفاده از مظاهر تكنولوژي از جمله كاربرد فلز در ساختمان سازي شروع شد. نياز به استفاده از سازه هاي فلزي و كاربرد شيشه در ساختمان هاي شيكاگو و تكوين مكتب شيكاگو در1871 و ساخت برج ايفل زمينه اي مناسب را براي استفاده از مصالح جديد فراهم كرد.
بعد از جنگ جهاني نياز به احداث ساختمان هايي با استفاده از معماري مدرن شكل گرفت ميس وندرو ولوكوربوزيه از معماران مشهور دوران متعالي بودند. لوكوربوزيه اصول پنجگانه اي مانند مرتفع سازي وباغ روي بام وپلان ازاد وكاربرد پنجره كشيده ونماي ازاد واستفاده از سقف كنسول را از اصول معماري مدرن مي دانست. به تدريج توجه به طبيعت در اثار معماري ونيز توجه به تنديس گرايي در كارهاي لوكوربوزيه و رايت موجب تنوع يافتن احجام مدرن ساده شد.از اواسط قرن بيستم در مورد اصول معماري مدرن شك پديد آمد وعده اي به سادگي بسياري از اثار مدرن وعده اي به بي توجهي ان به فرهنگ وتاريخ انتقاد كردند .انتقاد از مدرنيسم در دهه 60 قرن بيستم فزوني يافت ودر ادامه ان پست مدرنيسم پديد امد .

ساختار گرايي (كانستراكتيويسم) در اوايل قرن بيستم شكل گرفت ومدتي مورد توجه برخي از هنرمندان بود ولي بعد از ان مورد انقاد قرار گرفت وسبك جديدي به نام ديكانستراكشن پديد آمد. گسترش تكنولوژي موجب شكل گيري مكتب ديگري با عنوان هاي تك و سپس كاربرد تكنولوژي همراه با توجه به زيست مدرن باعث پديدامدن اكوتك شد .هندسه فراكتال وفولد از ديگر گرايش هاي پديد امده در معماري غرب به شمار مي ايند. با شكل گيري برخي از انديشه ها وابداعات سبك هاي جديدي به وجود مي آيند كه همه نظريه ها جنبه عمومي پيدا نمي كند.اما آنچه در ايران ودر برخي از كشورها روي مي دهد غالبا به سبب عدم شناخت عميق و تحليلي به شكل نوعي تقليد است وتجربه نشان داده است كه از اوايل چهار ده شمسي تا كنون در زمينه طراحي معماري كمتر موفق به نظريه پردازي هايي شده ايم كه مورد استقبال جامعه حرفه اي قرار گيرد. در اين مقاله سعي مي شود كه به بررسي انواع سبك ها در غرب در صد سال گذشته بپردازيم و مروري اجمالي به انواع سبك ها ومعماران موفق در اين سبك ها واثار ان ها داشته باشيم. ودر اخر به بررسي روند ونتيجه اين سبك ها در ايران داشته باشيم.

1-1 مدرنيته: جهان مدرن در مقابل دنياي كهن منظر وديدي متفاوت از هستي دارد .و باور به ان دارد كه عقل جاي تفكرات ذهني دوره قرون وسطا را مي گيرد .مدرنيته وضعيت وحالتي است كه در تاريخ اتفاق افتاده است .ونوعي نگرش به هستي وزندگي است ولي مدرنيسم ايدئولوژي و بنا به رويكردي فهم مدرنيته از خودش است. اكثر معماران معتقد هستند كه اغاز عصر مدرن با پيدايش انسان گرايي وخرد گرايي در قرن 15 در شمال ايتاليا شروع شد. عواملي مثل رنسانس ودين گرايي و علم مداري وانقلاب صنعتي به اين روند شتاب داد. اولين ساختمان مدرن در اواخر قرن 18 ساخته شد. از جمله اين ساختمان ها مي توان به نمايشگاه بين المللي در هاي پارك لندن ويا ساختمان قصر بلورين توسط جوزف پاكستن اشاره نمود .مي توان گفت كه اين ساختمان اولين اثر معماري با مصالح كاملا مدرن يعني آهن وشيشه بود. نمايشگاه ديگري در شهر پاريس به منا سبت يكصدمين سال انقلاب كبير فرانسه بر گزار شد دو بناي مهم به نام هاي برج ايفل وتالار بزرگ ماشين در اين نمايشگاه جلب توجه مي كرد. ساختمان تالار ماشين نيز در نوع خود بي نظير بود . اين ساختمان با تمامي مصالح جديد يعني شيشه وفولاد ساخته شده بود .دهانه وسط اين بنا با خرپاي 115متر پوشيده شده بود كه خود يك ركورد در ساختمان سازي بود .مهندس معمار اين ساختمان فرديناند دوترت بود.

2-1:معماري مدرن اوليه: شروع معماري مدرن به صورت مدون و با استفاده از انديشه مدرن از اواخر قرن 19 ميلادي بود وخاستگاه اين معماري در امريكا در شهر شيكاگو ودر اروپا در شهر هاي پاريس وبرلين بود .دوره معماري مدرن اوليه از نيمه دهه 1880تا اوايل جنگ جهاني اول يعني سال 1914 بود. مكتب شيكاگو: شيكاگو در اواخر قرن 19 مركز خطوط راه اهن وارتباط شرق وغرب امريكا بود . در طي دو دهه اخر قرن نوزدهم اولين نمونه هاي ساختمان هاي مدرن به دور از هر گونه تاريخ گرايي و تزيينات در شيكاگو ساخته شد .ساختمان هاي اين دوره بلند مرتبه با اسكلت فولادي بود . اولين مهندس مطرح در اين دوره ويليام لي برون جني بود .جني ساختمان بيمه را بين سال هاي 5-1833 ساخت .بعد از او شركت ها وافراد ديگري مثل شركت برنهم وروت ساختمان شانزده طبقه بلوك مانودناك را بين سال هاي 91-1889 ساختند.ديوار اين برج ديوار باربر وسازه ان فلزي بود .اين برج فاقد هر گونه تزيينات بود.بعد از اين شركت ها شركت د يگري به نام ادلر وساليوان ديگر شركت هاي مهم اين مكتب بود لميي معروف ترين معمار اين سبك به شمار مي رفت . او براي اولين بار شعار" فرم تابع عملكرد" را كه از شعارهاي محوري معماري مدرن بود مطرح كرد .او علاقه زيادي به تزيينات نداشت و هر گونه تزيينات رادر ساختمان رد مي كرد.

روش هاي طراحي واجرايي واصول نظري اين معماران به نام مكتب شيكاگو شهرت يافت ومي توان ان را اصول اوليه معماري مدرن محسوب كرد كه مهمترين اين اصول عبارتند از: الف)استفاده از اسكلت فولادي ب)نمايش ساختار در بنا ج)عدم تقليد از سبك هاي گذشته د)استفاده اندك از تزيينات و)استفاده از پنجره هاي عريض نمايش گاه بين المللي كلمبيا ضربه سختي به مكتب شيكاگو وارد كرد ودوره افول اين مكتب فرا رسيد.اگر چه عمر اين مكتب از دو دهه فراتر نرفت ولي از چند جهت اين مكتب حايز اهميت بود اول ان كه پيشرفت تكنولوژي واستفاده از تكنيك ها ومصالح جديد مانند اسكلت فلزي وشيشه وتاسيسات مركزي واسانسور عرصه جديدي در معماري ايجاب كرد. دوم ان كه در احداث اين ساختمان ها از فولاد استفاده شد و فولاد جاي چدن را گرفت . سوم ان كه اين اولين سبك در معماري با گستره جهاني بود كه در امريكا شروع شد و معماران امريكايي معماران اروپايي را تحت تاثير خود گذاشتند. به تحقيق بايد اذعان نمود كه برج سازي به شيوه مدرن چه ازجهت ساختار وچه ازجهت نما شاخصه معماري مدرن است واز مكتب شيكاگو الهام گرفته شده است. مكتب هنر نو: هنر نو نام سبكي در اروپا بود كه ابتدا در هنرهاي داخلي ومعماري داخلي شروع به فعاليت كرد وسپس با الهام از گذشته واستفاده از مصالح مدرن مانند فولاد وبتن ساختمان هايي با تزيينات فرم هاي طبيعي وگياهي شكل دادند. زمينه هاي فكري اين سبك را مي توان در سبك هنرها وصنايع دستي در قرن نوزدهم در انگلستان يافت. اين سبك در انگلستان به نام سبك مدرن و در فرانسه به نام هنر نو ودر المان به نام سبك جوان ودر اتريش به نام سبك جدايي نام گرفت. از اصول فكري پيروان اين مكتب مي توان به موارد زير اشاره كرد:
الف) انتقاد وجدايي از مكتب هاي تقليدي
ب) جدايي از گذشته
ج) ابداع فرم هاي جديد
د) هنر مناسب زمان
ه) استفاده از فلز براي اسكلت ونما
و) استفاده از تز ئيينات و فرم هاي طبيعي ويكتور ارتا اولين معمار در اين سبك به شمار مي ايد.
در خانه تاسل در بركسل ارتا نه تنها ستون ها را به نمايش مي گذارد بلكه فرم انها را به صورت ساقي گياهي در مي آورد . هكتور گيومارد معمار نامي اين سبك در فرانسه بود وي باالهام از ارتا سردري هاي مترو پاريس را با اهن وچدن به شكلي نوظهور وخميده دراورد. چارلز رنه مكنتاش در انگلستان معمار معروف اين سبك تلقي مي شد ودر اتريش دو معمار به نام هاي جوزف الريش وجوزف هافمان روش جديدي براي سبك معماري خود مستقل از گذشته ارائه دادند و با بيان اين كه هر چيزي كه عملكرد ي نيست زيبا نمي باشد گامي بزرگ در اين سبك گذاشتند.بايد توجه داشت كه اين مكتب در اوج اقتدار سبك هاي تاريخ گرايي همچمون نئوكلاسيك ورومانتيك در اروپا ظاهر شد . كار شايان اگوست تبديل بتن مسلح به يك نوع مصالح معماري بود كه در تئاتر شانزليزه اين كار خود نمايي مي كند. به نحوي كه بتن نه تنها به عنوان مصالح به كاررفته است بلكه جزيي از نما محسوب ميشود. در ايران بهترين نمونه ها ي هنر نو را مي توان در ساختمان هاي طراحي شده توسط وارطان اوانسيان معمار ارمني تبار دردوره پهلوي اول ودوم در تهران مشاهده كرد. جنبش فوتوريسم : اين جنبش در ايتاليا وبعد از جنگ جهاني اول ظهور كرد وپديد اورندگان اين جنبش خواستار جهاني بودند كه يكسره خود را با شرايط جديد به وجود امده در اثر انقلاب صنعتي وظهور تكنولوژي جديد تطبيق دهد وان چه را كه مربوط به جهان قبل از صنعت مدرن است از تاريخ حذف كنند . بنيان گذار اين سبك فيليپوتوماسو بود وتاكيد بيشتر اواين بود كه زيبايي جهان توسط زيبايي جديدي به نام "سرعت" غناي فزون تري يافته است. اين جنيش نسبتا عمر كوتاهي داشت و شروع جنگ جهاني اول اغازي بود بر پايان اين جنبش كه مي خواست در تاريخ معماري تحولي جديد ايجاد كند.هيچ ساختمان مهمي به اين سبك ساخته نشد.مطالب نظري معماري فوتوريسم همچون توجه به علم وتكنولوژي وجهان اينده وگسست از گذشته وبلند مرتبه سازي همه از مواردي بودند كه بعد ها تاثير بسياري برافكار وطرح هاي معماران مدرن متعالي همچون كوربوزيه وگروپيوس وهمچنين سبك هايي چون كانستراكتيوسم وهاي –تك گذاشتند.

3-1) معماري مدرن متعالي : معماري مدرن متعالي ويا به اصطلاح اوج معماري مدرن در بين دو جنگ جهاني اول ودوم يعني دردههاي 20و30ميلادي در اروپا ودر امريكا مطرح شد.يكي از موضوعات كليدي وبسيار مهم در دوره متعالي مسئله صنعت وتوليدات صنعتي بود. وتمامي معماران متعالي در اين دوره به نوعي با مسئله تكنولوژي در گير بودند.از پيشگامان اين دوره كه سعي درقطع كردن وابستگي هاي معماري مدرن به گذشته بودند مي توان به والتر گروپيوس وكوربوزيه اشاره اي كرد. كانستراكتيويسم: معماري كانستراكتيوسم به لحاظ مباحث نظري وساختمان هاي طراحي شده توسط معماران ان يكي از سبك هاي مهم براي تبيين اصول ساختمان هاي مدرن در بين دوجنگ جهاني بود.خاستگاه اين معماري شوروي بود .يكي از اولين ساختمان هاي اين سبك كه نماد اين سبك به حساب ميايد ماكت بناي يادبود بين الملل سوم است كه توسط ولاذيمير تاتلين طراحي شد.اين بناي مارپيچ حلزوني شكل به ارتفاع 390متر نمايشي بود از اعتقاد سوسياليسم بر روند تكاملي تاريخ به صورتي كه تاريخ خود را تكرارمي كند به طوري كه هر تكرار از مرحله اي بالاتر وفراتر از مرحله قبل است ودر نهايت تكامل تاريخ به سوسياليسم وكمونيسم منتهي ميشود.از وسط اين برج فولادي مر تفع ساختمان شيشهاي پارلمان اويزان است الكساندر وسنين يكي از نظريه پردازان ومعماران مهم اين سبك به شمار ميرود طرح ساختمان روزنامه پراودا اثر اين معمار است.كانستراكتيويست ها خواستار دگرگوني بنيادين در روشهاي ساخت وساز سنتي وبه طور كل نگرش جديد نسبت به هنروزيبايي بودند. يكي از اولين شعارهاي ان ها در اوايل دهه 1920 چنين بود:"مرگ بر هنر زنده باد تكنولوژي زنده باد تكنسين هاي كانستراكتيويست. از اواخر دهه 1920 اين سبك بر كشورهاي غربي تاثير گذارد و در فرانسه وهلند وسوييس و انگلستان نمونه هايي از ساختمان ها به اين سبك اجرا شد.ساختمان هاي هانزماير و الترگروپيوس در المان كه با اسكلت فلزي وپوسته شيشيه اي ساخته شده بودند شباهت زيادي به كارهاي كانستراكتيويست ها دارد .در امريكا در فيلاد دلفيا طرح ساختمان انجمن وجوه پس انداز تحت تاثير معماري كانستراكتيويسم بوده است.از اوايل دهه سي معماري كانستراكتيوسم رو به افول گذارد. وبه جاي ان مجددا رجعت به گذشته وتاريخ گرايي وبالاخص سبك نئوكلاسيك در شوروي مورد توجه قرار گرفت. لوكوربوزيه: بهترين مصالح ساختماني مدرن يعني بتن وبه نهايت زيبايي رسيدن ان در معماري مورد استقبال قرار گرفت و كارهاي وي مورد استقبال جهاني قرار گرفت. كوربوزيه شهر هاي اينده را شهرهايي تجسم نموده كه از اسمان خراش هاي عظيم ومرتفع تشكيل شده است .در هر يك از اسمان خراشهاي چند عمل كردي حدود چند صد هزار نفر زندگي وكار خواهند كرد در اين ساختمان ها اپارتمانهاي مسكوني وادارات وفروش گاه ها در يك محله بسيار بزرگ فراهم است و اهالي اين ساختمان ها به دور از سر وصدا بوده و به جاي ان از افتاب ومناظر زيبا استفاده مي كنند.بر اساس اين نظريه دوشهر مهم در دهه پنجاه ميلادي طراحي واجرا شد. يكي شهر چنديگار در هند بود كه توسط خود لوكوبوزيه طراحي شد وديگري شهر برازيليا در برزيل بود كه توسط لوچيو كوستا به عنوان پايتخت جديد طراحي گرديد. در زمينه معماري كور بوزيه خانه را به عنوان ماشيني براي زندگي عنوان كرد.همان گونه كه اتومبيل ماشيني براي حركت است .وي پنج اصل رادر ساختمان هاي مدرن معرفي كرد كه عبارتند از:
الف : ستون ها ساختمان ها را از روي زمين بلند مي كنند
ب: بام مسطح وباغ روي بام
ج: پلان ازاد
د: پنجره هاي طويل و سرتاسري
ه: نماي ازاد و كف ها و ديواره ها بصورت كنسول .
كوربوزيه عقايد مطرح شده خود را در مورد معماري در طرح ويلاي ساووا در پواسي در شمال پاريس به نمايش گذارد .وي تكنولوژي را به عنوان منبع الهام معماري مدرن وپنج اصل ساختمان مدرن را به صورتي هنرمندانه وشاعرانه در اين ماشين زيستي پياده كرد .عملكرد هاي اين ساختمان كه همچون ماشيني بي الايش در وسط و مسلط بر محيط اطراف قرار دارد فراهم نمودن شرايط اسايش براي انسان است. خانه ماشيني است براي زندگي (ايده اصلي كور بوزيه) معماري ارگانيك: بينش معماري ارگانيك ريشه در فلسفه رمانتيك دارد .رمانتيسم يك جنبش فلسفي وهنري وادبي است كه در اواخر قرن هيجده ونوزده ميلادي در شمال غرب اروپا شكل گرفت وبه ساير مناطق اروپا وامريكا سرايت كرد.اين جنبش واكنشي در مقلبل خرد گرايي عقل مدرن بود . فرد ريش ويلهم شيلينگ كه يكي از بنيان گذاران مهم فلسفه رمانتيك محسوب ميشود معتقد بود كه طبيعت جزيي از خود انسان است وبين انسان وطبيعت جدايي نيست.

 معماري ارگانيك در امريكا در قرن 19 توسط فرانك فرنس ولويي ساليوان شكل گرفت اوج شكوفايي اين نظريه را مي توان در نيمه قرن اول بيستم در نوشتارهاي فرانك مشاهده كرد. ساليوان كه خود از پايه گذاران سبك مكتب شيكاگو ومعماري مدرن در امريكا بود اعتقاد زيادي به فرم هاي طبيعي وسبك ارگانيك داشت .ساليوان به روشي معتقد بود كه مشابه پروسه به وجود امدن در طبيعت بود.او براي اولين بار اصطلاح" فرم تابع عملكرد" را بيان نمود وچنين عنوان كرد كه بعد از مشاهده مستمر پروسه طبيعي به اين نتيجه رسيدم كه كه فرم تابع عملكرد است يعني ساليوان فرم تابع عملكرد را در پروسه رشد وحركت طبيعي مي ديد. از مشخصه هاي بارز اين ساختمان مي توان به پنجره هاي سرتاسري وكنسول نمودن بام ونشان دادن مصالح در ساختمان اشاره كرد .ازجمله شاخص ترين نمونه هاي اين ساختمان ها بايد از خانه روبي در حومه شيكاگو نام برد.در اوايل قرن بيسم به تدريج ايده هاي رايت در ساختمان هايش شكل مي گرفت .اگرچه رايت با تكنولوژي مدرن مخالفتي نداشت ولي تكنولوژي را وسيله اي براي رسيدن به يك معماري والاتر كه از نطر وي همانا معماري ارگانيك بود ميدانست وي در معماري ارگانيك نه عبارت را مشخص كرده بود: الف) طبيعت: درختان وابرها فقط شامل بيرون نمي شدند بلكه شامل داخل بنا نيز مي شد . ب) ارگانيك: به معناي همگوني و تلفيق اجزا نسبت به كل وكل نسبت به اجزا است. ج) شكل تابع عمل كرد: عمل كرد صرف صحيح نمي باشد بلكه تلفيق فرم وعملكرد واستفاده از ابداع وقدرت تفكر انسان در رابطه با عمل كرد ضروري است.فرم وعمل كرد يكي است. د) لطافت : تفكر وتخيل انسان بايد مصالح وسازه سخت ساختمان را به صورت فرم هاي دل پذير وانساني شكل دهد . مكانيك ساختمان بايد در اختيار انسان باشد ونه بالعكس. ه) سنت: تبيعت ونه تقليد از سنت اساس تفكر معماري ارگانيك است. و) تزيينات: بخش جدايي نا پذير با معماري است رابطه معماري با تزيينات مثل گل ها به شاخه هاي بوته مي باشد. ز) روح: چيزي نيست كه به ساختمان القا شود بلكه در درون ان بايد وجود داشته باشد. ح) بعد سوم : برخلاف اعتقاد عمومي بعد عرض نيست بلكه ضخامت وعمق است. ط) فضا: عنصري است كه بايد دائما در حال گسترش باشد . شاهكار معماري ارگانيك و رايت را مي توان در خانه ابشار در ايالت پنسيلوانيا در امريكا ديد. رايت معتقد بود كه ماهيت ساختمان بايد نشان داده شود به گونه اي كه شيشه به عنوان شيشه وسنگ به عنوان سنگ به كار رود. هرچند كه معماري ارگانيك بر خلاف كارهاي كوربوزيه صورتي جهاني نيافت ولي با اين حال پيرواني در ساير كشورها پيدا كرد.در ايران نيز مي توان در كارهاي مهندس هوشنگ جسيحون وپارك جمشيديه معماري ارگانيك را مشاهده كرد. خانه ابشار (تلفيق معماري وطبيعت)

4-1) معماري مدرن متاخر: رايت در اين دوره به عنوان معروف ترين معمار امريكا شناخته مي شد وكوربوزيه به عنوان استاد مسلم معماري مدرن از عقايد خود در معماري فاصله گرفت و معماران ديگري هم به اين جمع اضافه شدند . معمار ديگري به نام رودولف با طراحي دانشكده معماري ييل در امريكا بهترين نمونه ازاين سبك را نشان داد . در اين ساختمان نماي نمايان بتن شيار داده شده بود تا زبري ان وضوح بيشتري داشته باشد.در اين دوره شهر ديگري به نام برازيليا به عنوان پايتخت جديد در كشور برزيل توسط لوچيو كوستا طراحي شد. معمار ديگر برزيلي اسكار بود كه بسياري از ساختمان هاي مدرن اين شهر را طراحي كرد اين شهر نيز مانند عقايد كوربوزيه طراحي شد. شهر همانند يك هواپيما طراحي شده بود كه در وسط ان بخش اداري ودر بال ها محلات مسكوني قرار داشت . اگرچه در اين شهر اسمان خراش صد هزار نفره وجود نداشت ولي ساختمان هاي مكعبي با فاصله هاي زياد تبلوري واضح از ايده كوربوزيه بود . در ايران شهرك اكباتان در تهران مثال بسيار خوبي از شهر سازي بر اساس عقايد كوربوزيه بود. ميس ونده رو ديگر معمار صاحب نام مدرن تا پايان عمر بسيار فعال بود . او ساختمان هاي مكعب شكل خود را با استفاده از شيشه وفولاد طراحي مي كرد ودر كارهاي او منحني الخط وجود نداشت وهمه طراحي ها بااستفاده از خطوط عمودي وزواياي نود درجه طراحي مي شد. از معماران ديگر اين دوره مي توان به فيليپ جانسون واي ام پي اشاره كرد . در اخر بايد اشاره كرد كه معماري مدرن نقطه عطفي در تاريخ معماري جهان بود زيرا براي اولين بار نگرش از سنت وگذشته به عنوان منبع الهام معماري تغيير جهت داد وپيشرفت به عنوان موضوع وهدف اصلي معماري مطرح شد.

 اعظمی

بررسی انواع یوبوت در بازار ایران و مقایسه آنها با یکدیگر

                

 

1. تاریخچه

استفاده از دال‌ مجوف دوپوش (یوبوت) در ایران از سال 1388 با تایید مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن آغاز گردید. اولین شکل قالب‌های تایید شده در مرکز تحقیقات، طبق مدارک و نمونه‌های ارائه شده به آن مرکز، به صورت قالب‌های مکعبی شکل با ابعاد 52 سانتیمتر و ارتفاع‌های مختلف‌(16، 20، 24 و ...)‌ و دارای شیب ملایم در اضلاع از بالا به پایین به طرف بیرون بوده است. (شکل 1)

 

شکل 1–  قالب یوبوت

جنس این قالب‌ها از پلی‌پروپیلن بازیافتی بوده و توسط دستگاه تزریق پلاستیک تولید می‌شود.

2. ماهیت و عملکرد قالب‌های یوبوت:

هدف اصلی از قرار دادن قالب‌های یوبوت در داخل دال‌های بتنی، ایجاد حفره‌های خالی در داخل دال و حذف بتن ناکارآمد در میان آن می‌باشد. این کار باعث می‌گردد تا علاوه بر سبک‌تر شدن دال، امکان پوشش دهانه‌های بزرگتر به دلیل ضخامت و سختی زیاد دال امکان‌پذیر باشد. (شکل 2و3)

این قالب‌ها نقش سازه‌ای نداشته و فقط وظیفه حذف بتن و ایجاد حفره در داخل بتن را دارند و پس از گیرش بتن، عملا کارایی دیگری ندارند. به دلیل عدم خارج کردن قالب‌ها از میان بتن به آنها قالب‌های ماندگار نیز می‌گویند.

   

                    شکل 2- تامین دهانه بزرگ

                                  شکل 3- سقف یوبوت

3. انواع قالب یوبوت:

قالب‌های یوبوت موجود در بازار ایران را می توان به چهار دسته تقسیم نمود:

  • قالب یوبوت تک
  • قالب یوبوت دوبل
  • قالب یوبوت اصلاح شده
  • قالب یوبوت پلی استایرن

از آنجایی که هر چهار نوع قالب اشاره شده در بالا در بازار ایران قابل تهیه و استفاده می‌باشد، در ذیل به ارائه اطلاعات کامل از هر کدام از آنها و مقایسه مزایا و معایب آنها می‌پردازیم.

3-1. قالب یوبوت تک:

این نوع قالب اولین نوع یوبوت استفاده شده در صنعت ساختمان می باشد و دقیقا مطابق با مشخصات اولیه ارائه شده به مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن است. ابعاد این قالب‌ها 52 در 52 سانتیمتر و به صورت یک تکه می‌باشند. این قالب‌ها دارای بندهایی در چهار طرف خود هستند که علاوه بر تعیین فاصله بین قالب‌ها بنا به سلیقه طراح، باعث حرکت کمتر یوبوت‌ها در هنگام بتن‌ریزی می‌گردد. وجود پایه‌های موجود در زیر قالب‌های یوبوت با ارتفاع‌های مختلف باعث ایجاد لایه پایین با ضخامت‌های مختلف می‌شود و تعادل یوبوت را به دلیل قرار گرفتن کامل بر روی کف بر‌قرار می‌کند. (شکل 4)

 

 

شکل 4– قالب یوبوت تک

 

همانطور که در عکس بالا مشاهده می‌کنید، زیر این قالب‌ها باز می‌باشد و درهنگام بتن‌ریزی و پس از ریختن لایه اول بتن به ضخامت حدود 10 سانتی‌متر، هوا داخل آنها محبوس شده و اجازه ورود بیشتر بتن را به داخل آنها نمی‌دهد.

 از مزایای این نوع یوبوت می‌توان به هزینه تمام شده کمتر، سرعت بالای تولید و هزینه حمل کم به دلیل قرار گرفتن این قالب‌ها در داخل یکدیگر در زمان حمل و انبار، اشاره نمود.

بزرگترین عیب این قالب‌ها امکان ورود بتن به داخل قالب‌ها در صورت بتن‌ریزی نا‌مناسب می‌باشد که در این صورت فرض اصلی طراحی سازه که وجود حفره‌های خالی در سقف می‌باشد زیر سوال می‌رود. (شکل 5)

 

 

 

 

شکل 5– عکس مقطع دال با یوبوت تک

عیب دیگر این نوع قالب‌ها بتن‌ریزی در دو لایه است که ممکن است باعث ایجاد درز سرد افقی در بتن شود که از نظر آیین نامه‌ها مردود می‌باشد. همچنین با توجه به شکل قالب‌ها تمرکز تنش در حدفاصل لایه بتن پایین و تیر ایجاد شده در بین دو یوبوت به دلیل زاویه تند زیاد می‌باشد.

3-2. قالب یوبوت دوبل:

این قالب‌ها که می توان از آنها به عنوان نسل دوم یوبوت نام برد، با افزایش تجربیات استفاده از این سیستم در ایران و بررسی‌های بیشتر مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن ساخته شد. از آنجایی که ورود بتن به داخل یوبوت‌های تک باعث از بین رفتن فرض اولیه طراحی می‌گردد و با بررسی میدانی پروژه‌های مختلف اجرا شده با قالب تک توسط کارشناسان، مشخص شد در بسیاری از موارد بتن به داخل قالب یوبوت وارد شده است. لذا مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در ضوابط جدید ارائه شده، بسته بودن حجم یوبوت از تمام جهات را اجباری دانسته و در بند 2 و 3 ضوابط 4-3 شماره 4-3-1 به متن زیر اشاره می نماید:

"2- قالب‌هايU‐Boot  بايد به صورت احجام كاملاً بسته از هر طرف، توليد شوند تا از ورود بتن به داخل قالب جلوگيري به عمل آيد." 

همچنین این ضوابط در خصوص نحوه بتن‌ریزی اعلام می‌دارد:

"3 - بتن‌ريزي كل مقطع سقف شامل فضاي زير، بين و بالاي قالب‌ها بايد از آغاز تا پايان به صورت عملياتي پيوسته انجام شده و از به وجود آمدن اتصال سرد بين لايه‌ها احتراز شود."

 

 این امر باعث تولید قالب‌های دوبل با حجم کاملا بسته شد. شکل و ابعاد این قالب‌ها دقیقا مشابه قالبهای تک می‌باشد با این تفاوت که از دوتکه بر روی هم ساخته می‌شوند. (شکل 7)

 

   

شکل 7– قالب یوبوت دوبل

به دلیل بسته بودن حجم این یوبوت‌ها امکان نفوذ بتن به داخل آنها از بین می‌رود و دال ایجاد شده کاملا منطبق با ضوابط طراحی و آیین‌نامه خواهد بود. (شکل 8)

 

 

شکل 8– مقطع سقف یوبوت دوبل

 

دوتکه بودن این قالب‌ها باعث می‌گردد حجم مورد نیاز در حمل و انبار کاهش یابد و هر قطعه در محل پروژه به صورت حجم بسته در می‌آید. از معایب این نوع قالب می توان به هزینه بالاتر تولید و زمان بر بودن آن اشاره نمود.

3-3. قالب یوبوت اصلاح شده:

در بتن‌ریزی دال‌هایی که در آنها از قالب‌های یوبوت تک و دوبل با ابعاد 52 در 52 سانتیمتر استفاده شده است، باید از بتن با روانی (اسلمپ) بالا به همراه فوق روان‌کننده استفاده نمود و همچنین ویبره کردن بتن جهت پرشدن زیر قالب‌ها باید با دقت بالا انجام شود. در غیر این صورت بتن به زیر قالب‌ها نفوذ نکرده و نتیجه آن، ایجاد حفره در زیر سقف باشد.

یوبوت اصلاح شده با هدف برطرف نمودن این مشکل با ابعاد 30 سانتیمتری تولید می‌شود. همچنین با توجه به حجم بسته قالب‌ها، امکان ورود بتن به داخل آنها وجود ندارد که این امر مطابق خواسته ضوابط اجرایی می‌باشد. تولید این قالب‌ها به صورت بادی بوده و در نتیجه هزینه کمتری به نسبت قالبهای تک و دوبل خواهند داشت.( شکل 9 )



شکل 9– یوبوت اصلاح شده

 

یکی از معایب اصلی این قالب‌ها مصرف بتن بیشتر نسبت به قالب یوبوت دوبل می‌باشد. از آنجایی که حداقل فاصله بین قالب‌ها در ضوابط مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، 10 سانتیمتر در نظر گرفته شده، به دلیل کوچکتر بودن قالب‌های یوبوت اصلاح شده به نسبت قالب یوبوت دوبل، تعداد تیرهای ایجاد شده در یک سطح مشخص بیشتر و در نتیجه وزن آن نیز بیشتر می‌باشد. برای روشن‌تر شدن موضوع در زیر مثالی آورده شده است:

فرض کنید سطحی با ابعاد 11 در 11 متر داریم و می‌خواهیم این سطح را با یوبوت بپوشانیم و طبق ضوابط موجود فاصله بین قالب‌ها حداقل باید 10 سانتیمتر باشد. در صورت پوشاندن این سطح با یوبوت دوبل تعداد یوبوت مورد استفاده مطابق شکل زیر 324 عدد می‌باشد.

 

شکل 10– چیدمان یوبوت دوبل

در صورت استفاده از یوبوت اصلاح شده جهت پوشش این سطح مطابق شکل زیر، تعداد قالب مورد استفاده 729 عدد می‌باشد. همان‌طور که در هر دو شکل دیده می‌شود، برای یکسان‌سازی مقایسه یوبوت‌ها در هر دو سیستم حدود 15 سانتیمتر از لبه سطح فاصله داده شده است.

 

شکل 11– چیدمان یوبوت اصلاح شده

 

 حال فرض کنید یوبوت‌های مورد استفاده در هر دو حالت دارای ارتفاع 20 سانتیمتری هستند و می‌خواهیم بوسیله آنها دالی به ضخامت 34 سانتیمتر ایجاد کنیم. برای محاسبه میزان مصرف بتن این دال ابتدا نیاز به محاسبه حجم هر قالب یوبوت در دو حالت دوبل و اصلاح شده داریم.

حجم قالب یوبوت دوبل به صورت زیر محاسبه می‌گردد:

 

 

 

در محاسبه حجم یوبوت دوبل به دلیل وجود شیب در اضلاع آن مطابق شکل زیر از میانگین 49 سانتیمتر استفاده شده است.

 

شکل 9- مقطع یوبوت دوبل

حجم قالب یوبوت اصلاح‌شده نیز به صورت زیر محاسبه می‌گردد.

 

 

برای محاسبه میزان مصرف بتن در این دو حالت فقط کافیست حجم کل قالب‌های یوبوت در هر حالت از حجم کل بتن سطح بدون در نظر گرفتن قالب‌های یوبوت کسر گردد.

 

جدول مقایسه

 

     
   
     
     
     
     
   
   
   


 

با توجه به جدول بالا می‌توان نتیجه گرفت میزان مصرف بتن در دال با یوبوت اصلاح شده با طول و عرض 30 سانتی متری در این سطح به میزان 02/0 مترمکعب بر مترمربع بیشتر است. با در نظر گرفتن قیمت 100.000 تومان برای بتن در هر مترمکعب (تهیه، حمل و بتن‌ریزی)، هزینه اضافه بتن در هر مترمربع در حدود دو هزار تومان می‌باشد. همچنین این میزان بتن اضافه معادل 50 کیلوگرم بر مترمربع سطح می‌باشد که برای ساختمانی با متراژ حدود 5000 مترمربع به حدود 250 تن می‌رسد که این وزن می‌تواند تاثیر بسزایی در نیروی زلزله، ابعاد فونداسیون و دیگر اعضای سازه‌ای داشته باشد.

البته لازم به توضیح می‌باشد، یوبوت اصلاح شده جهت کاهش این مشکل با ابعاد بزرگتر از 30 سانتی‌متر نیز تولید می‌شود که در آن صورت اعداد محاسبه شده در بالا تغییر می‌نماید.

نکته بسیار مهم دیگر، عدم وجود پایه در یوبوت‌های اصلاح شده می‌باشد. این نکته باعث می‌گردد تا یوبوت‌های اصلاح شده مستقیما بر روی شبکه میلگرد پایین قرار گیرند که موجب می‌شود بتن اطراف میلگرد را نگیرد و میلگرد عملکرد سازه‌ای نداشته باشد.

 

 

 

به این دلیل است که مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، در ضوابطی که برای این سیستم در نظر گرفته است، قرار داشتن این قالب‌ها در درون قفسه از پیش‌ساخته شده (مانند سیستم کوبیاکس) را اجباری دانسته است. این قفسه باعث می‌گردد تا قالب‌ها به میلگرد شبکه پایین نچسبند و عملکرد سازه‌ای میلگرد حفظ شود.

شکل 15- ضوابط مرکز تحقیقات

 

شکل 16- عدم حرکت بتن در زیر قالب‌های یوبوت اصلاح‌شده

 

برخی از مجریان برای از بین بردن این مشکل، اقدام به افزایش کاور زیر شبکه میلگرد با استفاده از اسپیسرهای بلند‌تر می نمایندکه این موضوع باعث افزایش میزان مصرف بتن و وزن دال شده بدون اینکه کمکی به افزایش سختی دال نماید.

همچنین با توجه به عکس این قالب‌ها می‌توان متوجه شد فاصله ایجاد شده بین قالب‌های یوبوت اصلاح شده همیشه ثابت و 10 سانتیمتر بوده و آزادی عمل از طراح سازه جهت ایجاد فاصله بیشتر گرفته می‌شود. عدم وجود پایه در قالب یوبوت اصلاح شده باعث می‌گردد تعادل یوبوت به دلیل قرار گرفتن بر روی میلگرد‌ها (نه قالب) کمتر شود و به دلیل قرار گرفتن قالب‌ها بر روی شبکه میلگرد پایین، بتن به طور کامل اطراف میلگرد را نگیرد.

از آنجایی که این قالب‌ها به صورت یکپارچه تولید می‌شود، هزینه حمل آن‌ها به نسبت قالب تک و دوبل بیشتر می‌باشد. همچنین این قالب‌ها به دلیل داشتن زاویه 90 درجه در گوشه‌ها آن، دارای تمرکز تنش بیشتری به نسبت قالب‌های دوبل که دارای زاویه کمتر و لبه‌های منحنی شکل می‌باشد، دارند.

نکته قابل تامل در خصوص قالب‌های یوبوت اصلاح شده این است که بر خلاف بقیه سیستم‌های مشابه مانند کوبیاکس، پیش‌تنیده و یوبوت معمولی که در اکثر کشورهای اروپایی مورد بررسی و استفاده قرار گرفته‌اند، این سیستم فقط و فقط در کشور ایران در حال استفاده می‌باشد!!!؟

1-1. قالب یوبوت از جنس پلی استایرن

این قالب‌ها از جنس پلی استایرن تولید می‌شوند. به دلیل توپر بودن این قالب‌ها امکان نفوذ بتن به درون آنها وجود ندارد.

در جهان پلی‌استایرن به صورت گسترده در اجزاء ساختمان استفاده می‌شود که استفاده اصلی از آنها جهت سبک‌سازی می‌باشد. در سال‌های اخیر مراکز علمی تمرکز خود را بر روی بررسی استفاده از پلی استایرن بیشتر نموده و برخی از معایب آن را عنوان نموده‌اند.

اولین آن‌ها، تولید گاز سمی استایرن مونومر در دمای اتاق می‌باشد. علاوه بر این تعدادی از مطالعات انجام شده در دانشگاه پلی‌تکنیک میلان، این حقیقت را نشان داد که دال‌های سبکی که در میان آنها از پلی‌استایرن استفاده شده است، تحت گرمای زیاد ناشی از آتش‌سوزی بعد از 20 دقیقه منفجر می‌شوند. علت این امر آن است که هوای گرم به داخل حفره‌های موجود نفوذ کرده و باعث افزایش تصعید می‌شود. ضمناً برای جلوگیری از انفجار دال، تولیدکنندگان دریچه‌ای جهت کاهش فشار داخل حفره‌ها و خروج گاز از آنها تعبیه نموده‌اند که این امر باعث انتشار گاز سمی در محیط می‌شود.

لازم به توضیح است که یوبوت‌های تک و دوبل به دلیل استفاده از پلی‌پروپیلن در هنگام آتش‌سوزی گاز سمی از خود منتشر نکرده و آزمایش ERI180 بر روی آنها انجام پذیرفته است. در خصوص یوبوت اصلاح شده هیچگونه بررسی برای آتش‌سوزی انجام نشده است.

همچنین در بند 4 ضوابط ارائه شده در مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن آمده است:

" 4. مشخصات فني قالب ماندگارپلي‌پروپيلني مورد استفاده، بايد بر مبناي استانداردBBA  انگلستان باشد."

در صفحه 189 و 190 مبحث پنجم مقررات ملی ساختمان و مسکن (چاپ سال 1392) که مربوط به مصالح و فراورده‌های ساختمانی می‌باشد، علاوه بر اعلام مشخصات بتن و میلگرد این سقف‌ها، اعلام می‌دارد که جنس قالب‌های یوبوت از پلی‌پرو‌پیلن می‌باشد و نامی از پلی‌استایرن و یا جنس دیگری نمی‌برد.

شکل 17- مبحث پنجم مقررات ملی ساختمان و مسکن

 

از آنجایی که این دو سازمان (مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن و دفتر مقررات ملی ساختمان) اصلی‌ترین مراکز دارای صلاحیت در این موضوع می‌باشند، به راحتی می‌توان نتیجه گرفت درحال حاضر استفاده از قالب‌های یوبوت از جنس پلی‌استایرن و غیره (بجز پلی پروپیلن) غیر مجاز می‌باشد.

قابل ذکر است که هزینه حمل و انبار این قالب‌ها به نسبت قالب یوبوت تک و دوبل بیشتر می‌باشد.

 

4. نتیجه‌گیری:

با توجه به مطالب ارائه شده در بالا می‌توان نتیجه گرفت مناسب‌ترین نوع یوبوت در بازار ایران، قالب یوبوت دوبل بوده و به همین دلیل، مسئولان گروه آبراک در سال 1391 اقدام به تغییر کلیه سایز‌های قالب‌های تولیدی از حالت تک به دوبل نموده تا این گروه همچنان به عنوان یکی از اصلی‌ترین تولید‌کنندگان قالب یوبوت در ایران بتواند بهترین محصول را در اختیار کارفرمایان خود قرار دهد.

 آبراک

 

نکات آموزشی در خصوص سازه های مقاوم بتنی

- قاب صلب خمشی برای 25 طبقه اقتصادی میشود

- قاب صلب خمشی همراه با دیوار برشی برای 50 طبقه اقتصادی است

- سختی جانبی یک قاب صلب توسط مقاومت خمشی تیرها-ستونها واتصالات سازه تامین میشود

- درقابهای با ارتفاع زیاد،تامین سختی برعهده ستونهاست

- تغییر شکل در یک قاب صلب عمدتا برشی است

- هرچه درجه نامعینی سازه بیشتر باشدرفتار سازه در برابر زلزله بهتر خواهد بود

- سختی یک عضو با طول عضو نسبت عکس دارد

- ستونهای کوتاه تر سهم بیشتری در جذب انرژی دارند لذا بیشتر در معرض شکست قرار دارند

-بهترین حالت در سازه بتنی این است که هنگام زلزله مفصل در تیرها تشکیل شود

-طبق 2800 در سازه های قاب-دیوار اگر ساختمان کمتر از 8سقف باشد میتوان دیوار را برای 100 درصد وقاب خمشی را برای 30 درصد نیروی جانبی طرح کرد

- اگر ارتفاع دیوار برشی کم باشد، نیروی برشی بر طراحی حاکم است و اگر ارتفاع دیوار برشی زیاد باشد لنگر خمشی بر طراحی حاکم است

- در یک دیواربرشی در اثر بازشو، تیرهمبند نیروی برشی زیادی را به سازه تحمیل میکند

-در صورتی که نسبت دهانه به ارتفاع در تیر همبند زیاد باشد سختی تیر کاهش یافته و مانند تیر خمشی طراحی میشود

-طراحی تیر همبند  براساس طراحی تیرهای عمیق صورت میگیرد

مدیر وبلاگ-دوره ارتقا پایه نظام مهندسی ساختمان

نکات درس مقاوم سازی ساختمانهای فلزی وبتنی-بهسازی لرزه ای

*/* مفاصل پلاستیک:

-اگر خاموت به اندازه کافی در مقطع باشد......پلاستیکی شدن آن خمشی میشود......نواحی مفصل پلاستیک در تکیه گاه محدود میشود.....در ناحیهM max

-اگرعضو ضعف برشی داشته باشد(برش در ستون ثابت است).......کل ستون خراب میشود

-تخریب خمشی(پلاستیک شدن خمشی)  ، تخریب برشی(پلاستیک شدن برشی)..... پلاستیک خمشی بهترست

- Mnمقاومت خمشی              Vnبرش خمشی

-سازه مطلوب یعنی..............Mnکم وVnزیاد

در سازه خوب........MnVمقاومت برشی

در سازه بد.......Mn>MوVn

-بهتر است ابتدا تخریب خمشی اتفاق بیافتد(تخریب خمشی بهتر از تخریب برشی است)

-مفاصل پلاستیک، بالقوه هستند

-مفاصل پلاستیک 3بعدی وجود ندارد

-محل تشکیل لنگر پلاستیک در تیرها باید باشد

-بارمحوری،چرخش پلاستیک را کاهش می دهد

-هرچه زلزله بیشتر شود،نواحی مفصل پلاستیک، غیر خطی تر می شود.

-اگرلنگر به MPبرسد یعنی تمام تارها جاری شده اند.

-وقتی لنگر به MP رسید یعنی لنگر ثابت میماند

-اگرلنگر به MPیابرش به Vpبرسد،مقطع از نظر خمش،پلاستیک میشود

-نواحی که بیشترین لنگر را دارند را محل تشکیل مفصل پلاستیک گویند

-با تشکیل اولین مفصل پلاستیک در مقاطع............... حالت خطی تمام میشود

-درنواحی تکیه گاهی تیرها ،لنگر ماکزیمم میشود

-اگر بخواهیم مقاومت را افزایش دهیم......................................بهسازی مقاومت

-اگر بخواهیم شکل پذیری را افزایش دهیم.............................بهسازی شکل پذیری

-کد360 دستورالعمل بهسازی لرزه ای ساختمانهای موجود

*/*ترازهای عملکردی:

-ترازهای عملکردی عبارتند از:

1-آستانه فروریزش(C.P) 2-ایمنی جانی(L.S) 3-بهره برداری آنی(I.O)

*حد مجاز برای(1):کلانتریها-رییس جمهور-بیمارستان وغیره

*حدمجاز برای(2):خانه های مسکونی(سطح عملکرد 2800)

*حد مجاز برای (3): سیلوها-ویلای کم استفاده

-ضریب اهمیت(I) برای ساختمانهای معمولی(1) –ساختمانهای موقت(8/0)

-عوامل موثر در اضافه مقاومت:1-جاری شدن غیر همزمان در اعضا2-سخت شدگی3-اضافه مقاومت4-ضرائب

- درساختمانهای بلند نتیجه تحلیل خطی وغیر خطی با هم برابر میشوند.

- بهتر است از Rنهایی استفاده شود

-بین 30% تا35% هزینه های نوسازی را به بهسازی اختصاص میدهیم.طرح اقتصادی تر میشود

-هدف بهسازی:  1-سطح عملکرد(ترازهای عملکرد)  2-سطح خطر(ترازهای خطر)

- CP(آستانه فروریزش)     LS(ایمنی جانی-هدف 2800)  IO(بهره برداری آنی)

-هرچه دوره بازگشت(TR) بیشتر باشد ، نیروی زلزله بیشتر میشود

-زلزله طرح ............................. دوره بازگشت475 ساله ......BASE1(سطح خطر1)

-زلزله بهره برداری................ دوره بازگشت72سال

-دوره بازگشت2475 ساله...................................................... BASE2(سطح خطر2)

- زلزله2475 سال......................MCE(maximum creaditable earth quick)

-سطوح عملکرد عملکرد ساختمان:IO/LS/CP

-سطوح عملکردی متشکل از عملکرد سازه ای وغیر سازه ای است

-عملکرد سازه ای:(STRACTUAL)

S1=IO…………….S3=LS…………….S5=CP

-عملکردغیر سازه ای( NONSTRACTUAL)

N.A=OP……………N.B=IO…………N.C=LS………..ND=CP

-اگر خواستیم ساختمان LSباشد باید:   1-سازه ای باشد        S3 2-غیرسازه ای باشدN.C

-انتخاب سطح عملکرد با مالک است

-سطح عملکرد ساختمان بستگی به:

1-سطوح عملکرداجزای سازه ای(s1=io /s3=ls /s5=cp)

2-سطوح عملکرداجزای غیر سازه ای(N.A=OP/N.B=IO/N.C=LS/ND=CP

-در جدول اهداف بهسازی.....1-درآئین نامه 2800 مقدارKراچک میکند 2-KوPخیلی حساس است

-طبق نشریه 360 باهدف بهسازی مبنا................ K

-طبق نشریه 360 باهدف بهسازی مطلوب……...K+P

Kایمنی جانی در475سال است-Pآستانه فروریزش در2475سال است

Kهدف مبنا(در نشریه360)           

طبق FEMA.......................هدف بهسازی مبنا K+P

 

درجدول سطوح عملکردی-سطوح خطر:

-Mبهترین   dبدترین

-افزایش هزینه......افزایش کیفیت ساختمان

درادارات............ kوpکنترل میشود

-هدف مطلوب=K-P     هدف مبنا=K        هدف ویژه=K-P وزیرقطری

-تراز آگاهی =K

-انواع سطوح خطر برای 72سال-225سال-475سال-2475سال کنترل میشود

مواردی که بهسازی لازم است:

1)اگر براساس آئین نامه 2800 نگارش به روز طراحی نشده باشد،نیاز دارد

2)براساسFEMA310براساس سریع ولزوم بهسازی را بررسی میکند

-هیچ لزومی ندارد که FEMA356پاسخگو باشد

-اساس کار360-356 است

-2800 فقط (K)را بررسی میکند

-ارزیابی سریع .........310

-درآیین نامه آمریکا براساس حد نهایی است

-2800 به درد محاسبات بهسازی نمی خورد

-تحلیلهای مورد استفاده مهندسی،خطی است

-آئین نامه آمریکا 356 مهم است

-درنمودار رعایت تغییر مکان..........روش نشریات 360-356 ملاک است

-R=M بایک تفاوت اصلی که: M برای هرعضو از سازه است-Rبرای کل سازه است

-درنشریه360 برای هر عضو یک Mتعریف میکند

-Mبزرگتر........نیروی کوچکتر..............نازکتر طراحی میشود

-اعضای ساختمان متشکل از:1-عناصرسازه ای(تیر-ستون-فونداسیون-دیواربرابر)2-غیر سازه ای(سقف-دیوار-سقف کاذب-نما)

-دریک قاب خمشی.....کلیه اعضا اصلی هستند

-اعضای سازه ای:1-اصلی(علاوه بر تحمل بارهای ثقلی،نیروهای زلزله را نیز تحمل میکنند)2-غیر اصلی(بارثقلی را با تغییر شکل های زلزله تحمل میکنند)

-ارزیابی عینی..........بایددرهرطبقه حداقل20%تا40% اعضا واجزا واتصالات بازدید شود

-آزمایش متعارف در سازه بتنی..... حداقل2نمونه از هر عضو(ستون-تیر-فونداسیون) وحداقل6مغزه از هر سازه

 

 

*/* اعضای فیوز(DC):

-QCLمقاومت کرانه پایین(سیم در ماشین-قوی تر....FC)   QCEمقاومت مورد انتظار(فیوز......DC)

-DC........اعضای کنترل شونده با تغییر مکان                                

-FC........کنترل شونده بانیرو......اعضای ترد

- اعضای FCنباید غیر خطی شوند

-فیوزها را لب مرزی طراحی کنیم

-سیم هارا قوی تر طراحی کنیم

-فیوز خمشی ضعیف=رفتارخمشی(خوب)

-فیوزبرش ضعیف=رفتار برشی(بد)

 مصالح فولادی:

A-میخواهیم از مقاومت مشخصه استفاده کنیم(FY)

FYe=1/1FYواقعی(فیوز).............FYL=FYاحتیاطی(سیم)

B-میخواهیم از نتایج آزمایش استفاده کنیم(FY1-FY2-FY3)

FYe=Fy.............FYL=FY – &

E=EXPECTED            L=LOWERBOAND

 

*/*-انواع تحلیل:

1-استاتیکی خطی(ساده تر-معتبرتر)(LSP) 

2-دینامیکی خطی(LDP)

3-استاتیکی غیر خطی(NSP)(PUSHOVERهل دادن)

4-دینامیکی غیر خطی(سخت تر-دقیقتر)(NDP)

-از 1تا4 افزایش دقت  /   از 4 تا1 افزایش اعتبار

-روش 1 پایدار است

-مرز رفتار خطی وغیر خطی عدد 2 است

-برای یک بادبند بایستیDCRمحاسبه شود

-DCR برای اعضایی است که از زلزله نیرو میگیرند

-افزایشDCR..........عضو غیر خطی میشود(DCR>2برای اعضای غیر خطی)

-DCR بیشتر یعنی محل تشکیل مفاصل پلاستیک است.یعنی اگرDCRستونها از تیرها بیشتر شود محل تشکیل مفاصل پلاستیک درستونها اتفاق می افتد.

-در آئین نامه آمریکا:

DCR

 >DCR>2.4شکل پذیری متوسط...............0.85 x (Vc+Vs)

    DCR>4شکل پذیری زیاد......................Vc=0.7 x (Vc+Vs)

-تئوری ستون قوی-تیر ضعیف در گره ها اتفاق می افتد

-درستونها با مقطع بزرگتر......................DCR کمتر است

-انواع پیچش :1-اتفاقی(5%) 2-واقعی 3-غیر خطی

-درسازه منظم،رفتارهای دینامیکی از یک تحلیل استاتیکی قابل پیش بینی است.

-در یک زلزله:اعضای DC(شکل پذیر)-اعضایFC(غیر شکل پذیر)

-درتحلیل استاتیکی ودینامیکی خطی......................مدلها 3بعدی هستند

-در تحلیل استاتیکی ودینامیکی غیر خطی............مدلها2بعدی هستند(کمبود اطلاعات در مورد 3بعدی)

-درقابی که سقف نرم است..............باید هرقاب بطور جداگانه سیستم مهاربند داشته باشد.

-درقابی که سقف سخت است.......باید به نسبت سختی،بار زلزله تقسیم شود

-پریود هر قاب بطورجداگانه یا چسبیده به قاب یکی باشد

-مدلسازی با المانSHELLباشد

-تغییر شکل دیافراگم(دلتا): بیشتر از 2.....صلب      برابر2.....نیمه صلب      کمتر از 2......نرم

-پیچش مربوط به سقف های صلب است

-در مدل 3بعدی برای سقف صلب در تبدیل به 2بعدی بایستی پیچش اعمال شود

-پیچش مربوط به المان 3بعدی است

-SHELLالمانهایی هستند که در ETSBSدارای سختی هستند

-مدل سازی موجب کاهش مقدارB ونیز کاهش مدل زلزله میشود

-در خاک نرم پریود زیاد است

-پیچش مربوط به سقف صلب است

-در طبقه نرم، " اتا" وجود ندارد(  )

-حداقل ضخامت سقف کامپوزیت 9 سانت است

-اثرزلزله قائم را در موارد زیر درنظر میگیرند:

الف-دراعضای قائم مهم است(طره ای) ب-در اعضای پیش تنیده مهم است ج-در اعضایی که تحت بارثقلی،80%ظرفیت آن پرشده است(80%ظرفیت را تقاضا پرکرده است)

 

-دراعضای پیش تنیده تا (FU75% )عضو را میکشند.

 

*/* میرایی:

-میرایی یک ساختمان 5% است

- شتاب طیفxجرم ساختمان =نیروی زلزله...........Sa x m=f

- افزایش میرایی=کاهش نیروی طراحی=کاهش بازتاب=افزایش غیرخطی

-میرایی=میرایی خطی+میرایی غیر خطی

-میرائی ویسکوز+میرایی غیر خطی= میرایی موثر

مثال:

13%=میرایی موثر   یعنی 5%میرایی خطی+8%میرایی غیر خطی

 

- میرایی غیر خطی+5%= میرایی موثر ساختمان

-هرچه ساختمان غیر خطی تر شود.......میرایی بیشتر میشود.....نیرویی که ساختمان میگیرد کمتر میشود

-هرچه ساختمان غیرخطی تر وشکل پذیر تر میشود.......نیروی طراحی کاهش می یابد

-باضرایبSRAوSRV مقادیر شتاب وسرعت کاهش می یابد

-m..... کاهش نیروها درروش استاتیکی ودینامیکی خطی است

mمقدارQud را کاهش میدهد

Qud=QE+ -QE

 

*ضوابط بهسازی سازه های بتنی:

نواقص:

1-عدم امتداد آرماتور مثبت به داخل تیر2-عمل نامناسب وصله ستون3-فاصله زیاد خاموت وعدم محصور شدگی4-ابعاد نامناسب تیر وستون 5-نقص در اتصالات

 

-درزلزله سطح بهره برداری مقدار R=1 است

-ترک در سختی برشی تاثیر ندارد

-با ایجاد ترک در پای سازه، برش اصطحکاکی در جهت عکس نیرو اتفاق می افتد

-درآئین نامه ایرانVn=Vc+Vs           Vn=Vsشکل پذیری زیاد(مقاومت برشی) وVc=0 بتن خرد شده است

*/* شکل پذیری:

-شکل پذیری سازه عقب تر از شکل پذیری اعضاست.

-شکل پذیری=افت انرژی=استهلاک انرژی

-تیرهایی که با خمش کنترل میشوند(رفتار خمشی).......... Vp

-تیرهایی که بابرش کنترل میشوند(رفتاربرشی)   ..............Vp>Vn

-ضوابط اعضای اصلی سخت گیرانه تر است

-    اگر در مقطعی برش زیاد باشد.........mکمتر میشود

-رفتار برشی رفتار شکل پذیری نمی باشد

-هرچه بار محوری بیشتر شود...........شکل پذیری کمتر میشود

-دیوار های برشی کوتاه .................. دربرش می شکنند(برش حکمفرماست)

-دردیواربرشی بلند...........................خمش حکمفرماست

- دیوار برشی یابا برش کنترل میشود یا با خمش

-تغییرشکل دیوار برشی با خمش بیشتر است

-تغییر شکل دیوار برشی با برش کمتر است

-ترکهای 45 درجه=برشی

-ترکهای قائم انتهای تیر=خمشی

*/* بادبندها(واگرا-همگرا):

-بادبندهای واگرا شکل پذیری بیشتری دارند

-دربادبند واگرا ........ هرچه طول پیوند(e) کمتر باشد ........رفتار برشی(بهتر است)......کل طول تیر جاری میشود

- دربادبند واگرا ........ هرچه طول پیوند(e) بیشتر باشد ........رفتار خمشی.......درطول بلند،2مفصل خمشی ایجاد میشود

-eتا10% طول........ رفتار برش

-eتا 20% طول......رفتار خمشی

-20%>e>10% رفتار تلفیقی

-تخریب برشی بهتر است

-دربادبندهای واگرا استفاده از ورق جان در محل اتصال برشی، مجاز نیست(باید تمام اتصال بال به جان در محل برش جوش یکسره شود)

-همیشه باید رفتار غیرخطی در عضو باشد نه در اتصال

-اگرتنش در فولاد به fyبرسد فولاد جاری میشود(قطعه خمشی)

-اگرتنش در فولاد به 0.55fye  برسد قطعه در برش جاری میشود(قطعه برشی)

-برای تیرهای قاب خمشی از جداول نشریه360 مقدارmرا حساب میکنیم

-ستون قاب خمشی تحت کشش .......... رفتارDC دارد

-طول کمانش محل بادبند فشاری،خیلی کوتاه است

-IOمربوط به ساختمانهای خاص است

-کلیه بادبندها عضو اصلی هستند

*/*سئوالات مهم:

***سئوال:ضریب اصلاح سختی برشی چقدر است؟

     ج:در اعضای بتنی برابر 1 است

 

***سئوال:فرق mبا Rچیست؟mبرای تک تک اعضاست  R برای کل ساختمان است

 

***سئوال:شرط صلب بودن سقف چیست؟

     ج:اگر تغییر شکل دیافراگم از نصف DRIFTطبقه کمتر بود سقف صلب محسوب میشود.اگر از 2برابرDRIFTبیشتر بود سقف نرم محسوب خواهد شد.

-پیچش مربوط به سقفهای صلب است

 

***سئوال:درقابهای 2بعدی چگونه اثر پیچش اعمال میشود؟ با اعمال کردن ضریب " اتا "

 

***سئوال:تفاوت Vدر نشریه 360 با 2800 در چیست؟

     ج:Vنشریه 360 ......تغییر مکان بام درست است

         V2800............سطح نیرو درست است

 

***سئوال:درروش تحلیل دینامیکی طیفی ضریب اصلاح (K) چیست؟

درنشریه 360 مقدارش برابر زیر است(kضریب اصلاح دینامیکی طیفی)

K=C1*C2*C3*Ag

 

***سئوال:تغییر مکان هدف چیست؟هنگام زلزله سازه به تغییر مکان (target)برسد

-نقطه عملکرد از تلاقی طیف ظرفیت با طیف پاسخ کاهش یافته بدست می آید

 

سئوال:اگرDCRبیشتر از چند شود،عضو رفتار برگشت ناپذیر  وغیر خطی پیدا میکند؟

     ج: DCR<2................حالت برگشت پذیر دارد(فولاد وبتن).......شکل پذیری کم..............K=1        

         >DCR>2.4..............حالت برگشت ناپذیر دارد(فولاد وبتن)....شکل پذیری متوسط......K=0.85  

    DCR>4           ..................شکل پذیری زیادK=0.7     ……………………………….……………….

سئوال:آئین نامه 2800 چه عملکردی را در چه دوره بازگشتی تامین میکند؟

     ج:سطح ایمنی جانی را در 475 سال تا مین میکند

 

***سئوال:چرا آئین نامه 2800 به درد ساختمانهای موجود نمی خورد؟

           ج: چون Rرا در ساختمانهای مختلف نمی دانیم

 

مدیر وبلاگ-دوره ارتقاپایه نظام مهندسی

سیستم مدیریت هوشمند ساختمان  BMS


 
این سیستم می تواند در برگیرنده تمام سرویس های الکتریکی، مکانیکی، و حفاظتی ساختمان باشد. این سرویس ها شامل گرمایش، سرمایش، تهویه مطبوع، آسانسور، نیروگاه برق اضطراری، پله برقی، کنترل روشنایی، دوربین مدار بسته، اعلام و اطفای حریق، کنترل تردد و ... هستند.
 
در واقع سیستم مدیریت هوشمند ساختمان با بکارگیری از آخرین تکنولوژی ها در صدد آن است که شرایطی ایده آل، همراه با مصرف بهینه انرژی در ساختمان ها پدید آورد. این سیستم ها ضمن کنترل بخش های مختلف ساختمان و ایجاد شرایط محیطی مناسب با ارائه سرویس های همزمان، سبب بهینه سازی مصرف انرژی، سطح کارایی و بهره وری سیستم ها و امکانات موجود در ساختمان می شود. کنترل و دسترسی به سیستم با استفاده از نرم افزارهای مربوطه از هر نقطه در داخل ساختمان و خارج از آن از طریق اینترنت مقدور می باشد.
اهداف سیستم مدیریت هوشمند ساختمان
هدف اصلی به کارگیری BMS در ساختمانها بهره گیری از مزایای اقتصادی و کاهش مصرف انرژی و ایجاد فضای امن و آرام در آنهاست.
 
 
عموم مزایا و نتایج بهره برداری از BMS عبارتند از:
1. ایجاد محیطی مطلوب برای افراد حاضر در ساختمان
2. استفاده بهینه از تجهیزات و افزایش عمر مفید آنها
3. ارائه سیستم کنترلی با قابلیت برنامه ریزی زمانی عملکرد
4. کاهش چشمگیر هزینه های مربوط به نگهداری و تعمیرات
5. بهینه سازی و صرفه جویی در مصرف انرژی
6. عدم نیاز به پیمانکار دائمی ساختمان
7. امکان مانیتورینگ و کنترل تمامی نقاط تحت کنترل از طریق یک PC ، موبایل یا اینترنت
8. با توجه به یکپارچه سازی مدیریت تأسیسات و سیستمهای مختلف در ساختمان، تمام تجهیزات بصورت هماهنگ کارکرده و امکان تداخل و بروز مشکلات ناشی از عدم هماهنگی از بین می رود.
9. امكان گرفتن گزارش های آماری از تمامی تجهیزات و عملكرد آنها به منظور بهینه سازی مصرف و عملكرد
 
انواع زیر سیستمها در اتوماسیون ساختمان
مهمترین زیر سیستمهای برقی و تاسیساتی قابل کنترل توسط سیستمهای مدیریت هوشمند ساختمان (BMS) شامل موارد زیر می باشد :
1. سرمایش ، گرمایش و تهویه مطبوع (HVAC)
2. روشنائی (Lighting)
3. اعلام سرقت یا دزدگیر (Intrusion Control)
4. ایمنی و اعلام حریق (Fire alarm and safety)
5. دوربینهای مدار بسته (CCTV)
6. کنترل تردد (access control)
7. آبیاری (Irrigation)
8. خانه هوشمند (Home Automation)
 "BMS" یا Building management system که در فارسی آن را مدیریت هوشمند ساختمان ترجمه کرده اند به مجموعه سخت افزارها و نرم افزارهائی اطلاق می‌شود که به منظور مانیتورینگ و کنترل یکپارچه قسمتهای مهم وحیاتی درساختمان نصب می‌شوند.
مزایای اصلی سیستم مدیریت هوشمند ساختمان (BMS)
1. صرفه جویی در مصرف انرژی
2. آسایش و رفاه
3. افزایش امنیت
4. افزایش ایمنی
5. دسترسی سریع
6. کاهش هزینه نگهداری و تعمیرات
7. انعطاف پذیری
 
استراتژی های مناسب سیستم BMS در کاهش مصرف انرژی:
معروفترین روشهای به کار گرفته شده توسط طراحان BMS عبارتند از:
1. خاموش و روشن کردن تجهیزات بر اساس جداول زمانبندی کارکرد
2.. Lock out یا بهره برداری از تجهیزات در صورت نیاز و ضرورت
3. بهره برداری از می نیمم ظرفیت مجاز در بهره برداری از تجهیزات (Resets)
4. محدود کردن تقاضا یا Demand Limiting که موجب قطع برق تجهیزات در صورت بارگذاری بیش از حدود تعیین شده، خواهد شد.
5. مونیتورینگ وضعیت تجهیزات توسط اپراتورهای آموزش دیده و بهره برداری از داده ها در رفع مشکلات تجهیزات و بررسی عمکلرد موثر آنها.
 BMS مییتواند در برگیرنده تمام سرویس های الکتریکی، مکانیکی، و حفاظتی ساختمان باشد. این سرویس ها شامل گرمایش، سرمایش، تهویه مطبوع، آسانسور، نیروگاه برق اضطراری، پله برقی، کنترل روشنایی، دوربین مدار بسته، اعلام و اطفای حریق، کنترل تردد و ... هستند
مثال‌هائی از یکپارچگی در سیستم‌های BMS
1. در هنگام آتش سوزی آژیر به صدا در می آید، تلفن کننده بکار می افتد، دربهای خروجی باز می شوند، دریچه های تنظیم هوا بسته می شوند، شیر گاز بسته می شود، برق اصلی ساختمان قطع می شود، برق اضطراری پله های فرار روشن می شوند.
2. درهنگام سرقت، آژیر و تلفن کننده فعال می شود، چراغها خاموش و روشن می شوند، کرکره ها بالا می آیند، درب‌های خروج قفل می شود دوربین‌ها تصاویر را ذخیره می کنند و ... .
3. در فصل تابستان که نیاز به سرمایش می باشد در هنگام تابش نور آفتاب به داخل، کرکره های موتوردار بسته می شوند و در هنگام بارندگی کرکره ها و پرده ها باز می شوند.
 
وظایف BMS در ساختمان
هم اکنون سیستم‌های یکپارچه BMS در ساختمان‌ها، آسمان‌خراش‌ها و برج‌های تجاری- اداری و مسکونی و یا مجتمع‌های صنعتی کنترل بخش‌های مختلفی را به عهده دارند:
1. سیستم‌های روشنایی
2. فن‌ها و تأسیسات سرمایش و گرمایش
3. سیستم‌های کنترل تردد
4. سیستم‌های نظارت تصویری
5. تجهیزات اندازه گیری و میترها
6. سیستم‌های اعلام حریق
7. سیستم‌های امنیتی و حفاظت پیرامونی
8. آسانسورها
به طور معمول از BMS در اکثر ساختمان‌ها برای کنترل تأسیسات گرمایش و سرمایش، روشنایی و کنترل تردد بهره برداری می شود. اما این سیستم‌ها به دلیل استفاده از پروتکل‌های استاندارد و معماری مبتنی بر استانداردهای شناخته شده، امکان لینک شدن با کلیه سیستم‌های شمرده شده در بالا و شکل دهی یک مدل کنترل مجتمع برای همه اجزاء قابل کنترل در ساختمان را ایجاد می نماید. اجرای چنین سیستم جامعی در یک ساختمان واقعاٌ آن را به یک سازه امن و هوشمند تبدیل خواهد کرد. تحقیقات نشان می دهد که به کارگیری BMS در بهترین حالت باعث کاهش 30 درصدی در مصرف انرژی در ساختمانها می شود. اما استفاده از سیستم‌های یکپارچه نسبت به سیستم‌های مجزا 15 درصد قابلیت بالاتر ایجاد می‌کند.
 
کاهش هزینه تعمیر و نگهداری در سیستمهای مدیریت هوشمند ساختمان (BMS)
1. در صورت خرابی و معیوب بودن هر یک از تجهیزات تحت کنترل، بصورت هوشمند نوع، مکان و زمان عیب گزارش می‌شود.
2. با توجه به هوشمند شدن تجهیزات و سیستم روشنائی، زمان روشن ماندن بی مورد تجهیزات و لامپ‌ها کاهش یافته و در نتیجه زمان خرابی آنها کاهش می یابد.
3. با توجه به یکپارچه شدن کلیه زیر سیستم‌ها و آدرس پذیری کلیه تجهیزات، حجم سیم کشی بشدت پائین می آید و عیب یابی بسیار آسان می باشد.
انعطاف پذیری (Flexibility) در سیستم‌های مدیریت هوشمند ساختمان (BMS)
1. تعریف گروه و مناظر روشنائی با استفاده از کامپیوتر، بدون نیاز به سیم کشی مجدد
2. امکان اضافه نمودن به سیستم و تغییر در پیکر بندی سیستم با استفاده از کامپیوتر
3. امکان اضافه کردن سوئیچ و تجهیزات بی سیم
دانشکده فنی سما شیروان

گرانبها ترین خانه های جهان+ قیمت و تصاویر

 

با این که بسیاری به زندگی در یک خانه ساده راضی هستند، افراد دیگری هم در کاخ های چندهزار متری زندگی می کنند.

 

به گزارش افکارنیوز،  خانه های لوکس در سراسر جهان وجود دارند؛ اما تنها تعداد محدودی از آن ها می توانند زندگی کاخ مانند را برای ساکنانشان فراهم کنند.

 

آکسفوردشر، انگلستان – 19 میلیون پوند

 

گرانبها ترین خانه های جهان+ قیمت و تصاویر

 

 

 

لندن، انگلستان – 19.5 میلیون پوند

 

گرانبها ترین خانه های جهان+ قیمت و تصاویر

 

 

 

ساری، انگلستان – 18.95 میلیون پوند

 

گرانبها ترین خانه های جهان+ قیمت و تصاویر

 

 

 

راولو، ایتالیا – 15.5 میلیون پوند

 

گرانبها ترین خانه های جهان+ قیمت و تصاویر

 

 

 

لس آنجلس، آمریکا – 13.56 میلیون پوند

 

گرانبها ترین خانه های جهان+ قیمت و تصاویر

 

 خبرنگاران جوان

جدول هزینه ساخت وسازهرمتر مربع زیربنادر سال1395

1395 جدول هزینه ساخت وسازهرمتر مربع زیربنادر سال

(قیمت تمام شده اعیان)

بااعمال آخرین ضریب تعدیل رشته ای نهایی در گروههای مختلف(ابنیه-تاسیسات برق ومکانیک)

مصوب سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور

طبقه16 وبالاتر روی شالوده

طبقه13تا15 روی شالوده

طبقه11و12 روی شالوده

طبقه 8-10 روی شالوده

طبقه6و7 روی شالوده

طبقه 5تا3 روی شالوده

طبقه1 ,2 روی شالوده

گروه ساختمان

16,244,012

14,464,906

12,685,800

11,448,161

10,055,817

8,169,696

7,735,244

هزینه ساخت هر متر مربع زیربنا

 

سرقفلی اماکن تجاری بر مبنای قانون موجر و مستاجر سال ۱۳۷۶

 

سرقفلی وجهی است که مالک (خواه مالک عین باشد یا منفعت) در ابتدای اجاره و جدای از مال الاجاره از مستاجر می‌گیرد تا محل را به وی اجاره بدهد و واگذار کند ولی حق کسب و پیشه و تجارت حقی است که به طور تدریجی و به مرور زمان برای مستأجر محل کسب و پیشه و تجارت به وجود می‌آید. 

موضوع عقد اجاره و سرقفلی اماکن تجاری یکی از رایج ترین اموری است که درقوانین و نظام حقوقی کشورمان جایگاه ویژه ای داشته و دارد و درحال‌حاضر نیز بدلیل بروز اختلافات و تنازعات در روابط مالکین ومستاجرین بخش بزرگی از پرونده‌های حقوقی مطرح در مراجع قضائی را شامل می‌شود و نظر به دگرگونی‌های حاصل در جامعه و حاکمیت قوانین اسلامی بر امور ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، تجدید نظر در قانون مالک ومستاجر مصوب سال ۵۶ نیز همچون بسیاری از مقررات اجتناب ناپذیر بود که درچند مرحله اصلاح و مورد ترمیم قرار گرفت تا اینکه سرانجام در سال ۱۳۷۶ قانون مالک و مستاجر جدید تصویب و لازم الاجراء شد که مهترین این تغییرات ، سرقفلی اماکن تجاری و روابط حقوقی موجرین و مستاجرین این نوع اماکن است.

تفاوت سرقفلی و حق کسب و پیشه چیست ؟

سرقفلی وجهی است که مالک (خواه مالک عین باشد یا منفعت) در ابتدای اجاره و جدای از مال الاجاره از مستأجر می‌گیرد تا محل را به وی اجاره بدهد و واگذار کند ولی حق کسب و پیشه و تجارت حقی است که به طور تدریجی و به مرور زمان برای مستأجر محل کسب و پیشه و تجارت به وجود می‌آید درنتیجه بعد از اینکه مستأجر کار و فعالیت کرد و مشتری و اعتبار به دست آورد، حقی برای او به وجود می‌آید که به آن حق کسب و پیشه و تجارت می‌گویند و یکی از مهمترین مسایلی که می‌بایست در عقد اجاره به آن توجه کرد آن است که روابط موجر و مستاجر بر ‌اساس کدام قانون و تحت چه‌ ‌شرایطی تنظیم می‌شود .

اگر طرفین قرارداد بخواهند روابط ‌استیجاری خود را تحت‌ ‌قانون سال ۱۳۷۶ منعقد کنند چه نکاتی را باید در اجاره نامه رعایت کنند ؟

مطابق ماده ۲ این قانون ، قراردادهای عادی اجاره برای این که مشمول مقررات این قانون قرار گیرد باید با قید مدت اجاره در دو نسخه تنظیم شود و به امضای موجر و مستاجر برسد و به وسیله دو نفر افراد مورد اعتماد طرفین به عنوان شهود گواهی شود.

مهترین نکته آن امضاء اجاره نامه توسط دو نفر شاهد است لیکن ‌اگر اصل قرارداد اجاره مربوط به قبل از سال ۱۳۷۶ باشد ولی طرفین، ‌قراردادشان را بعد از زمان لازم ‌الاجرا شدن این قانون مثلا ۱۳۷۸ تمدید کرده‌‌ ‌باشند قراردادشان مشمول قانون سال ۷۶ نخواهد ‌بود و روابطشان بر مبنای قانون سال۱۳۵۶ ‌ ‌تنظیم خواهد شد و مطابق این قانون با آنها رفتار می‌شود.

آیا کسانی‌ ‌که روابطشان را بر مبنای قانون سال ۱۳۷۶ تنظیم می‌کنند حق سرقفلی به آنها ‌تعلق می‌‌گیرد؟‌

هرگاه مالک، ملک تجاری خود را به اجاره واگذار کند می‌تواند مبلغی به عنوان سرقفلی از مستأجر دریافت کند و پس از انقضاء مدت اجاره و تخلیه عین مستاجره ، می‌بایست حق سرقفلی مستاجر را به نرخ و قیمت ‌ روز پرداخت کند اما اگر برای این امر‌ ‌ بین طرفین توافقی وجود نداشته باشد دادگاه با تعیین کارشناس، قیمت عادله روز را‌ ‌تعیین می‌کند و کارشناس نیز برای تعیین قیمت عادله، مکان تجاری و نحوه استفاده از آن‌ ‌و موقعیت ‌ملک و … را در نظر می‌گیرد و البته چنانچه هر یک از طرفین نسبت به نظر کارشناس اعتراض ‌داشته باشند ، می‌توانند از دادگاه تقاضای ارجاع امر به هیات سه نفره از کارشناسان‌ را نمایند .

اگر مالک هنگام اجاره مبلغ سرقفلی را نگرفته باشد اما مستاجر مغازه‌ ‌را با سرقفلی به دیگری ‌واگذار کند ، چطور ؟‌

 

چنانچه مالک سرقفلی نگرفته باشد‌ ‌ولی مستاجر با دریافت سرقفلی مغازه را به دیگری ‌اجاره دهد پس از پایان مدت اجاره‌، ‌مستاجر دوم حق مطالبه سرقفلی را از مالک ندارد و با پایان مدت ‌اجاره مکلف است مغازه‌ ‌را تخلیه کند و اگر مدعی حقی است باید به کسی که ملک را از او اجاره کرده، ‌رجوع ‌کند.

اگر مستاجر حق انتقال به غیر نداشته باشد می‌تواند مالک را ملزم به‌ ‌انتقال مغازه به ‌مستاجر دیگری کند؟‌

چنانچه مستاجر حق انتقال به غیر را‌ ‌نداشته باشد با پرداخت سرقفلی به مالک باز هم حق ‌انتقال به غیر نداشته و پس از‌ ‌پایان مدت اجاره مکلف به تخلیه مغازه است و در این فرض که سرقفلی به مالک پرداخته‌ ‌مالک باید هنگام تخلیه به نرخ عادله روز به وی سرقفلی بدهد.‌

‌آیا حق کسب و‌ ‌پیشه به مستاجری که مطابق قانون سال ۷۶ قرارداد اجاره تنظیم کرده، تعلق ‌می‌‌‌گیرد؟‌

اصولا برابر قانون سال ۷۶ اصل بر آن است که حق کسب و پیشه وجود‌‌ ‌نداشته باشد مگر آن ‌که:

۱-ضمن عقد اجاره شرط شود تا زمانی که ملک مورد اجاره در‌ ‌تصرف مستاجر است مالک حق افزایش ‌اجاره بها و تخلیه ملک را ندارد و متعهد شود هر‌ ‌ساله ملک را به همان مبلغ به او واگذار کند در این ‌صورت مستاجر می‌تواند برای اسقاط‌ ‌حق خود مبلغی را به عنوان سرقفلی از مالک یا مستاجر دیگر ‌دریافت کند.

۲-در ضمن عقد‌ ‌اجاره شرط شود که مالک، ملک را به غیر مستاجر اجاره ندهد و هر ساله آن را به ‌اجاره‌ ‌متعارف به مستاجر متصرف واگذار کند مستاجر می‌تواند برای اسقاط حق خود و یا تخلیه‌ ‌محل، ‌مبلغی را به عنوان سرقفلی مطالبه و دریافت کند.

اگر مدت اجاره تمام‌ ‌شود ولی مستاجر مبلغی به عنوان سرقفلی نپرداخته باشد آیا می تواند ‌مبلغی به عنوان‌ ‌حق کسب و پیشه دریافت کند؟‌

خیر ، برابر قانون سال ۷۶ تنها در صورتی که‌‌ ‌مستاجر مبلغی به عنوان سرقفلی به مالک ‌پرداخته باشد، حق دارد هنگام تخلیه از مالک‌ ‌به نرخ عادله روز از او سرقفلی را باز پس گیرد.

اگر مستاجر بدون رضایت‌ ‌مالک، عین مستاجره را به دیگری انتقال دهد و از طرفی حق انتقال ‌به غیر را هم نداشته‌ ‌باشد حق سرقفلی پرداختی قابل مطالبه است یا خیر؟‌

اگر مغازه بعد از لازم‌ ‌الاجرا شدن قانون سال ۷۶ به اجاره واگذار شود و بدون رضایت موجر به ‌غیر واگذار شود‌ ‌در صورت صدور حکم تخلیه به علت انتقال به غیر، مستاجر یا متصرف مغازه استحقاق ‌دریافت‌ ‌نصف حق سرقفلی را دارد .

مجله آنلاین حقوق

مجموعه پرسش و پاسخ  سوالات سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت

 مقدمه:

در جوامع پیشین، مالکیت منحصر به اشیاء بوده و مالكيت فكري و معنوي و ساير چهره هاي مالكيت غير مادي مفهومي نداشت و در اثر پيشرفت و تكامل دانش بشري این نوع از مالکیت وارد قلمرو حقوق شده است.
حق سرقفلي تاجر از جمله مالكيت غير مادي است كه زمان زيادي از پيدايش آن نمي گذرد و در اصل اين پديده در قرن حاضر در زندگي اقتصادي مردم بروز كرده و قانونگذاران را ناچار به وضع مقررات لازم در اين مورد نموده است.
برای اولین بار پیدایش عملی واژه سرقفلی در ایران در خرداد ماه 1339 با وضع مقرراتی به نام ( قانون روابط مالک و مستاجر) وجهه قانونی پیدا کرده است. اگر چه عمر اين نهال نوپا در جامعه ما به كمتر از پنجاه سال مي رسد با وجود اين پيوسته يكي از مباحث و موضوعات نسبتاً مهم اقتصادي و قضايي كشور بوده است. به لحاظ اهمیت ویژه این بحث” موسسه حقوقی بین المللی فروهر” مجموعه ای از پرسش و پاسخ های مربوط به سرقفلی را خدمت شما عزیزان ارائه می دهد.
قانونگذار در سال 1376 از واژه سرقفلی استفاده کرده و تا قبل از آن حق کسب و پیشه و تجارت ذکر می شد . قانونگذار قبل از تصویب قانون 1376 معتقد بودند که سرقفلی همان حق کسب و پیشه است و تفاوتی میان آن دو قائل نبودند، اما گروهی دیگر کاملاً از هم جدا می دانستند در واقع با تعریف اولیه فوق هم مشخص میشود که این دو واژه با هم تفاوت دارند .

حق کسب و پیشه و تجارت چیست؟
حق کسب و پیشه و تجارت حقی است که تاجر و کاسب نسبت به محلی پیدا می­کنند . این حق ناشی از تقدم در اجاره ملک، حسن شهرت، جمع آوری مشتری، و رونق کسبی است که بر اثرعملکرد مستاجر محل ملک به وجود آمده است . در واقع امر حق کسب و پیشه تنها به مستاجر تعلق دارد و صاحب ملک نمی تواند دارای این حق شود .
مالیات محل کسب و پیشه وتجارت به عهده چه کسی است ؟
مالیات بر درآمد بر عهده مستاجر است و مالیات بر اجاره بر عهده موجر است مگر اینکه در قرارداد شرط خلاف نموده باشند .در قانون سال 1376 که به تصریح ذکر شده هر گاه مالک، ملک تجاری خود را به اجاره واگذار نماید، می تواند مبلغی را از مستاجر دریافت نماید ظاهر این است که سرقفلی قابل دریافت و پرداخت نیست مگر در ملکی که قانوناً تجاری محسوب شود و ملاک تجاری بودن ملک هم مندرجات پروانه ساختمانی است که نوع استفاده از ساختمان در آن تصریح شده است.

نقل و انتقال حق کسب و پيشه چگونه میسر می باشد؟
نقل و انتقال حق کسب و پيشه ضمن رابطه استيجاري فقط با تنظيم سند رسمي ميسر است و عدم رعايت اين نحوه از نقل و انتقال رسمي، متخلف را مواجه با ضمانت اجراي مقنن مي‌نمايد.

در حق کسب و پیشه اماکن تجاری، زمانی که مستاجر حق انتقال به غیر ندارد و توسط دادگاه اجازه انتقال داده می شود آیا مالک می تواند ادعای حقی نسبت به وجهی که مستاجر اول دریافت می دارد داشته باشد؟
حق کسب و پیشه به مستاجر اختصاص دارد هرگاه مستاجر با داشتن حق انتقال به غیر یا با اذن دادگاه مورد اجاره را به دیگری انتقال دهد می تواند از مستاجر جدید حق کسب و پیشه خود را دریافت کند و مستاجر جدید از هر حیث قائم مقام مستاجر سابق خواهد بود.
نکته: (مهمترین مساله ای که در روابط موجر و مستاجر باید به آن توجه کرد این است که باید بدانیم روابط آنها بر اساس کدام قانون و تحت چه شرایطی تنظیم می شود اگر طرفین قرارداد بخواهند روابط استیجاری خود را تحت قانون مصوب سال 1376 درآورند باید نکاتی در اجاره نامه را رعایت کنند برای مثال اگر قرارداد اجاره به صورت عادی تنظیم شده دو نفر شاهد باید زیر آن را امضا کنند و یا این که اگر اصل قرارداد اجاره مربوط به قبل از سال 1376 باشد ولی طرفین قراردادشان را بعد از زمان لازم الاجرا شدن این قانون فرضاً در سال 80 تمدید کرده باشند این قرارداد دیگر مشمول قانون سال 1376 نخواهد بود و روابط شان بر مبنای قانون سال 1356 تنظیم خواهد شد مطابق این قانون با آنها رفتار می شود.)

شخصی که در ملکی دارای حق کسب و پیشه است بدون اخذ حق کسب و پیشه اقدام به اجاره دادن ملک می کند و ماهیانه مبلغی را تحت عنوان اجاره بها دریافت می کند در صورت طرح دعوی از سوی موجر تکلیف چه خواهد بود؟
در این حالت با توجه به اینکه مستاجر اول بدون دریافت حق کسب و پیشه منافع ملک را واگذار کرده است در صورت طرح دعوی تخلیه به لحاظ انتقال به غیر مستحق نصف حق کسب و پیشه محل می باشد از سوی موجر پرداخت خواهد شد.

میزان حق کسب و پیشه یا تجارت با توجه به موضوعات چگونه تعیین می شود؟
میزان حق کسب و پیشه یا تجارت با توجه به موضوعات زیر از طرف دادگاه تعیین می شود:
1-موقعیت و مرغوبیت محل کسب و پیشه یا تجارت
۲-شرایط و کیفیت اجاره از لحاظ مزایایی که در عقد اجاره برای موجر یا مستاجر منظور گردیده است.
۳-طول مدت اشتغال مستاجر به کسب و پیشه یا تجارت در مودر اجاره و حسن شهرت او که در معروفیت محل مزبور موثر افتاده است.
۴-وضع محل اجاره از نظر نوع بنا
۵-مخارجی که مستاجر به منظور آماده نمودن محل مزبور از حیث قفسه بندی و تهیه اشیاء مورد لزوم و سایر تزئینات متحمل گردیده است.
۶-نوع کسب و پیشه یا تجارت مستاجر .

نصف حق کسب و پیشه در دعوی انتقال به غیر به چه کسی پرداخت میشود به مستاجر یا منتقل الیه؟
چنانچه مستاجر محل کسب یا پیشه یا تجارت که حق انتقال منافع به غیر را ندارد ، هنگام انتقال مورد اجاره به غیر ، وجهی به عنوان حق کسب یا پیشه یا تجارت از متصرف اخذ نموده باشد، نصف حق کسب یا پیشه یا تجارت مقر در حکم تخلیه به متصرف مورد اجاره پرداخت می شود . لکن چنانچه از این بابت از متصرف وجه یا مال نگرفته باشد ، نصف حق کسب یا پیشه یا تجارت به مستاجر پرداخت می شو نه به متصرف (تبصره ی یک ماده ی 19 قانون مزبور)

حق کسب و پیشه عین مستاجره به چه کسی تعلق دارد؟
همان طور که در تبصره ی (2) ماده ی 19 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 تصریح شده است ، حق کسب یا پیشه یا تجارت به مستاجر همان محل اختصاص دارد. به بیان دیگر حق موصوف ، مخصوص مستاجر محل کسب یا پیشه یا تجارت است . زیرا به علت اشتغال مستاجر در آن محل ایجاد می شود اعم از این که مستاجر به موجر (مالک یا مستاجر قبلی) وجهی پرداخت باشد یا نه “نظریه مشورتی شماره 1108 مورخ 17/5/1381 اداره حقوقی دادگستری”

مستاجر مورد اجاره را بدون اخذ رضایت مالک با اخذ سرقفلی از فردی به وی منتقل نموده است شهرداری برای انجام طرحهای عمرانی با تملک محل کل حق کسب و پیشه را به منتقل الیه پرداخت کرده است آیا مالک می تواند با طرح دعوی نسبت به استرداد نصف حق کسب و پیشه اقدام کند ؟
با توجه به اینکه انتقال غیر قانونی و بدون رضایت مالک بوده مستاجر یا متصرف بیش از نصف حق کسب و پیشه استحقاق ندارد و دریافت کل حق کسب و پیشه از شهرداری فاقد وجاهت قانونی بوده چه اینکه اگر موجر قبل از تملک شهرداری اقدام به طرح دعوی و تخلیه ملک می کرد منتقل الیه مستحق دریافت نصف حق کسب و پیشه شناخته می شد.

دعوی تخلیه به جهت انتقال به غیر باید علیه چه شخص یا اشخاصی طرح شود؟
هر چند طرح دعوای تخلیه به طرفیت مستاجر به استناد تبصره ی (یک ) ماده ی 19 منع قانونی ندارد ولی بهتر آنست که دادخواست ، به طرفیت مستاجر و منتقل الیه هر دو داده شود تا هم از نظر پرداخت نصف حق کسب و پیشه به مستاجر یا متصرف امکان بررسی بیشتری باشد وهم از نظر اجرای حکم تخلیه ، ضمناً چنانچه دعوا به طرفیت منتقل الیه نیز اقامه شده باشد ، باید مشخصات مشارالیه مطابق قانون آیین دادرسی در دادخواست ذکر شود.
حق کسب و پیشه ی مورد حکم ، معمولاً به مستاجر مورد اجاره پرداخت می شود مگر اینکه احراز شود که مستاجر ،حق کسب و پیشه یا تجارت مورد اجاره را به منتقل الیه واگذار نموده که دراین صورت حق کسب و پیشه ی تعیین شده ، به منتقل الیه داده خواهد شد” نظریه مشورتی شماره 3651/7 مورخ 20/4/1381 اداره حقوقی دادگستری”.

مالیات محل کسب و پیشه وتجارت به عهده چه کسی است ؟
مالیات بر درآمد بر عهده مستاجر است و مالیات بر اجاره بر عهده موجر است مگر اینکه در قرارداد شرط خلاف نموده باشند.

انتقال کلیدی چیست و چه تبعاتی دارد؟
در انتقال کلیدی مستاجر(دارنده حق کسب و پیشه ) صرف نظر از اینکه حق انتقال داشته باشد یا نداشته باشد یا اخذ مبلغی کلید عین مستاجره را تحویل منتقل الیه می دهد و ضمن تنظیم سند عادی با موضوع انتقال بین طرفین، وکالتی نیز از طرف مستاجر به منتقل الیه جهت فسخ اجاره سابق و انجام کارهای اداری ملک مثل مراجعه به شهرداری و دارایی … و طرح دعوی علیه موجر برای اخذ مجوز انتقال داده می شود در این نوع انتقال ناقل با تحویل کلید و اخذ مبلغ کلیه مسئولیتهای آتی ملک مثل احتمال طرح دعوی تخلیه از سوی مالک را از خود سلب می کند و کلیه هزینه ها و مسئولیتهای آینده ملک به عهده منتقل الیه است .
این نوع انتقال یکی از خطرناک ترین انتقالات و از مصادیق بارز تبصره 1 ماده 19 قانون روابط موجر و مستاجر 1356 می باشد و چه بسا مالک با طرح دعوی و پرداخت نصف حق کسب و پیشه اقدام به تخلیه وتحویل ملک نماید.

اگر یکی از وارثین موجر به علت انتقال به غیر درخواست تخلیه عین مستاجره را بکند تکلیف چیست و پرداخت حق کسب و پیشه چگونه خواهد بود؟
موضوع از جمله موارد اختلافی است. بطوری عده ای قائل به پذیرش این دعوا با پرداخت حق کسب و پیشه به نسبت نصف سهم درخواست کننده هستند در باب اجرای حکم صادره معتقد به اعمال ماده 43 قانون 1 اجرای احکام هستند و عده ای دیگر با این اعتقاد که پذیرش این دعوا به این نحو منافی حقوق مستاجر است لذا استماع این دعوا را مواجه با اشکال می دانند (موردی 87) اما آنچه مسلم است اینکه از یک طرف مالکین مشاعی حق درخواست تخلیه را دارند واز طرف دیگر مستاجر نیز حق علی رغم تخلف، به حکم قانون استحقاق دریافت نصف حق کسب و پیشه را دارد بر این اساس تخلیه ملک صرفاً با سهم مشاعی پرداخت نصف حق کسب و پیشه ، خواهان تخلیه موجبات تضییع حقوق احد را فراهم خواهد کرد از این در چنین مواردی بهترین راهکار آن است که درخواست کننده در صورت طرح دعوی و اصرار بر اعمال حقوق مالکانه خود نصف حق کسب و پیشه ملک را کلاً پرداخت نماید.

اگر مغازه ای بین چند مالک مشاع باشد و در مقابل دعوی تجویز به انتقال منافع از سوی مستاجر فقط عده ای از مالکین مشاع حاضر به پرداخت حق کسب به مستاجر باشند می توان ملک را به آنان تحویل داد؟
در این حالت که تعدادی از مالکین مشاع حاضر به پرداخت حق کسب و تحویل ملک هستند دادگاه می تواند با ارجاع امر به کارشناس و تعیین حق کسب و پیشه مستاجر حکم به تخلیه مورد اجاره بدهد وملک تحویل مالکین مشاعی شود.

اگر مالکی بخواهد دعوی تخلیه علیه مستاجر که مغازه را بدون حق انتقال به غیر به شخص ثالثی داده اقامه کند چه نکاتی را باید درنظر بگیرد؟
۱ـ دادخواست تخلیه به دادگاه تقدیم کند و علت آن را انتقال به غیر ذکر کند.
۲ـ دادخواست به طرفیت مستاجر و کسی که ملک تجاری به وی منتقل شده تقدیم شود.
دادگاه صادرکننده حکم نیز باید توجه داشته باشد که حق کسب و پیشه هنگامی به مستاجر پرداخت می شود که مستاجر، حق کسب و پیشه مورد اجاره از منتقل الیهدریافت نکرده باشد زیرا اگر مستاجر حق کسب و پیشه را به منتقل­الیه واگذار کردهباشد در این صورت این حق به نفر دوم می­رسد و او پس از دریافت نصف حق سرقفلی ملک راتخلیه خواهد کرد. بنابراین اگر مستاجر محل کسب که حق انتقال به غیر نداشته هنگام انتقال منافع مورد اجاره به دیگری وجهی به عنوان کسب و پیشه از مستاجر دوم یا متصرف دوم اخذ نموده باشد نصف حق کسب و پیشه که دادگاه به آن حکم می دهد به متصرف مورد اجاره پرداخت می شود.

آیا اصولاً حق کسب و پیشه منوط به پرداخت سرقفلی از سوی مستاجراست؟
خیر؛ این حق به واسطه اشتغال مستاجر در محل کسب به وجود می آید، چه مستاجر به مالک یا مستاجر قبلی وجهی پرداخته باشد یا نپرداخته باشد.

اقداماتی که باعث اسقاط حق کسب و پیشه و سرقفلی می شوند چیست؟
الف- انتقال به غیر: در صورتی که با عدم وجود حق انتقال ، مالک سرقفلی اقدام به انتقال (فروش) سرقفلی نماید مالک ملک می تواند با پرداخت نصف حق سرقفلی به مالک سرقفلی یا خریدار محل را تخلیه نماید .
ب- تغییر شغل: تغییر شغل نیز از اقداماتی است که باعث از بین رفتن سرقفلی می شود. اگر در سند سر قفلی (اجاره نامه) شغل خاصی قید شود و مالک سرقفلی بدون اخذ رضایت مالک اقدام به تغییر شغل نماید کل حق وحقوق قانونی وی از بین می رود و مالک ملک میتواند بدون پرداخت مبلغی ملک خود را تخلیه نماید.
ج- تعدی و تفریط : تعدی به معنای تجاوز از حدود اذن مالک یا اقدامی غیر متعارف علیه مال دیگری است. و تفریط به معنای عدم انجام تعهدات قراردادی یا متعارف برای حفظ مال دیگری می باشد . با این توضیح در صورتی که صاحب سرقفلی (دارنده حق کسب و پیشه) نسبت به محل سرقفلی تعدی یا تفریط نماید حق سرقفلی وی از بین خواهد رفت و مالک ملک می تواند بدون پرداخت مبلغی ، ملک خود را تخلیه نماید.

حق سرقفلی چیست؟
حق سرقفلی به موجب ماده 6قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال1376 [13] و منابع معتبر فقهی عبارت از مال یا مبلغی است که مستأجر در ابتدای انعقاد قرار داد اجاره به موجر می دهد و با پرداخت این مبلغ استحقاق دریافت معادل عادلانه آن را در زمان تخلیه پیدا می­کند ولی حق کسب ، پیشه و تجارت در حقیقت عبارت است از آن کسب شهرت و رونقی است که در ملک به واسطه اقدام مستأجر به وجود آمده است ؛چه مستأجر مال یا وجهی به موجر .

انواع سرقفلی کدامند؟
امروزه سرقفلي در ميان بازاريان وکسبه و اصناف به دو صورت ديده مي شود که هر کدام با کمي مسامحه، مقررات و قوانين و شراط خاص خود را دارند .
نوع اول- سرقفلي که از حق کسب و پيشه حاصل شده است: اين نوع سرقفلي که ريشه در حق کسب و پيشه حاصل از قراردادهاي اجاره قديمي ( اجاره هاي قبل از 76) دارد در واقع حقوق قانوني مستاجر سابق يک محل است که دست به دست واگذار مي گردد و در ميان عامه مردم سرقفلي نام گرفته است .
نوع دوم- سرقفلي واقعي : اين نوع سر قفلي در واقع حاصل حق کسب و پيشه يا اجاره هاي سابق نيست. بلکه در اين نوع سرقفلي، مالک مغازه بدون اينکه ملک خود را واگذار نمايد سرقفلي ملک (حق کسب وکار در ملک) را به مدت نامحدود با اجاره ماهيانه با شرايط خاص به فردي واگذار مي کند و براساس اين قرارداد ، مالک سرقفلي بدون مالکيت دراعيان يا زمين مغازه ، حق استفاده از مغازه و کسب وکار در آنجا را بدست مي آورد و مي تواند اين حق را به نحو مقتضي برابر شرايط مقرر بين خود و مالک به اشخاص ديگر نيز واگذار نمايد.

برای خرید سرقفلی یک ملک چه مواردی را باید رعایت نمود؟
الف- سند سرقفلي : بايد توجه شودکه سند سر قفلي و صلح نامه حق کسب و پيشه و تجارت رسمي است يا عادي، در صورتي که سند عادي باشد لزوماً بايد رضايت مالک اخذ گردد .
حتي اگر فرد ( دارنده سرقفلي )حق انتقال به غير را داشته باشد پرداخت مبلغ قبل از اخذ رضايت مالک خطر بزرگي براي خريدار سرقفلي محسوب مي شود .
ب- شغل: شغل در اسناد سرقفلي يا به عبارت ديگر (اجاره نامه مبناي سرقفلي) از اهميت فراواني برخوردار است. به ديگر سخن هدف از خريد بايد معلوم و مشخص باشد . خريدار در صورتي که مي خواهد شغلي غير از شغل قيد شده در اجاره نامه سابق را داشته باشد بايستي در هنگام انعقاد اجاره نامه جديد، شغل مورد نظر خود را درج نمايد. حتي اگر مجبور به پرداخت حق مالکانه خارج از مظنه عرفي شود زيرا بعد از انتقال و تنظيم اجاره نامه اخذ رضايت مالک براي تغيير شغل سخت تر خواهد بود.
ج-انتقال: مسئله سومي که دقت در آن از اهميت بالايي برخوردار است موضوع انتقال مي باشد. يعني آيا حق انتقال به غير وجود دارد يا خير ؟ اگر حق انتقال به غير وجود داشته باشد لازم است دقت شود که انتقال دهنده (مستاجر) در مدت اجاره مي خواهد حق حقوق خود را انتقال دهد يا خير ؟ علي رغم اينکه اين مسئله خطر زيادي را در برندارد ولي شايسته است مستاجري که داراي حق انتقال است در صورتي که مدت اجاره اش منقضي شده باشد بدواً با الزام مالک به تنظيم اجاره نامه جديد حقوق قانوني خود را تثبيت و سپس اقدام به انتقال نمايد. در اين صورت ، قطعاً مشکلي، حقوق مستاجر (مالک سر قفلي) را تهديد نخواهد کرد.

برای فروش سرقفلی یک ملک چه مواردی را باید رعایت کرد؟
الف- اطلاع به مالک در صورت عدم وجود حق انتقال به غير ، در مواقعي که قصد داريد سرقفلي ملکي را که خريداري نموده ايد يا حق کسب و پيشه اي که براي شما حاصل شده است را واگذار نمائيد شايسته است اين موضوع را رسماً با اظهارنامه به اطلاع مالک ملک برسانيد تا در صورت تمايل با وي وارد معامله شويد.
ب- اخذ مجوز انتقال از مالک در صورت عدم رضايت، در صورتي که مالک راضي به انتقال ملک نباشد مالک سرقفلي(مستاجر)مي تواند با مراجعه به دادگاه و اخذ مجوز انتقال، بصورت قانوني نسبت به انتقال سرقفلي (حق کسب و پيشه) اقدام نمايد.
ج- در صورت وجود حق انتقال ، در صورتي که مالک سرقفلي حق انتقال به غير را داشته باشد لازم است توجه نمايد که آيا مدت اجاره اش منقضي شده يا خير، در صورت انقضاء مدت ، بهتر است بدواً از طريق مراجع قضايي عليه مالک ، دعوي الزام به تنظيم اجاره نامه مطرح نموده و سپس مبادرت به انتقال ملک نمايد . لازم به توضيح است که انتقال علي رغم اتمام مدت نيز با توجه به عدم اهميت مدت قرارداد درقانون روابط موجر ومستاجر 56 صحيح است ليکن با توجه به برخي اختلاف نظرهاي موجود ، انجام پيشنهاد اخير شايسته تر خواهد بود.

چند نوع سند سر قفلی وجود دارد؟
الف- سرقفلي با سند عادي: در ميان کسبه و بازاريان يکي از راه هاي انتقال سر قفلي با سند عادي است. با اين توضيح که اشخاصي که ملکي را با سند عادي اجاره نموده اند يا اجاره نامه اي در بين نبوده و بطور شفاهي اقدام به اجاره ملک کرده اند با تمايل به واگذاري حقوق حاصله خود با سند عادي اقدام به واگذاري حقوق خود مي کنند يا برخي مالکان ابتدا به ساکن سرقفلي ملک خود را با سند عادي انتقال مي دهند.
ب- سند رسمي: اشخاصي که سند اجاره آنها رسمي است ( تنظيمي در دفاتر اسنادذ رسمي)حقوق حاصل از اجاره نامه (حق کسب و پيشه) خود را در قالب سند صلح و يا سند رسمي به مستاجر ديگر انتقال مي دهند.

منظور از انتقال سرقفلی چیست؟
انتقال سر قفلی به این منظور است که شخص دیگری غیر از مالک سرقفلی عملاً و از محل سرقفلی استفاده نماید و در آنجا مشغول کسب وکار شود.

سرقفلی چگونه منتقل می شود؟
الف- اختياري: سرقفلي يک ملک، گاهي اختياري و با ميل و رغبت مالک سرقفلي به فرد ديگري منتقل مي شودکه ممکن است با سند عادي باشد يا سند رسمي
ب- قهري: انتقال قهري به اين صورت است که شخصي فوت مي کند و حقوق حاصل از اجاره (حق کسب و پيشه ) به ورثه شخص منتقل مي گردد.
ج- قضائي: وقتي از طرف مقام قضائي حکم به انتقال سرقفلي ملک داده مي شود در اين صورت انتقال قضائي خواهد بود.
شرایط انتقال سرقفلی در صورتی که سند سرقفلی عادی باشد چیست؟
هنگامي که سند سر قفلي عادي است و حق انتقال در آن قيد شده باشد صاحب سرقفلي مي تواند سرقفلي ملک را منتقل نمايد مشروط به اينکه انتقال جديد با سند رسمي باشد . به عبارت ديگر حتي با وجود حق انتقال ، مالک سرقفلي (حق کسب و پيشه) نمي تواند با سند عادي سر قفلي را منتقل نمايد.
در صورتی که سند سرقفلی رسمی باشد انتقال چگونه انجام خواهد شد؟
در صورتی که سند سر قفلی رسمی باشد باید دید مالک سرقفلی حق انتقال به غیر دارد یا خیر، اگر مالک سر قفلی حق انتقال به غیر داشته باشد می تواند با سند رسمی حقوق قانونی خود را به شخص ثالث منتقل نماید. لازم به یادآوری است حتی با وجود حق انتقال به غیر ، مالک سر قفلی نمی تواند با سند عادی ، سر قفلی را به شخص ثالث انتقال دهد و در این مواقع مالک سرقفلی الزاماً باید با سند رسمی نسبت به انتقال سرقفلی ملک اقدام نماید.

اگر شخصی بدون داشتن حق انتقال به غیر ، سرقفلی را منتقل نماید چه خواهد شد؟
انتقال غير قانوني سرقفلي يکي از مواردي است که حق سرقفلي ساقط مي شود. اشخاصي که بدون داشتن حق انتقال سرقفلي ، سرقفلي ملک را انتقال مي دهند مرتکب تخلف شده اند و با طرح دعوا از طرف مالک ، سقوط نصف حق کسب و پيشه (سرقفلي) آنها حتمي است . اضافه مي شود که نصف ديگر حق کسب و پيشه به قيمت روز به مستاجر متخلف پرداخت خواهد شد.

برای داشتن حق انتقال چه عبارتی باید در سند سرقفلی قید شود؟
براي اينکه مالک سرقفلي حق انتقال به غير داشته باشد لازم است عبارت (حق انتقال به غير دارد) در سند به صراحت قيد شود . به عبارت ديگر مسکوت گذاشتن مسئله انتقال ، به معني ممنوعيت از انتقال خواهد بود. در صورتي که در سند سرقفلي عبارتي مبني بر انتقال سند سر قفلي قيد نشود ، مالک سرقفلي حق انتقال سرقفلي را نخواهد داشت.

اعطای نمایندگی یا وکالت برای استفاده از محل سرقفلی چه حکمی دارد؟
دادن نمايندگي يا وکالت به فرد ديگري براي استفاده از محل سرقفلي در حکم انتقال سرقفلي است و در صورت عدم وجود حق انتقال ممکن است سقوط نصف حق کسب و پيشه (سرقفلي ) را در پي داشته باشد
زمانی که سر قفلی ملکی به ورثه به ارث می رسد انتقال کل ملک به یکی از وارث با عدم وجود حق انتقال به غیر چه حکمی خواهد داشت؟
اگر چه بنابر نظر غالب اساتید ، انتقال بین وراث با توجه به اینکه وراث نسبت به یکدیگر شریک محسوب می شوند ، انتقال به غیر نمی باشد لیکن نظر به وجود عقیده مخالف ، پیشنهاد می شود در چنین مواردی نیز از دادگاه اخذ مجوز شود .

اگر مالک سرقفلی ملکی قصد مسافرت به خارج از کشور را داشته باشد در حالی که حق انتقال به غیر در سر قفلی برای او پیش بینی نشده باشد چه باید کرد؟
شایسته است در صورت طولانی شدن مسافرت با اذن مالک اقدام به انتقال موقتی محل سرقفلی به یکی از اشخاص نزدیک نمائید. در غیر این صورت با توجه به خطر تخلیه ( با پرداخت نصف حق کسب و پیشه ) پیشنهاد می شود سرقفلی با اخذ مجوز از طریق دادگاه منتقل گردد.

انجام تغییرات فیزیکی (تغییرات دیوار و امثال آن) در محل سرقفلی چه حکمی دارد؟
صاحب حق سرقفلی نمی تواند در دیوارها و زمین محل سرقفلی خود برخی تغییرات را انجام دهد. تغییراتی که به اساس و اصل بنا لطمه بزند یا چیزی را به محل سرقفلی اضافه کند از مصادیق تعدی و تفریط محسوب خواهد شد و سبب تخلیه محل بدون پرداخت حق سر قفلی خواهد بود .
اگر مالک ملک محل سرقفلی ملک خود را به دیگری منتقل کرده است و مالک جدید بنای ناسازگاری دارد تکلیف چه خواهد بود ؟
در این گونه موارد باید بدانید:
الف- کلیه حقوقی که در زمان مالکیت مالک قبلی ملک برای شما ایجاد شده است پا برجاست.
ب: مالک جدید ملک حق و حقوقی بیش از مالک سابق ندارد.
ج: مالک جدید باید تمام توافقات شما با مالک سابق را بپذیرد.

ارزش سرقفلی و حق کسب و پیشه یک مغازه چگونه تعیین می شود؟
معمول ترین سوال از طرف مالکین ملک در خصوص حق کسب و پیشه سرقفلی معیار ارزیابی این حق است خصوصاً زمانی که مقرر است تخلیه با پرداخت حقوق مستاجر انجام شود بنابراین در پاسخ به سوال حاضر بایستی گفت معیار قانونی خاصی برای ارزیابی سرقفلی و حق کسب و پیشه در حال حاضر وجود ندارد اما کارشناسان علاوه بر پرسو موجر از اهالی و املاکهای محل ملک معیارهای مذکور در ماده ۱۱ قانون مالک و مستاجر ۱۳۳۹ را نیز ملاک عمل قرار می دهند.

حق مالکانه چیست و درصد قانونی یا عرفی آن چگونه مشخص می شود؟
مبلغی را که مستاجر هنگام انتقال سرقفلی و حق کسب و پیشه عین مستاجره برای اخذ رضایت مالک به وی پرداخت می کنند “حق مالکانه” می گویند پرداخت این مبلغ در هیچ قانونی پیش بینی نشده است بلکه صرفاً مبنای عرفی دارد از این رو در صد آن هم بصورت قطعی مشخص و معین نیست از این رو در صد حق مالکانه از شهری به شهر دیگر و از مغازه ای به مغازه دیگر متفاوت است ولی آنچه در عرف مرسوم است حق مالکانه بین ۸ درصد تا ۱۵ درصد متغییر است هر چه قیمت سرقفلی ملک بالاتر باشد به همان نسبت درصد حق مالکانه کمتر محاسبه می شود.

آیا می توان مستاجر دارای حق کسب و پیشه و سرقفلی را تخلیه کرد یا نه؟
پاسخ مثبت است اما با توجه به شمول قانون روابط موجر و مستاجر ۱۳۵۶ بر چنین روابطی برای تخلیه مستاجر بایستی از روشهای پیش بینی شده در این قانون مستاجر استفاده نمود.

آیا قید مدت در اجاره نامه در سرقفلی و حق کسب وپیشه و تجارت مستاجر اثر دارد یا خیر؟
وقتی اجاره نامه جدیدی بین مالک و مستاجر دارای سرقفلی و حق کسب و پیشه منعقد می گردد معمولاً در اجاره نامه جدید مدت اجاره یک سال قید می شود که این در حقوق مکتسبه مستاجر اثری ندارد به عبارت دیگر مدت در روابط استیجاری دارای سابقه به شمول قانون روابط موجر و مستاجر ۱۳۵۶ اثری ندارد.

چگونه می توان مغازه را به نحوی اجاره داد که مشمول سرقفلی و حق کسب و پیشه نباشد؟
اگر چه دیگر قانون روابط موجر و مستاجر امکان اجرایی بر روابط استیجاری جدید ندارد تا محل مشمول حق کسب و پیشه و تجارت گردد اما در اجاره دادن محلهای کسب با وجود انواع مختلف سرقفلی پیش بینی شده در قانون روابط موجر و مستاجر جدید پیشنهاد می شود مالکین محترم حتماً در هنگام انعقاد اجاره از مشورت وکلای آگاه استفاده نمایند تا ندانسته در ابهامات قانون روابط موجر و مستاجر ۱۳۵۶گر فتار نشوند.

در صورت انتقال یا اجاره مغازه بدون اجازه مالک مستاجر مستحق چند درصد از حق و حقوق خود خواهد بود؟
در صورتی که مستاجر محل کسب و پیشه و تجارت بدون جلب رضایت مالک اقدام به انتقال منافع محل به فردی دیگر نماید مستاجر با منتقل علیه بسته به مورد منحق نصف قیمت سرقفلی و حق کسب و پیشه محل با لحاظ نظر کارشناس خواهند بود.

انتقال سرقفلی به یک شرکت چه حکمی دارد؟
با توجه به اینکه شخصیت حقیقی فرد منفک از شخصیت حقوقی است و از طرفی مستاجر حق واگذاری مورد اجاره را بدون اذن مالک به غیر ندارد، چنانچه ثابت شود که مستاجر مورد اجاره را به شرکت اجاره داده ، عملاً انتقال مورد اجاره به غیر بدون اذن مالک تحقق یافته و مورد از مصادیق انتقال مورد اجاره به غیر بدون رضای موجر می باشد و تخلف منطبق با بند (2) ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 است و از شمول بند (7) ماده ی 14 خروج موضوعی دارد. اضافه می نماید قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1362، منحصراً ناظر به اماکن مسکونی است. ” نظریه مشورتی شماره 10382/7 مورخ 30/11/1379 اداره حقوقی دادگستری”

دادگاه بر اساس دادخواست مالک حکم به تخلیه محل تجاری به لحاظ انتقال به غیر صادر نموده است مشروط به اینکه مالک ظرف مدت معینی نصف سرقفلی را به متصرف بپردازد خواهانها ظرف مدت مقرر سرقفلی را نپرداخته­اند و لذا حکم تخلیه ملغی الاثر گردیده طرح مجدد همین دعوی مسموع است؟
با توجه به مدلول ماده 28 قانون موجر ومستاجر مصوب 1356 در مواردی که حکم تخلیه عین مستاجره با پرداخت حق کسب یا پیشه صادر و قطعی شود، موجر مکلف است ظرف سه ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی وجه معین را بپردازد در غیر این صورت حکم صادره ملغی الاثر خواهد شد یکی از آثار حکم قطعی، اعتبار امر محکوم بها می­باشد و چون در اینجا به علت ملغی الاثر شدن، این اثر نیز از بین رفته است لذا طرح مجدد دعوی ایرادی ندارد.

اگر کسی ملک غیر تجاری خود را اجاره دهد و سرقفلی بگیرد تکلیف چیست ؟
اگر در اجاره نامه تصریح شده باشد که محل غیر تجاری، برای کسب و تجارت اجاره داده می­شود و آنچه از مستاجر دریافت شده سرقفلی است، این اجاره باطل است و وجه پرداختی قابل استرداد است چرا که طبق ماده 10قانون مدنی قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است. اگر طرفین در اجاره تصریح کنند که محل تجاری نیست و برای کار اجاره داده شده است و وجهی به عنوان اجاره در نظر گرفته شده و وصف سرقفلی رانداشته باشد ، ظاهراً مشکلی ندارد و اصل استرداد محل هم پایان مدت قرارداد خواهد بود واگر برای مستاجر اول هم حق انتقال به غیر را هم قایل شده باشند باز هم وی نمی تواند از مستاجر دوم چیزی بابت واگذاری حق خود از او بگیرد و اگر وجهی هم گرفت قابل استرداد است.پ س به حکم قانون «سرقفلی » فقط مختص ملک تجاری تلقی شده است .

گروه حقوقی فروهر

فرق سر قفلی با حق کسب پیشه

 

روابط موجر ومستاجر، تقریباً یک مسئله قدیمی است، در بحث اجاره محل کسب وکار با ورود مسئله «سرقفلی » و پدیدهای به نام حق کسب و پیشه و تجارت روابط  موجر ومستاجر را پیچیده و حتی اختلافات را هم عمیق­تر کرده است .

از آنجا که عموم مفهوم سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت را یکی می­دانند ولیکن از لحاظ حقوقی و قانونی مجزا هستند ابتدا تعریفی از سرقفلی و حق کسب و پیشه را ارائه می­کنیم.
مفهوم و معنی اصطلاحی سرقفلی فقط یک حق است وفقط در روابط موجر ومستاجر این حق محقق می شود  :
یعنی پولی است که در ابتدای عقد اجاره به هرعلتی،  توسط صاحب ملک از مستاجر دریافت می­شود.

حق کسب و پیشه و تجارت حقی است که تاجر و کاسب نسبت به محلی پیدا می­کنند . این حق ناشی از تقدم در اجاره ملک، حسن شهرت، جمع آوری مشتری، و رونق کسبی است که بر اثرعملکرد مستاجر محل ملک به وجود آمده است .

در واقع امر حق کسب و پیشه تنها به مستاجر تعلق دارد و صاحب ملک نمی تواند دارای این حق شود .

قانونگذار در سال 1376 از واژه سرقفلی استفاده کرده و تا قبل از آن حق کسب و پیشه و تجارت ذکر می شد . قانونگذار قبل از تصویب قانون 1376 معتقد بودند که سرقفلی همان حق کسب و پیشه است و تفاوتی میان آن دو قائل نبودند، اما گروهی دیگر کاملاً از هم جدا می دانستند در واقع با تعریف اولیه فوق هم مشخص میشود که این دو واژه با هم تفاوت دارند تفاوتهای سرقفلی با حق کسب وپیشه.

سرقفلی وحق کسب وپیشه دارای سه تفاوت عمده می­باشد…

سرقفلی درهنگام انعقاد عقد اجاره به صاحب ملک پرداخت می­شود. پس درواقع کسب اعتبار و شهرت …. هیچ تاثیری در آن ندارد .

با تعریفی از این دو واژه شده فقها فقط با سرقفلی ملک موافقند و حق کسب وپیشه را شرعی نمی­دانند لذا این دلیلی بر تفاوت ماهوی این دو است .

مبلغ و میزان سرقفلی با توجه به موقعیت محل ملک،  کیفیت و تجهیزات مورد اجاره تعیین می­شود و مبلغ آن را هم موجر(صاحب ملک) معین می­کند.

با توجه به تفاوت­های فوق مبنای این دو حق هم از هم مجزاست.

 مبنای سرقفلی: سرقفلی اصطلاحی است که قانونگذار، برای بیان حقوق مالک ومستاجر برگزیده است و جز در مورد توافق طرفین چنین حقی نمی­تواند جنبه قانونی داشته باشد وفقها سرقفلی را مشروع می­دانند در واقع همه فقها وجود چنین حقی را برای مالک تایید کرده­اند ولیکن به مبنای این حق اشاره­ای نشده از مجموع نظرات حقوقدانان و فقها می­تواند بر نظر مشهور استوار کرد.

 1 -اختیار مالکانه

با توجه به اینکه مالک بر مال/ ملک خود مسلط است بنابراین حق دارد، علاوه بر اجاره که به صورت زمانبندی مشخص دریافت می­کند مبلغی را در ابتدا دریافت کند، که این مبلغ هم اصولا جزء اجاره محسوب می­شود.

2 – دریافت وجهی در قبال موقعیت خوب ملک استیجاری

با توجه به اینکه هر ملکی دارای شرایطی است و از جهت کیفیت برای تجارت همه مشابه هم نیستند لذا مالک وقتی ملک خود را جهت تجارت اجاره می­دهد به جهت موقعیت خوبی که ملکش دارد مبلغی نیز از مستاجر دریافت می­کند و هر مکانی که شرایط بهتر داشته باشد پس مبلغ سرقفلی بیشتری هم خواهد داشت.

3 – دریافت سرقفلی در قبال دادن امتیاز به مستاجر

هنگامی که مالک ملک خود را با دریافت سرقفلی اجاره می دهد در این جا علاوه بر اینکه حق انتفاع از ملک را به مستاجر می­دهد این امتیاز را هم به وی می دهد که در پایان مدت اجاره بتواند به اقامت خود در محل ادامه دهد و با اجاره بهای متعارف اجاره ادامه داشته باشد ؛ یا اینکه حق تخلیه ملک / محل را از خود سلب کند.

 این تعریف از سرقفلی یا موارد دیگر دارای یک تفاوت است که در اینجا حق مخصوصی برای مستاجر ایجاد می شود که دارای ارزش مالی است یعنی که مستاجر این امکان را میدهد که به اجاره ملک / محل ادامه دهد یا آن را تخلیه کند و به مالک(موجر) تحویل دهد و در قبال گذشتن از حق خود از مالک مبلغی دریافت میکند و یا اینکه چنانچه در قرارداد اجاره ملک، حق انتقال به غیر ازمستاجر سلب نشده باشد او می تواند ملک را به مستاجر دیگری اجاره دهد و مبلغی در مقابل این حق از مستاجر جدید بگیرد.

مبلغ سرقفلی ملک، مورد اجاره
دریافت مبلغ سرقفلی بر اساس توافق میان موجر و مستاجر است برخلاف حق کسب و پیشه و تجارت ، که همیشه از طرف دادگاه و با جلب نظر کارشناس تعیین میشود. در واقع صاحب ملک، سرقفلی را تعیین می­کند و مستاجر یا باید این مبلغ را بپذیرد یا از معامله انصراف دهد.

سوالی که مطرح میشود این است که: آیا سرقفلی و حق کسب و پیشه اماکن تجاری (ملک با سند تجاری) از نظر مالی و قیمت با یکدیگر تفاوتی دارند؟

اصولا سرقفلی با حق کسب و پیشه تفاوت دارد زیرا سرقفلی مبلغی است که بین موجر و مستاجر توافق و پرداخت گردیده و حق کسب و پیشه موکول به حکم قطعی دادگاه براسانس نظر کارشناس است.
سوال دیگر این است که :
مالیات محل کسب و پیشه وتجارت به عهده چه کسی است ؟  مالیات بر درآمد بر عهده مستاجر است و مالیات بر اجاره بر عهده موجر است مگر اینکه در قرارداد شرط خلاف نموده باشند .در قانون سال 1376 که به تصریح ذکر شده هر گاه مالک، ملک تجاری خود را به اجاره واگذار نماید، می تواند  مبلغی را از مستاجر دریافت نماید ظاهر این است که سرقفلی قابل دریافت و پرداخت نیست مگر در ملکی که قانوناً تجاری محسوب شود و ملاک تجاری بودن ملک هم مندرجات پروانه ساختمانی است که نوع استفاده از ساختمان در آن تصریح شده است.

حال اگر کسی ملک غیر تجاری خود را اجاره دهد و سرقفلی بگیرد تکلیف چیست ؟
اگر در اجاره نامه تصریح شده باشد که محل غیر تجاری، برای کسب و تجارت اجاره داده می­شود و آنچه از مستاجر دریافت شده سرقفلی است، این اجاره باطل است و وجه پرداختی قابل استرداد است چرا که طبق ماده 10قانون مدنی» قراردادهای
خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است.
اگر طرفین در اجاره تصریح کنند که محل تجاری نیست و برای کار اجاره داده شده است و وجهی به عنوان اجاره در نظر گرفته شده و وصف سرقفلی رانداشته باشد ، ظاهراً مشکلی ندارد و اصل استرداد محل هم پایان مدت قرارداد خواهد بود واگر برای مستاجر اول هم حق انتقال به غیر را هم قایل شده باشند باز هم وی نمی­تواند از مستاجر دوم چیزی بابت واگذاری حق خود از او بگیرد و اگر وجهی هم گرفت قابل استرداد است.پ س به حکم قانون «سرقفلی » فقط مختص ملک تجاری تلقی شده است .

مبنای حق کسب و پیشه و تجارت 

این حق نوعی حق تقدم در اجاره محل کسب می­باشد، بیشتر با این مبنا توجیه شده که موسسات تجاری ، اغلب در ساختمانهایی تاسیس می شوند که مالکیت آنها متعلق به دیگری است در نتیجه کوشش و فعالیت و پشتکار تاجر در اثر پیدا شدن مشتری محل کسب و فعالیت ، مرغوبیت و ارزشی پیدا می کند که نمی توان آن را نادیده گرفت و چون ادامه استقرار او در محلی است که کار خود را شروع کرده و توسعه داده به موازات حقی که مالک محل برخوردار است تاجر و مستاجر نیز دارای حقوقی می شود
که در اثر سعی و جدیت تاجر به آن محل تعلق می گیرد زیرا تاجری که عده­ای را به عنوان مشتری برای مراجعه به محل کسب خود جلب کرده ، ارزش محل را چند برابر نموده از این رو هرکس هم جانشین او شود از نتیجه فعالیت سابق او استفاده خواهد کرد.

پس حق کسب و پیشه : حقی است که به موجب آن مستاجر متصرف در اجاره کردن محل کسب خود بر دیگران حق تقدم دارد که در زمان حکومت قانون مصوب 56 13دیگر چنین نیست زیرا وجود این حق فقط در حالی که در مقام تحلیل حقوقی فرض کنیم مدت اجاره تمام شده و مالک قصد اجاره دادن مجدد عین مستاجر به آن را دارد و در این حالت مستاجر متصرف به اعتبار داشتن حق کسب ، پیشه و تجارت به دیگر داوطلبان اجاره مقدم است متجلی نیست بلکه چنانچه مستاجر قصد انتقال حقوق خود
را در عین مستاجره را به غیر هم داشته باشد قابل قبول است (ماده 19 قانون مصوب 1356 وتبصره )[6] در این حالت مستاجر حقی را که در نتیجه انعقاد عقد اجاره برای وی ایجاد شده را با رضایت مالک و یا در صورت راضی نشدن مالک به حکم دادگاه به غیر منتقل می­کند ، لذا در اینجا بحث حق تقدم در اجاره کردن محل کسب خود مطرح نیست بلکه اختیار انتقال منافع ملک غیر هم مطرح می­شود .

در صورتی که مستاجر بدون تحصیل اذن دادگاه با موافقت موجر در مواردی که حق انتقال به غیر را ندارد منافع را به دیگر منتقل کند، در این صوت مستاجر متصرف در برابر تخلیه استحقاق دریافت نصف سرقفلی را دارد ، نصف حق کسب و پیشه و تجارت به مستاجر یا متصرف پرداخت می شود در واقع سخن از حق تقدم در اجاره کردن محل نیست بلکه حقی است که هر چند به تبع رابطه استیجاری پدیدار می­شود اما لااقل نصف آن وجود مستقل دارد.

مشروعیت حق کسب و پیشه و تجارت
وقتی به قوانین سال های1332تا 1376 نگاه می­کنیم هر جا کلمه سرقفلی به کار رفته منظور حق کسب و پیشه و تجارت بود و این در حالی است که مشروعیت در حق کسب و پیشه و تجارت همیشه از لحاظ شرعی مورد بحث و مناقشه بوده ، ولیکن سرقفلی همیشه مجاز بوده است و علت اینکه حق کسب و پیشه و تجارت در قوانین ما بیشتر مورد توجه است به دلیل این است که مستاجر مدتی زحمت کشیده و مشتری به دست آورده و وقتی موجر،   محل وی را تخلیه کند مشتریهایش از دست می­روند و در محل جدید باید دوباره وقت صرف کند تا مشتری پیدا کنند به همین دلیل قانونگذار از مستاجرها حمایت می­کند .

انتقال منافع مورد اجاره
مستاجر هنگامی می­تواند منافع مورداجاره را به دیگری منتقل كند كه در اجاره نامه این اختیار به او داده شده باشد و در این حالت مالك می­تواند در صورت پایان مدت اجاره یا فسخ آن با مستاجر جدید اجاره نامه تنظیم كند و نیز مستاجر جدید دارای چنین حقی است.
سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که:
در صورتی كه مستاجر حق انتقال به غیر داشته باشد آیا برای انتقال مال مورد اجاره اختیار كامل دارد؟
در صورتی كه مستاجر محل كسب به موجب اجاره نامه حق انتقال به غیر داشته باشد می تواند برای همان شغل یا شغل مشابه منافع مورد اجاره را با سند رسمی به دیگری انتقال دهد.
سوال
اگر در اجاره نامه حق انتقال به غیر سلب شده باشد و مستاجر آن را به دیگری انتقال دهد چه ضمانت اجرایی وجود دارد؟

برای پاسخ به این سؤال باید حالت های مختلفی را در نظرگرفت :
1 –  اگر در اجاره­نامه حق انتقال به غیر سلب شده باشد و یا اجاره نامه­ای در بین نبوده و مالك راضی به انتقال به غیر نباشد باید در مقابل تخلیه مورد اجاره، حق كسب و پیشه مستاجر را بپردازد و اگر مالك نه حاضر به اجازه انتقال مورد اجاره به غیرباشد و نه حاضر به پرداخت حق كسب و پیشه باشد مستاجر حق دارد به دادگاه مراجعه كندو در این حالت دادگاه حكم به تجویز انتقال منافع مورد اجاره به غیر و تنظیم سند انتقال در دفترخانه صادر می­كند. (اگر سند اجاره قبلی رسمی باشد در همان دفترخانه­ای كه سند تنظیم شده و چنانچه سند اجاره عادی باشد یا اجاره نامه­ای در بین نباشد، دفترخانه­ای كه ملك مورد نظر در نزدیكی­اش واقع شده) در این حالت مستاجر جدید از هرحیث نسبت به تمام شرایط اجاره قائم مقام مستاجر سابق خواهد بود. در هر صورت این حكم دادگاه از زمان قطعیت، جهت انتقال به غیر ۶ ماه اعتبار دارد و هرگاه ظرف ۶ ماه ازتاریخ ابلاغ حكم قطعی منافع مورد اجاره با سند رسمی به مستاجر جدید انتقال داده نشود حكم مزبور بی اثر خواهد شد.

۲ـ اگر مستاجری كه حق انتقال عین مستاجره رابه غیر ندارد بدون رعایت موارد گفته شده در بند یك (بدون مراجعه به دادگاه و رعایت سایر تشریفات) مورد اجاره را به دیگری واگذار كند موجر حق درخواست تخلیه را خواهدداشت و حكم تخلیه علیه متصرف یا مستاجر اجرا خواهد شد و در این حالت مستاجر یامتصرف استحقاق دریافت نصف حق كسب و پیشه را دارد. برای مثال اگر علی  مالك مغازه شیشه فروشی آن را به کاظم  اجاره داده باشد و در اجاره نامه قید شود كه مستاجر حق انتقال به غیر ندارد ولی كاظم  آن را به سعید منتقل كند مالك یعنی علی  می­تواند با پرداختن نصف سرقفلی مغازه به کاظم محل مزبور را تخلیه كند. از این رو هنگام اجاره یك مكان تجاری باید توجه داشت كه آیا مستاجر حق انتقال به غیر داشته یا خیر؟
سوال
اگرمستاجر بخواهد مورد اجاره را به غیر منتقل كند و از طرفی حق انتقال به غیر نیز ازاو در اجاره نامه سلب شده باشد چه راه حلی دارد؟
۱ـ از دادگاه درخواست صدور حكم به تجویز انتقال منافع مورد اجاره به غیر كند.

۲ـ درخواست خود را در قالب دادخواست به دادگاه عمومی حقوقی تقدیم كند.

۳ـ دعوی را به طرفیت مالك اقامه كند.

۴ـ اگر ملك مشاع است، مالكین متعدد دعوی باید به طرفیت همه آنان طرح شود.

سوال

اگر مغازه­ای بین چند مالك مشاع باشد و در مقابل دعوی تجویز به انتقال منافع از سوی مستاجر فقط عده ای از مالكین مشاع حاضر به پرداخت حق كسب ه مستاجر باشند می توان ملك را به آنان تحویل داد؟
در این حالت كه تعدادی از مالكین مشاع حاضر به پرداخت حق كسب و تحویل ملك هستند دادگاه می­تواند باارجاع امر به كارشناس و تعیین حق كسب و پیشه مستاجر حكم به تخلیه مورد اجاره بدهد وملك تحویل مالكین مشاعی شود.

سوال، اگر مالكی بخواهد دعوی تخلیه علیه مستاجر كه مغازه را بدون حق انتقال به غیر به شخص ثالثی داده اقامه كند چه نكاتی را باید درنظر گیرد؟

۱ـ دادخواست تخلیه به دادگاه تقدیم كند و علت آن را انتقال به غیرذكر كند.
۲ـ دادخواست به طرفیت مستاجر و كسی كه ملك تجاری به وی منتقل شده تقدیم شود.
دادگاه صادر كننده حكم نیز باید توجه داشته باشد كه حق كسب و پیشه هنگامی به مستاجر پرداخت می شود كه مستاجر، حق كسب و پیشه مورد اجاره از منتقل الیه  دریافت نكرده باشد زیرا اگر مستاجر حق كسب و پیشه را به منتقل­الیه واگذار كرده باشد در این صورت این حق به نفر دوم می­رسد و او پس از دریافت نصف حق سرقفلی، ملك را تخلیه خواهد كرد. بنابراین اگر مستاجر محل كسب كه حق انتقال به غیر نداشته هنگام انتقال منافع مورد اجاره به دیگری وجهی به عنوان كسب و پیشه از مستاجر دوم یا متصرف دوم اخذ نموده باشد نصف حق كسب و پیشه كه دادگاه به آن حكم می دهد به متصرف مورداجاره پرداخت می­شود.

سوال،  آیا اصولاً حق كسب و پیشه منوط به پرداخت سرقفلی از سوی مستاجر است؟

خیر؛ این حق به واسطه اشتغال مستاجر در محل كسب / ملک به وجود می­آید، چه مستاجر به مالك یا مستاجر قبلی وجهی پرداخته باشد یا نپرداخته باشد.

سوال در حق کسب و پیشه اماکن تجاری، زمانی که مستاجر حق انتقال به غیر ندارد و توسط دادگاه اجازه انتقال داده می­شود آیا مالک می­تواند دعای حقی نسبت به وجهی که مستاجر اول دریافت می­دارد داشته باشد؟

حق کسب و پیشه به مستاجر اختصاص دارد هرگاه مستاجر با داشتن حق انتقال به غیر یا با اذن دادگاه مورد اجاره را به دیگری انتقال دهد می تواند از مستاجر جدید حق کسب و پیشه خود را دریافت کند و مستاجر جدید از هر حیث قائم مقام مستاجر سابق خواهد بود.

نکته: مهمترین مساله­ای که در روابط موجر و مستاجر باید به آن توجه کرد این است که باید بدانیم روابط آنها بر اساس کدام قانون و تحت چه شرایطی تنظیم می­شود اگر طرفین قرارداد بخواهند روابط استیجاری خود را تحت قانون مصوب سال 1376 درآورند باید نکاتی در اجاره­نامه را رعایت کنند برای مثال اگر قرارداد اجاره به صورت عادی تنظیم شده دو نفر شاهد باید زیر آن را امضا کنند و …

نقل از وکیل پایه یک دادگستری، معتبر در تنظیم و مشاوره در قراردادهای ملک / زمین، سرقفلی، اراضی و

بانک سوالات حقوقی (تجاری)

 

1.سرقفلی یک واحد تجاری به ما ارث رسیده است.مالک آن ادعا می کند که ما (وارث) می بایست اجاره نامه جدید با او تنظیم نمائیم و به او حق انتقال سرقفلی پرداخت نماییم.آیا ادعای او جنبه قانونی دارد؟

خیر،ضرورت قانونی ندارد.فقط ایشان می تواند هر سه سال یکبار تعدیل اجاره بها را به طرفیت شما از دادگاه بخواهد ولی در انتقال قهری سرقفلی مثل پرسش فوق ضرورتی برای اجاره نامه جدید نیست.

2.آیا با در دست داشتن اجاره نامه تنظیمی در بنگاه املاک می توان با سپری شدن مدت اجاره مستاجر را از مکان اجاره بیرون کرد.باید به کجا مراجعه نمود؟طی مراحل قانونی آن چه مدت می باشد؟پ

قراردادهای اجاره الزاماً نباید در بنگاه تنظیم شود . صرفاً در صورتی که دو نفر شاهد علاوه بر مالک و مستاجر آن را امضا نمایند پس از انقضای مدت اجاره مشمول تخلیه فوری خواهد بود.با مراجعه به شورای حل اختلاف ،محل اختلاف، محل ملک درخواست تخلیه نمایند.حداکثر ظرف مدت یک هفته تخلیه شود و چنانچه اجاره نامه تنظیمی واحد شرایط در ماده 2 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376 نباشد از امتیازات مقرر در ماده مزبور برخوردار نخواهد شد.

3.آیا یکی از ورثه بدون اجازه دیگر وراث می تواند یکی از املاک متوفی (مورث) را اجاره دهد آیا این اجاره نامه دارای ارزش قانونی است؟به چه صورت می توانیم نسبت به تخلیه آن اقدام کنیم؟

نظر به اینکه ملک پس از فوت مورث بین وراث مشترک و به صورت مشاع می باشد. در صورت تنفیذ سایر وراث پس از انقضای مدت اجاره از طریورای حل اختلاف (در حدود ماده 11 قانون شورا) قابل تخلیه است و در صورت عدم تنفیذ به لحاظ عدم تحقق رابطه استیجاری وراث می توانند تخلیه آن را از شورا بخواهند.

4.اجاره نامه عادی در دو نسخه و به امضاء موجر و مستاجر و یک شاهد می باشد حالا با سپری شدن مدت اجاره مستاجر تخلیه نمی کند ، چه اقدامی می توان انجام داد؟

اگر اجاره نامه عادی به امضاء یک شاهد رسیده استباید تنظیم دادخواست تخلیه تقاضای آنرا از دادگاه بخواهیم که این تقاضا مستلزم تشکیل جلسه رسیدگی و استماع اظهارات طرفین در جلسه دادرسی می باشد.

5.بعد از فوت مورث ماترکی از ایشان باقی مانده که یکی از ورثه در قسمتی از ماترک (خانه پدری)ساکن است و بدون پرداخت حقی به بقیه ورثه ،هر بار ورثه درخواست تقسیم اموال و روشن شدن وضعیت دارایی را می نمایند با جواب های نا مشخص روبرو می شوند.آیا می توان از ایشان خسارت گرفت؟

استفاده انحصاری از خانه مورث بوسیله احد از ورثه با وجود عدم رضایت سایر وراث مستلزم پرداخت اجرت المثل ملک مزبور به سایر وراث به نسبت سهم الارث هر یک از آنهاست. بر این اساس وراث با دریافت گواهی انحصار وراثت می توانند اجرت المثل زمان تصرف بعد از فوت مورث بوسیله احد از ورثه را مطالبه نمایند.صلاحیت شورای حل اختلاف تا مبلغ پنجاه میلیون ريال است و بیشتر از آن در صلاحیت دادگاه است.

6.حق کسب و پیشه برای مستاجر با شرایط ذیل چگونه تعیین می شود؟الف) قرارداد اجاره سال 57 رسمی است و برای شغل پیرایش ب) مغازه به مدت سه سال تعطیل بود ج) مغازه مشابه آن در جوار هم به ارزش 100 میلیون تومان (مالکیت و سرقفلی) است؟

حق کسب و پیشه در مورد املاک تجاری غالباً در مواردی که موجر طبق قانون در خواست تخلیه مورد اجاره را دارد تعیین می شود و شامل املاکی است که رابطه استیجاری آن مشمول قانون روابط موجر و مستاجر سال 1356 می باشد که البته کارشناس باید در تعیین میزان حق کسب و پیشه مدت اجاره و ارزش ملک و اجاره بها و املاک مشابه آن و غیره را مد نظر قرار دهد.

7.مغازه ای در حدود سال 69 توسط (الف) به شخصي واگذار شد و در قالب آن اجاره كه مدت چند سال است به عنوان مهريه مالكيت آن به همسرش داده حال مستاجر مغازه بدون اجازه و خلاف قرارداد منعقده بين خود و شخص (الف) آن را به شخص ثالث واگذار كرده به طور كلي براي باز پس گيري مغازه همسرش چه بايد كرد؟

واحدهاي تجاري كه قبل از قانون روابط موجر و مستاجر سال 1376 به اجاره داده شده مشمول قانون روابط موجر و مستاجر سال 1356 مي باشد.بنابراين چنانچه مستاجر با وجود سلب اختيار حق واگذاري به غير مورد اجاره را به ديگري واگذار نموده موجر مي تواند بر اساس اين تخلف مستاجر براي تخليه آن به دادگاه مراجعه كند.

8.مغازه را به مدت 8 ماه به شخصي مستاجر داده ام . در اين مدت مستاجر مبلغ اجاره مندرج در اجاره نامه را به تاخير از يك هفته رسانده با مراجعه به نامبرده (مستاجر) اعلام مي دارند كه مي خواهند مغازه را تخليه كنند. حالا مدت 2 ماه است اجاره خود را پرداخت نكرده ، راهكار قانوني آن به چه صورتي است؟

چنانچه زمان اجاره دادن مغازه بعد از قانون روابط موجر و مستاجر سال 1376 باشد مي توان براي مطالبه اجاره ماهانه به شوراي حل اختلاف مراجعه نمود و در صورتي كه در قرارداد اجاره در موارد تخلف مستاجر از قرارداد حق فسخ به موجر داده شده موجر مي تواند از اين حق فسخ استفاده كند و اجاره را فسخ نمايد.

9.شخصي 5 سال پيش يك باب مغازه به صورت سرقفلي خريداري كرده و ضمن عقد قرارداد توافق كرده كه ماهيانه 1000 تومان از بابت ملك مغازه به مالك پرداخت نمايد ولي مالك هر دو سال يك بار اجاره ملك را دو برابر مي كند.راهكار قانوني چگونه مي باشد؟

مطابق قوانين مربوطه هر سه سال يك بار قابل افزايش است.اگر توافقي در ميزان افزايش نباشد بايد از طريق دادگاه و با جلب نظر كارشناس اقدام شود و در قراردادهاي منعقد شده طرفين طبق شرايط و توافقي كه در قرارداد اجاره پيش بيني شده ملزم به رعايت آن هستند و موجر حق دريافت مبلغي بيش از آنچه مورد توافق قرار گرفته ندارد.

10.موجر آپارتمان خود را اجاره داده و خود در آن مكان زندگي نمي كند . آيا موجر حق استفاده از پاركينگ آن قسمت واحد خود را دارد؟

در صورتي كه پاركينگ واحد خويش را از مورد اجاره استثناء كرده باشد مي تواند شخصاً استفاده نمايد و الا فقط مستاجر حق استفاده را خواهد داشت.

11.شخصي آپارتماني را اجاره نموده مالك مبلغي را به عنوان چك تضميني بابت تخليه درخواست كرده آيا اين مورد قانوني است؟

هر چند با توافق شما منع قانوني وجود ندارد اما با توجه به قانون مالك و مستاجر سال 1376 ضرورتي براي اين كار مالك وجود ندارد چرا كه در صورت انقضاي مهلت اجاره ظرف چند روز امكان تخليه وجود دارد.

12.آيا امكان گرفتن اجرت المثل كه در اجاره نامه جهت جريمه در نظر گرفته شده وجود دارد؟مراحل گرفتن آن چيست؟در صورتي كه خوانده جهت تعيين تكليف پول رهني كه در صندوق دادگستري جهت اجراي حكم تخليه ريخته شده رجوع نكند چه بايد كرد؟

امكان دريافت اجرت المثلي كه در قرارداد اجاره به عنوان جريمه بين طرفين مقرر شده وجود دارد و چنانچه ميزان مطالبه تا مبلغ 50 ميليون ريال باشد از طريق شوراي حل اختلاف و زائد بر آن با مراجعه به دادگاه ميسر است.عدم مراجعه مستاجر براي دريافت وجهي كه موجر به منظور امكان تخليه مورد اجاره در صندوق دادگستري توديع نموده مسئوليتي را متوجه موجر نمي كند.

13.كالايي طي چند مرحله با فاكتور فروش و امضاء خريدار و فروشنده به مبلغ صد ميليون ريال فروخته شده و كالا تحويل شده است.طبق توافق؛ قرار تسويه حساب ظرف مدت 4 ماه شد ولي تا كنون پس از مدت 8 ماه جهت پرداخت وجه كالاي خريداري شده ، هيچ گونه اقدامي از طرف خريدار نشده است.لطفاً جهت وصول مطالبات از طريق قانون چه اقدامي مي توانم انجام دهم؟

با ارائه دادخواستي به خواسته مطالبه مبلغ طلب خود به دادگستري و با ضميمه كردن فاكتورها مي شود حقوق خود را استيفاء كرد.

14.از شخصي چكي دريافت كردم كه فاقد جنبه كيفري است.براي طرح دعوي در مراجع حقوقي و درخواست تامين خواسته آيا توديع خسارت احتمالي در صندوق دادگستري و رعايت مهلت زماني ضرورت دارد يا خير؟

از آنجايي كه چك هاي صادره برعهده بانكهاي مجاز در حكم اسناد لازم الاجرا است، بنابراين در صورتي كه عليه صادر كننده آنها اقامه دعوي حقوقي و تامين خواسته شود نيازي به پرداخت خسارت احتمالي جهت صدور قرار تامين خواسته نيست و اقدام دعوي به طرفيت صادر كننده چك مهلتي ندارد.

15.اگر توقيف مال مستلزم ورود به منزل و شكستن قفل باشد ،مي توان اقدام به اين اعمال كرد؟

در اين صورت از طريق توسل به مراجع قضايي و مامورين انتظامي مامور اجرا اقدام مي كند.

شورای حل اختلاف زنجان

آنچه باید درباره سرقفلی بدانید

 

جام جم سرا- سرقفلی از جمله موضوعاتی است که از عرف وارد قوانین شده است. در واقع ابتدا رسم و رسوم تجار و بازرگانان، چنین حقی را ایجاد کرده و سپس وارد قوانین و مقررات شده است.

در تعریفی جامع، سرقفلی چنین بیان شده است: سرقفلی ممکن است شاخصی از تجارت باشد که شرکت‌ها را قادر می‌سازد تا سود مازادی نسبت به بازده سرمایه‌گذاری به‌طور نرمال کسب کنند. مازاد سود به معنای سود اضافی است که بیشتر از سود معمولی باشد.
در حقوق ایران، به حقی که تاجر یا صنعتگر در نتیجه جلب مشتری و شهرت و فعالیت برای محل کار خود، ایجاد می‌کند، سرقفلی گفته می‌شود. علاوه بر آن، به حقی که صاحب محلی که دارای موقعیت خوبی است، برای مالک خود قایل می‌شود، قبل از اینکه اصولا آن محل به اجاره داده شود، نیز سرقفلی گفته می‌شود؛ اما پرسشی که مطرح می‌شود، این است که چه چیز باعث شد که در عرف و عادت بازرگانان پرداخت سرقفلی رایج شود؟ به عبارتی فلسفه پیدایش سرقفلی چیست؟
در تجارت امروز کاردانی و سرمایه‌ تاجر و نوع کاری که انجام می‌دهد، بیش از اوصاف اخلاقی او اهمیت دارد. ممکن است مشتریان کارخانه یا فروشگاهی صاحب آن را نشناسند، اما به دلیل اعتماد به نام تجارتی و فعالیت موسسه، مایل باشند که کالای مورد نیازشان را از فرآورده‌های آن تهیه کنند. در واقع، مشتریان دایم تاجر به سرمایه، کالای تجارتی و انواع آلات‌افزار وی، بیشتر از شخصیت او علاقه و نظر دارند. در حالی که در مورد کسانی که به پزشکان یا وکلا مراجعه می‌کنند، بیشتر به اعتبار صلاحیت، حسن ‌رفتار و اخلاق و معلومات آنان نظر دارند.از این رو باید گفت، حقی که تاجر بر مشتریان خود دارد، باید در زمره حقوق مالی به حساب آید و به این نحو تاجر بتواند در آن تصرف کند و آن را به دیگران انتقال دهد.
در واقع این حق نوعی مالکیت غیرمادی یا حقی بر مشتریان دایم و سرمایه‌ تجارتخانه است. عنصر اصلی این حق، حفظ مشتریان تاجر و امتیازی است که در اثر کار و کوشش به دست آورده است.سرقفلی نقش یک دارایی را ایفا می‌کند و همانند یک دارایی شرکت، اثربخش عمل کرده و به‌تدریج به‌دست می‌آید و غیرقابل رویت و نامحسوس است.


انواع سرقفلی

امروزه سرقفلی در میان بازاریان، کسبه و اصناف به دو صورت دیده می‌شود:
1- سرقفلی که از حق کسب و پیشه حاصل شده است: این نوع سرقفلی که ریشه در حق کسب و پیشه حاصل از قراردادهای اجاره قدیمی (اجاره‌های قبل از سال 1376) دارد، در واقع حقوق قانونی مستاجر سابق یک محل است که دست به دست واگذار می‌شود و در میان عامه مردم سرقفلی نام گرفته است.
2- سرقفلی واقعی: این نوع سرقفلی در واقع حاصل حق کسب و پیشه یا اجاره‌های سابق نیست بلکه در این نوع سرقفلی، مالک مغازه بدون اینکه ملک خود را واگذار کند، سرقفلی ملک (حق کسب و کار در ملک) را به مدت نامحدود با اجاره ماهیانه با شرایط خاص به فردی واگذار می‌کند و بر اساس این قرارداد، مالک سرقفلی بدون مالکیت در اعیان یا زمین مغازه، حق استفاده از مغازه و کسب و کار در آنجا را به دست می‌آورد و می‌تواند این حق را به نحو مقتضی برابر شرایط مقرر بین خود و مالک به اشخاص دیگر نیز واگذار کند.
مغازه‌داران و کسانی که سرقفلی نوع اول (سرقفلی حاصل از حق کسب و پیشه) را خریداری کرده‌‌اند، باید بدانند که سرمایه و سرقفلی آنها مستمراً در معرض خطر ادعای مالک است و با توجه به شمول قانون روابط موجر و مستاجر در اینگونه سرقفلی‌ها، امکان تخلیه ملک توسط مالکان حتی بدون پرداخت سرقفلی وجود دارد.
البته این موضوع نباید ترس و واهمه‌ای در مغازه‌داران و مالکان سرقفلی و دارندگان حق کسب و پیشه به وجود آورد؛ چرا که مالکان در صورتی می‌توانند بدون پرداخت سرقفلی، تخلیه ملک خود را بخواهند که تخلفی از طرف مستاجر صورت گرفته باشد. بنابراین تا زمانی که مستاجر تمام مقررات راجع به سرقفلی را مو به مو رعایت کند، خطری سرقفلی او را تهدید نخواهد کرد.


برای فروش سرقفلی یک ملک، چه مواردی را باید رعایت کرد؟

الف- اطلاع به مالک در صورت عدم وجود حق انتقال به غیر: در مواقعی که قصد دارید سرقفلی ملکی که خریداری کرده‌اید یا حق کسب و پیشه‌ای که برای شما حاصل شده است را واگذار کنید، شایسته است این موضوع را رسماً با اظهارنامه به اطلاع مالک ملک برسانید تا در صورت تمایل با وی وارد معامله شوید.
ب- اخذ مجوز انتقال از مالک در صورت عدم رضایت: در صورتی که مالک راضی به انتقال ملک نباشد، مالک سرقفلی (مستاجر) می‌تواند با مراجعه به دادگاه و اخذ مجوز انتقال، به صورت قانونی نسبت به انتقال سرقفلی (حق کسب و پیشه) اقدام کند.
پ- در صورت وجود حق انتقال: در صورتی که مالک سرقفلی حق انتقال به غیر را داشته باشد، لازم است توجه کنید که آیا مدت اجاره‌اش منقضی شده یا خیر؟ در صورت انقضای مدت، بهتر است بدواً از طریق مراجع قضایی علیه مالک، دعوای الزام به تنظیم اجاره‌نامه مطرح کرده و سپس مبادرت به انتقال ملک کند.

 
سرقفلی چگونه منتقل می‌شود؟

الف- انتقال اختیاری: سرقفلی یک ملک، گاهی اختیاری و با میل و رغبت مالک سرقفلی به فرد دیگری منتقل می‌شود که ممکن است با سند عادی باشد یا با سند رسمی.
ب- انتقال قهری: در انتقال قهری، شخصی فوت می‌کند و حقوق حاصل از اجاره (حق کسب و پیشه) به ورثه شخص منتقل می‌شود.

تغییر شغل از اقداماتی است که باعث از بین رفتن سرقفلی می‌شود. اگر در سند سرقفلی (اجاره‌نامه) شغل خاصی قید شود و مالک سرقفلی بدون اخذ رضایت مالک اقدام به تغییر شغل کند، کل حق و حقوق قانونی وی از بین می‌رود و مالک ملک می‌تواند بدون پرداخت مبلغی ملک خود را تخلیه کند


پ- انتقال قضایی: وقتی از طرف مقام قضایی حکم به انتقال سرقفلی ملک داده می‌شود، در این صورت انتقال قضایی خواهد بود.


شرایط انتقال سرقفلی در صورتی که سند سرقفلی عادی باشد

هنگامی که سند سرقفلی عادی است و حق انتقال در آن قید شده باشد، صاحب سرقفلی می‌تواند سرقفلی ملک را منتقل کند؛ مشروط به اینکه انتقال جدید با سند رسمی باشد. به عبارت دیگر حتی با وجود حق انتقال، مالک سرقفلی (حق کسب و پیشه) نمی‌تواند با سند عادی سر قفلی را منتقل کند.


انتقال سرقفلی، در موارد رسمی بودن سند سرقفلی

در صورتی که سند سرقفلی رسمی باشد، باید دید مالک سرقفلی حق انتقال به غیر را دارد یا خیر؟ اگر مالک سرقفلی حق انتقال به غیر را داشته باشد، می‌تواند با سند رسمی حقوق قانونی خود را به شخص ثالث منتقل کند. لازم به یادآوری است که حتی با وجود حق انتقال به غیر، مالک سر قفلی نمی‌تواند با سند عادی، سر قفلی را به شخص ثالث انتقال دهد و در این مواقع مالک سرقفلی الزاماً باید با سند رسمی نسبت به انتقال سرقفلی ملک اقدام کند.


انتقال سرقفلی توسط شخص بدون داشتن حق انتقال به غیر

انتقال غیرقانونی سرقفلی یکی از مواردی است که حق سرقفلی ساقط می‌شود. اشخاصی که بدون داشتن حق انتقال سرقفلی، سرقفلی ملک را انتقال می‌دهند، مرتکب تخلف شده‌اند و با طرح دعوا از طرف مالک، سقوط نصف حق کسب و پیشه (سرقفلی) آنها حتمی است. علاوه بر این، نصف دیگر حق کسب و پیشه به قیمت روز به مستاجر متخلف پرداخت خواهد شد.


برای داشتن حق انتقال، چه عبارتی باید در سند سرقفلی قید شود؟

برای اینکه مالک سرقفلی حق انتقال به غیر را داشته باشد، لازم است عبارت (حق انتقال به غیر را دارد) در سند به صراحت قید شود. به عبارت دیگر مسکوت گذاشتن مسئله انتقال، به معنای ممنوعیت از انتقال خواهد بود. در صورتی که در سند سرقفلی عبارتی مبنی بر انتقال سند سر قفلی قید نشود، مالک سرقفلی حق انتقال سرقفلی را نخواهد داشت.


اعطای نمایندگی یا وکالت برای استفاده از محل سرقفلی چه حکمی دارد؟

دادن نمایندگی یا وکالت به فرد دیگری برای استفاده از محل سرقفلی در حکم انتقال سرقفلی است و در صورت عدم وجود حق انتقال ممکن است سقوط نصف حق کسب و پیشه (سرقفلی) را در پی داشته باشد.


تکلیف مالک سرقفلی در صورت عدم وجود حق انتقال و عدم رضایت مالک به انتقال

در صورتی که در سند سرقفلی، حق انتقال به غیر تصریح نشده باشد و مالک راضی به انتقال سرقفلی نباشد و خود نیز از خرید سرقفلی خودداری کند، برابر قانون، مالک سرقفلی می‌تواند برای اخذ مجوز انتقال به دادگاه رجوع کند.
زمانی که به مالک دسترسی نباشد، مالک سرقفلی می‌تواند با مجهول‌المکان اعلام کردن مالک از طریق دادگاه برای اخذ مجوز انتقال سرقفلی به طرفیت مالک ملک اقدام کند.
پرسش دیگری که مطرح می‌شود، این است که زمانی که سرقفلی ملکی به ورثه به ارث می‌رسد، انتقال کل ملک به یکی از وارث در صورت عدم وجود حق انتقال به غیر چه حکمی خواهد داشت؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت که اگر چه بنابر نظر غالب اساتید، انتقال بین وراث با توجه به اینکه وراث نسبت به یکدیگر شریک محسوب می‌شوند، انتقال به غیر محسوب نمی‌شود اما نظر به وجود عقیده مخالف، پیشنهاد می‌شود در چنین مواردی نیز از دادگاه اخذ مجوز شود.


موجبات اسقاط حق کسب و پیشه و سرقفلی

الف- انتقال به غیر: در صورتی که با نبود حق انتقال، مالک سرقفلی اقدام به انتقال (فروش) سرقفلی کند، مالک ملک می‌تواند با پرداخت نصف حق سرقفلی به مالک سرقفلی یا خریدار، محل را تخلیه کند.
ب- تغییر شغل: تغییر شغل نیز از اقداماتی است که باعث از بین رفتن سرقفلی می‌شود. اگر در سند سرقفلی (اجاره‌نامه) شغل خاصی قید شود و مالک سرقفلی بدون اخذ رضایت مالک اقدام به تغییر شغل کند، کل حق و حقوق قانونی وی از بین می‌رود و مالک ملک می‌تواند بدون پرداخت مبلغی ملک خود را تخلیه کند.
پ- تعدی و تفریط: تعدی به معنای تجاوز از حدود اذن مالک یا اقدامی غیرمتعارف علیه مال دیگری بوده و تفریط به معنای عدم انجام تعهدات قراردادی یا متعارف برای حفظ مال دیگری است. با این توضیح در صورتی که صاحب سرقفلی (دارنده حق کسب و پیشه) نسبت به محل سرقفلی تعدی یا تفریط کند، حق سرقفلی وی از بین خواهد رفت و مالک ملک می‌تواند بدون پرداخت مبلغی، ملک خود را تخلیه کند.
ت- عدم پرداخت اجاره‌بها: یکی دیگر از اسباب تخلیه محل سرقفلی، عدم پرداخت اجاره‌بها است. صاحب سرقفلی مکلف است در مدت ۱۰ روز (تا دهم ماه بعد) از هر ماه نسبت به پرداخت اجاره‌بهای مالک اقدام کند. قانون هیچ بهانه‌ای را برای عدم پرداخت اجاره‌بها از طرف صاحب سرقفلی (مستاجر) نمی‌پذیرد و در صورت پرداخت نشدن اجاره‌بها از طرف مالک سرقفلی، مالک ملک می‌تواند با ارسال اظهارنامه برای درخواست اجاره‌بها اقدام کند. هرگاه بعد از دو بار ارسال اظهارنامه، مالک سرقفلی برای بار سوم اجاره‌بها را به موقع پرداخت نکند، مالک ملک می‌تواند نسبت به درخواست اجاره‌بها و تخلیه ملک از طریق دادگاه یا اداره ثبت اقدام کند.


اجاره دادن محل سرقفلی

اجاره دادن محل سرقفلی از مصادیق بارز و روشن انتقال به غیر است و در صورت اقدام مالک از طریق مراجع قضایی، تخلیه ملک با پرداخت نصف سرقفلی را در پی خواهد داشت.


تغییرات فیزیکی در محل سرقفلی

صاحب حق سرقفلی نمی‌تواند در دیوار‌ها و زمین محل سرقفلی خود برخی تغییرات را انجام دهد. تغییراتی که به اساس و اصل بنا لطمه بزند یا چیزی را به محل سرقفلی اضافه کند از مصادیق تعدی و تفریط محسوب خواهد شد و سبب تخلیه محل بدون پرداخت حق سرقفلی خواهد بود.


چه تغییراتی در محل سرقفلی مجاز است؟

آگاهی نداشتن صاحبان سرقفلی باعث شده است این تصور در آنها ایجاد شود که کوبیدن یک میخ بدون اجازه مالک به دیوار از اسباب تعدی و تفریط تلقی می‌شود؛ در حالی که چنین تفکری صحیح نیست. زیرا تغییراتی که به اساس و اصل بنا لطمه نزند و باعث استفاده بهتر از عین مستاجره شود تخلف (تعدی و تفریط) محسوب نمی‌شود. بنابراین صاحب سرقفلی می‌تواند تغییراتی را برای استفاده بهتر از عین مستاجره انجام دهد اما پیشنهاد می‌شود در این مورد حتماً با وکلا و کار‌شناسان رسمی دادگستری مشاوره لازم صورت گیرد. (حمایت)

مستاجرانی که سرقفلی مغازه خریده اند، در مقابل مالک چه کنند؟/ راهکارهای قانونی کسب و کار مشروع

 

جامعه > مشکلات مردم - بحث سرقفلی همواره مورد اعتراض مستاجرانی بوده که بعضا با پرداخت هزینه سنگینی، سرقفلی یا حق کسب و کار در یک ملک استیجاری را خریده اند. آنها نگرانند مالک حکم تخلیه شان را بگیرد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اختلافات زیادی در بازار به خاطر ملک های تجاری که دارای سرقفلی هستند، بروز کرده. دلیل اصلی آن، تغییر مکرر قانون و همچنین ورود عرف به حیطه قانون است که باعث شده در بسیاری از موارد مالک و مستاجر در رنج بیفتند و بعضا اختلافات خود را به جای ریش سفیدی در دادگاه پیگیری کنند.
بحث سرقفلی یکی از موضوعاتی است که به خاطر پیچیدگی قوانین موجود درباره آن، در بدو امر تخصصی به نظر می رسد. البته برخی از مستاجران از اینکه سرقفلی مغازه ای را خریده اند پشیمانند و می گویند هر آن انتظار دارند از مغازه، اخراجشان کنند.

صمد طلوعی ازتهران یکی از این مستاجران است که در سرویس مشکلات مردم کامنت گذاشته:خواهشا این قوای محترم سه گانه یه فکری برااین ملکهای سرقفلی بکنند واقعا مالکین همجوره مستاجرین را اذیت میکنند یکبار فروختند تااخر عمرشان خریدارراسرکیسه خود میکنند حرفی میزنی درخواست تخلیه ازدادگاه میکنند.لطفابررسی کنید متشکرم

توضیحاتی درباره سرقفلی:
سرقفلی امروزه در بازار به دو شکل دیده می شود: سرقفلی مغازه هایی که از حق کسب و پیشه حاصل شده که مربوط به اجاره های قبل از سال ۷۶ است و سرقفلی واقعی که مالک مغازه بدون اینکه ملک خود را واگذار نماید سرقفلی ملک (حق کسب وکار در ملک) را به مدت نامحدود با اجاره ماهیانه با شرایط خاص به فردی واگذار می کند و براساس این قرارداد ، مالک سرقفلی بدون مالکیت دراعیان یا زمین مغازه، حق استفاده از مغازه و کسب وکار در آنجا را بدست می آورد و می تواند این حق را به نحو مقتضی برابر شرایط مقرر بین خود و مالک به اشخاص دیگر نیز واگذار کند.
مغازه داران وکسانی که سرقفلی نوع اول (سرقفلی حاصل از حق کسب و پیشه ) را خریداری کرده اند باید بدانند که سرمایه و سرقفلی آنها مستمراً در معرض خطر ادعای مالک است و با توجه به شمول قانون روابط موجر و مستاجر در اینگونه سرقفلی ها ، امکان تخلیه ملک توسط مالکین حتی بدون پرداخت سرقفلی وجود دارد. البته این موضوع نباید ترس و واهمه ای را در مغازه داران و مالکین سرقفلی و دارندگان حق کسب و پیشه به وجود آورد چرا که مالکین در صورتی می توانند بدون پرداخت سرقفلی، تخلیه ملک خود را بخواهند که تخلفی از طرف مستاجر صورت گرفته باشد.
بنابراین تا زمانی که مستاجر تمام مقررات راجع به سرقفلی را مو به مو رعایت می کند خطری سر قفلی او را تهدید نخواهد کرد. ناگفته روشن است که رعایت مقررات ، مستلزم آگاهی مغازه داران از آنهاست. متاسفانه مغازه داران و مالکین سرقفلی به دلیل عدم آگاهی از مقررات ، یا با عدم رعایت آنها با خطر تخلیه مواجه می شوند یا با سخت گیری بیش از حد برای خود موجبات آزار وحتی تضعیف کسب وکار خود را فراهم می کنند چنانکه مصطلح است برخی مغازه داران و مالکین سرقفلی می گویند «بدون اجازه مالک نمی شود حتی یک میخ به دیوار مغازه زد».

مالکان سرقفلی این نوع مغازه ها (مستاجران) باید بدانند:
باید ببینند سند سر قفلی و صلح نامه حق کسب و پیشه و تجارت رسمی است یا عادی؟ در صورتی که سند عادی باشد لزوماً باید رضایت مالک اخذ گردد .حتی اگر فرد ( دارنده سرقفلی )حق انتقال به غیر را داشته باشد پرداخت مبلغ قبل از اخذ رضایت مالک خطر بزرگی برای خریدار سرقفلی محسوب می شود .
خریدار در صورتی که می خواهد شغلی غیر از شغل قید شده در اجاره نامه سابق را داشته باشد بایستی در هنگام انعقاد اجاره نامه جدید، شغل مورد نظر خود را درج نماید. حتی اگر مجبور به پرداخت حق مالکانه خارج از مظنه عرفی شود زیرا بعد از انتقال و تنظیم اجاره نامه اخذ رضایت مالک برای تغییر شغل سخت تر خواهد بود.
ضمنا باید ببیند یعنی آیا حق انتقال به غیر وجود دارد یا خیر؟ اگر حق انتقال به غیر وجود داشته باشد لازم است دقت شود که انتقال دهنده (مستاجر) در مدت اجاره می خواهد حق حقوق خود را انتقال دهد یا خیر؟ علی رغم اینکه این مسئله خطر زیادی را در برندارد ولی شایسته است مستاجری که دارای حق انتقال است در صورتی که مدت اجاره اش منقضی شده باشد بدواً با الزام مالک به تنظیم اجاره نامه جدید (توضیح داده خواهد شد) حقوق قانونی خود را تثبیت و سپس اقدام به انتقال کند. در این صورت ، قطعاً مشکلی، حقوق مستاجر (مالک سر قفلی) را تهدید نخواهد کرد .

اینجا سئوال مطرح می شود که اگر مالک ملک محل سرقفلی ملک خود را به دیگری منتقل کرده است و مالک جدید بنای ناسازگاری دارد تکلیف چه خواهد بود؟

 

تکالیف مالک جدید در برابر مستاجر

۱-کلیه حقوقی که در زمان مالکیت مالک قبلی ملک برای شما ایجاد شده است پا برجاست.
۲-مالک جدید ملک حق و حقوقی بیش از مالک سابق ندارد.
۳-مالک جدید باید تمام توافقات شما با مالک سابق را بپذیرد.

(برای تنظیم این گزارش از مقاله مهدی زینالی درباره حقوق سرقفلی استفاده شده است)

ميزان اجاره محل آنتن BTS کارشناس دادگستری

**** روالی که بین کارشناسان برای تعیین میزان اجاره بهای محل آنتن BTSدرجریان است عبارتست از میزان 1/200 الی1/240 ارزش بهای عرصه تجاری اشغال شده توسط آنتن BTS است(میزان 1/200 برای شهرهای بزرگ و1/240 برای شهرهای کوچک)،معمولا این گونه آنتنها بنا به مقتضیات وشرایط  فیزیکی ومحاسباتی در مکانهای مختلفی از قبیل بالای سقف بامهای منازل وآپارتمانها، داخل عرصه حیاط یا داخل فضای عمومی وکنارپیاده روها و...قرار میگیرد.

میزان فضای اشغال شده برای اینگونه آنتن ها بین 30 الی 40 متر مربع فضای مفید اشغال این آنتنها میباشد.البته گاها اتفاق افتاده که تا 60الی 70متر مربع هم برای آنها درنظر میگیرند واین بخاطر محل قرارگیری آنتنهاست که گاهی موجبات پرت فضای اشغال شده مثلا در سرنبش چهارراه ها و...فضایی بیشتر از 30متر را اشغال مینماید که بایستی در این وضعیت نهایت دقت برای تعیین بهای اجاره در نظر گرفته شود.

معمولا مدت زمان اجاره این آنتن ها 5تا7ساله است.

نکاتی در خصوص مقیاس بزرگی زلزله

الف) شدت زلزله (Earthquake intensity):
   یک مقیاس مشاهده ای و غیر دستگاهی است که بستگی به فاصله کانون تا مکان مورد نظر، مدت دوام لرزش، نوع خاک، عمق سنگ کف ودارد. مقیاس شدت زلزله مرکالی است که در سال 1902 بین 10 – 1 است. در 1932 مقیاس اصلاح شده مرکالی (MMI) که از 12 – 1 است.
   در MMI 4 نوع masonavy داریم:
   نوع A: طراحی خوب، اجزاء خوب، همراه با بتون و تیرآهن.
   نوع B: دارای تیرآهن و بتون می باشد اما طراحی و اجرای خوبی ندارند در مقابل نیروهای جانبی مقاوم نیست.
   نوع C: طراحی و اجزاء معمولی است. در سازه از سیمان استفاده شده ولی در مقابل نیروهای جانبی مقاوم نیست.
   نوع D: بدون طراحی ساخته شده و سیمان و فلز ندارند و از نظر نیروی جانبی پایدار نیست.
  
   مزایای مقیاس مرکالی
   1-بدون وجود ایستگاه لرزه نگاری می توان شدت زلزله ها را با توجه به خرابی سازه ها اندازه گیری کرد.
   2-برای زمین لرزه های تاریخی برآوردی میتوان ارائه داد.
   3-از روی شدت زلزله می توان منحنی های هم شدتIsolseismical line را رسم نمود.
  
   معایب واحد مرکالی :
   1-گزارشات غیر واقعی و گزافه گویی در شرح زلزله
   2-مناطقی که هیچ نوع حیاتی در آن وجود ندارد.
   3-دقت شدت زلزله پائین است.
  
   تعیین شدت خرابی بر اساس مقیاس مرکالی:
   1- احساس نمی شود, مگر در شرایط ویژه.تنها توسط دستگاه های لرزه نگار قابل ثبت است.
   2- توسط افراد در حال استراحت و در طبقات بالای ساختمان ها حس می شود.برخی اشیاء آویزان ممکن است نوسان کنند.
   3- در فضای باز و در طبقات بالایی ساختمان ها کاملا قابل احساس است.مردم آنرا بصورت زلزله شناسایی نمی کنند .ارتعاش مانند عبور کامیون است. مدت زمان لرزش قابل تخمین است.
   4- در طی روز در فضای بسته توسط افراد زیادی حس می شود و در فضای باز عده معدودی حس می کنند.در شب عده ای را از خواب بیدار می کند .بشقاب ها ,پنجره ها و درب ها تکان خورده و صدا می کنند. در ماشین های ایستاده ارتعاش قابل درک است.
   5- زلزله توسط هر فردی قابل احساس است. بسیاری ازخواب بیدار میشوند. برخی از پنجرهها, بشقابها و غیره شکسته میشوند. گچکاریهای ساختمانها ترک میخورند. اشیای ناپایدار واژگون میگردند. سر و صدای درختان و سایر اشیای مرتفع شنیده میشود و آونگ ساعتها متوقف میگردند. دربها باز و بسته میشوند و امتداد حرکت زمینلرزه قابل درک است.
   6- زلزله توسط بسیاری از افراد حس میشود و بسیاری از مردم وحشتزده به فضای باز پناه میآورند. اشیای سنگین جابجا میشوند و قطعات از گچکاری کنده میشود. دودکشها فرو میریزند و خسارات جزئی به بار میآید. افراد به حالت نامتعادل قدم میزنند و یا میایستند. پنجرهها, دربها و بشقابها شکسته میشوند. ساختمانهای خشتی و ضعیف ترک برمیدارند. زنگهای کوچک به صدا در میآیند.
   7- مردم وحشتزده به فضای باز فرار میکنند. خسارت بسیار کمی در ساختمانهایی که خوب طراحی و ساخته شدهاند وارد میشود. به ساختمانهای متوسط و معمولی خسارات جزیی و متوسط وارد میگردد. خسارات قابل ملاحظهای در ساختمانهای ضعیف و بد طراحی شد, وارد میشود. خسارت به ساختمانهای نوع(D) شامل ترک و فرو افتادن گچکاریهاست و آجرهای سست لق میشوند. ترکهایی در ساختمانهای نوع (C) به وجود میآید. ایستادن مشکل میشود و اثاثیه شکسته میشوند. زنگهای بزرگ به صدا در میآیند. زهکشهای سیمانی آبرسانی خسارت میبینند. لغزشهای کوچک اتفاق میافتد.
   8-خسارت در ساختمانهایی که طراحی ویژه شدهاند, بسیار جزیی است و در ساختمانهای معمولی نوع (C ) با فروریزشهای جزیی همراه است و در ساختمانهای ضعیف نوع (D) بسیار شدید است. دیوارهای جداکننده به خارج از قاب ساختمان پرتاب میشوند. دودکشها, ستونها, دیوارها و دودکشهای کارخانهها و سنگهای یادبود سقوط میکنند. اشیای سنگین واژگون میگردند. تغییراتی در سطح آب چاهها ایجاد میشود. ماسه و گل به مقدار کم بیرون زده میشوند. رانندگی مشکل میگردد. ترکهایی در زمینهای مرطوب و شیبهای ملایم ایجاد میشود. تغییراتی در آب و درجه حرارت چشمهها و چاهها ایجاد می شود. خانههای اسکلت دار بر روی سطح پی حرکت میکند. شاخههای درختان شکسته می شوند.
   9- خسارت قابل ملاحظهای در ساختمانهایی که طراحی ویژه شدهاند, ایجاد میشود. ساختمانهای اسکلتی خوب طراحی شده کج میشوند. ساختمان بر روی پی تغییر مکان میدهد. ترکهایی آشکار در زمین ایجاد میگردد. خطوط لوله زیرزمینی شکسته میشوند. وحشت عمومی بر مردم غالب میشود. ساختمانهای نوع (D) ویران میگردند و بر ساختمانهای نوع (C ) خسارت سنگین وارد میگردد و گاهی کاملاً فرو میریزند. ساختمانهای نوع (B) خسارت جدی میبینند و خسارت اساسی به پی وارد میگردد. در مناطق آبرفتی ماسه و گل بیرون میآیند.
   10- سازههای چوبی خوب ساخته شده ویران میشوند. بسیاری از سازههای اسکلتدار بنایی به همراه پی ویران میشوند. در زمین ترکهای بزرگی ایجاد میگردد. خطوط راه آهن کج میشوند. زمین لغزشهای قابل ملاحظهای در کنار رودخانهها و شیبهای ملایم اتفاق میافتد. آب سر و صداهای زیادی (چلپ و چلوپ) میکند. خسارات جدی به سدها و مخازن وارد میگردد. در زمین, لغزشهای بزرگ اتفاق میافتد و آب از مخازن و کانالها و رودخانهها و دریاچهها و غیره بیرون ریخته میشود.
   11- ساختمانهای کمی, استوار باقی میمانند. پلها ویران میگردند. خطوط لوله زیرزمینی کاملاً غیر قابل استفاده میشوند. خطوط راهآهن به شدت کج میشوند. زمین باتلاقی میشود. لغزشهایی در زمینهای نرم ایجاد می شود.
   12- خسارت کلی, امواج برروی سطح زمین مشاهده میشوند. اشیاء به هوا پرتاب میشوند و سنگهای بزرگ جابجا می شوند.
  
  
   ب):انواع مقیاسهای بزرگی
  
   1-Mb (امواج درونی):
   بزرگترین دامنه امواج لرزه ای موج p است. از آنجا که زلزله های ژرف دارای امواج سطحی کوچک یا بی اهمیت هستند, در زلزله شناسی اندازهگیری دامنه موج P (که تحت تأثیر عمق کانونی قرار نمیگیرد) متداول است و به وسیله آن بزرگی موج P تعیین میگردد.
  
   2- Ms ( امواج سطحی):
   بزرگترین دامنه موج سطحی یاموج S است. از آنجا که در زلزله های دوردست (فاصله سطحی بیش از 2000 کیلومتر), موجهای سطحی با دوره تناوب حدود 20 ثانیه غالب هستند, گوتنبرگ به منظور کمی کردن این زلزله ها, مقیاس موج سطحی را تعریف نمود. این مقیاس مبتنی بر اندازه گیری دامنه امواج سطحی با دوره تناوب 20 ثانیه میباشد که برای زمین لرزه هایی که در فاصله دورتر از km 600 ثبت شده به کار می روند.
  
   3- Mw (امواج گشتاوری) :
   بزرگای گشتاوری برای زلزله های بزرگتر از 5/7 تعریف شده است. زیرا زمین در این حالت از موج اشباع شده است. این مقیاس به علت نقص های مهم مقیاس محلی ریشتر, مقیاس بزرگی موج حجمی و تا اندازهای مقیاس بزرگی موج سطحی در تشخیص زلزله های بزرگ ابداع شده است.
   از آنجا که در زلزله های بسیار بزرگ, بیشتر انرژی توسط امواج با فرکانس کوتاه تر آزاد میگردد, اکثر محققین ترجیح دادند که برای تخمین انرژی آزاد شده از پارامترهای استاتیکی نظیر گشتاور لرزهای استفاده نمایند. گشتاور لرزهای برای هر زلزله بزرگ به واسطه امواج درونی دوره بلند, امواج سطحی, نوسانات آزاد و داده های مساحی از طریق فرمول ذیل سنجیده میگردد.
  
   4- MD (بزرگی مدت):
   از این مقیاس بزرگی برای اندازه گیری سریع زلزله های کوچک (M<=3) استفاده فراوان میشود. در این مقیاس بر اساس مدت کل زلزله بر حسب ثانیه, یک بزرگی به آن منسوب میشود. در رخدادهای کوچک, معمولاً بین بزرگی مدت و بزرگی اندازه گیری شده با مقیاس ریشتر (M<=3) همبستگی وجود دارد. اما آزمون های میزان کننده همیشه فراهم نیستند و چون MD عمدتاً برای اندازه گیری زلزله های کوچک وضع شده است و بیشتر برای زلزله شناسان اهمیت دارد تا مهندسین.
  
   5- ML (بزرگای محلی ):
   ریشتر بزرگی محلی، A بیشینه دامنه ثبت شده، A دامنه زلزله مبنا که بر اساس امواج P است.
   ولی در ایستگاههای دورتر از 600 km امواج p از بین می رود و به امواج سطحی تبدیل می شوند.
   این مقیاس ها از دقت بالایی برخوردار نیستند.

نکاتی در خصوص FRP

در طی سالهای اخیر عده ای کثیری از شرکت های به اصطلاح مقاوم ساز با ارائه طرح های FRP  در جهت بهبود نارسایی مقاومتی برخی اعضای سازه ای ساختمانهای بتن آرمه و آنهم بصورت موضعی اقدام می نمایند . گذشته از نحوه آنالیز و ارزیابی ساختمانهای مورد بررسی توسط آن شرکتها متاسفانه موارد مشروحه ذیل به اشتباه در سیستم های کامپوزیتی با زمینه پلیمری یا FRP کاربرد دارند :

1)      کلیه تلاش های اعضای اصلی سازه ها در اکثر موارد مطابق با استاندارد 2800 زلزله در محاسبات سیستم بهسازی پیشنهادی (کامپوزیت های با زمینه پلیمری یا FRP) برداشت می شوند و این در حالیست که سازه اصلی ساختمان های  مورد بررسی ، موجود است و ارزیابی لرزه ای باید مطابق با نشریه 360 انجام بگیرد .

2)      فارغ از بند 1 مشاور و یا شرکتهای مقاوم ساز اقدام به بهبود نارسایی مقاومتی ستونها از طریق سیستم FRP می نمایند که اساس استفاده از این سیستم برای بهبود نارسایی شکل پذیری ستونهاست نه نارسایی مقاومتی.

3)      در حال حاظر داده های میدانی دراز مدت ، حداقل در اکثر شهرهای کشورمان در دسترس نیست و هنوز مشکل است تا بتوان از عمر سیستم های مقاوم کننده FRP براورد دقیق (اجرایی) چه به لحاظ عملکردی و چه به لحاظ پیوستگی نمود و بهتر خواهد بود تا حد امکان فارغ از رعایت موارد 1 و 2 بالا از این سیستم های مقاوم کننده فاصله گرفت .

4)      فارغ از رعایت موارد سه گانه بالا ، معادلات طراحی انجام شده توسط مشاور و یا شرکتهای مقاوم ساز روی ابعاد منشوری سازه ها صورت می گیرد که عملکرد این سیستم مقاوم کننده قطعا عملکردی کم اثر خواهد بود . البته سیستم های مقاوم کننده FRP فقط به عنوان تقویت کننده های کششی اعضای سازه ای کارامد هستند و برای اعضای فشاری توصیه نمی شوند.

5)      مطابق با بازرسی های دقیق میدانی و اخذ اطلاعات لازم و مرور تحلیل سازه های مورد بررسی ، مشاهده می شود که در بیشتر پروژه های ساختمانی که در آنها ستونها دارای ضعف مقاومتی هستند (به عنوان مثال دارای مقاومتی در حدود  120لغایت 180کیلوگرم بر سانتیمتر مربع ) مشاور و یا شرکتهای مقاوم ساز بدون توجه به محدوده کاربرد سیستم مقاوم کننده FRP اقدام به استفاده از آن نموده اند . چراکه سیستم FRP نباید برای کاربری چسبندگی بحرانی هنگامی که بتن دارای مقاومت فشاری کمتر از 170کیلوگرم بر سانتی متر مربع است استفاده شود.

علی زاد

مقایسه وزن واحد سطح سوله ها

چکیده: در این مقاله سعی شده است عوامل تعیین کننده در وزن ساختمانهای صنعتی در دو گروه عوامل محدود کننده و عوامل سلیقه ای مورد بررسی قرار گرفته و از آن نتیجه گیری شود که آیا ما مجاز هستیم دو قاب صنعتی را که ظاهراً از نظر دهانه یا ارتفاع و یا تناژ جرثقیل مشابه هم هستند با هم از نظر وزن واحد سطح سوله طراحی شده مقایسه نماییم یا نه و اصولاٌ آیا میتوان پیش از طراحی یک سوله پیشبینی نمود که وزن تقریبی آن چقدر خواهد شد و اگر چنین است چه عواملی را باید در آن پیش بینی مد نظر قرار داد.

مقدمه:گاهی اوقات از برخی مهندسین و یا سازندگان سوله وهمچنین از زبان برخی کارفرمایان شنیده میشود که اگر وزن واحد سطح سوله ای از مثلاً 30 کیلوگرم بر متر مربع بیشتر شود، محاسبات آن سنگین و طرح غیر اقتصادی میباشد و یا وزن و ابعاد ورقهای یک سوله را با سوله ای دیگر مقایسه میکنند.در این مقاله سعی در بررسی این نظرات داریم و اینکه تا چه حد این گفته ها منطقی و فنی میباشند و میخواهیم یک بررسی کلی بر عواملی که طراحان برای سبکسازی سوله ها باید در نظر بگیرند انجام دهیم . عوامل را به دو گروه محدود کننده و سلیقه ای تقسیم بندی میکنیم:

عوامل محدود کننده مجموعه شرایط ، محدودیتها و بایدهایی هستند که بر طرح حاکمند و  طراح در تعیین آنها نقشی ندارد ومعمولاٌ توسط کارفرما به طراح ابلاغ میشود. مانند ارتفاع سوله یا تراز جرثقیل یا محل احداث سوله و ... .

عوامل سلیقه ای عواملی هستند که در شکل کلی و عملکرد سازه نقش دارند اما به سلیقه طراح انتخاب میشوند و قابل تغییر هستند مثل شیب سقف سوله ، طرح کلی سوله ، ابعاد جان مقاطع ، محل استقرار کلافهای طولی و ... .

1-    عوامل محدود کننده:

 

1-1-          ارتفاع ستونها : ارتفاع ستونها از سه حیث درتعیین وزن واحد سطح سوله ها موثرند بنابراین میتوان گفت اولین و مهمترین موضوع در بحث وزن سوله ارتفاع آن میباشد :

1-1-1-      هر چه ارتفاع سوله ای بیشتر باشد باد بیشتری به آن فشار می آورد (با افزایش چشمه باربر) و  ممکن است مقاطع آن سنگین تر گردد.

1-1-2-       بدیهی است که با افزایش ارتفاع ستونها و ثابت ماندن دهانه سوله ( و به تبع آن زیربنای سوله ) بر وزن ستونها و در نتیجه وزن واحد سطح سوله افزوده میشود . در واقع اگر فرض کنیم مقاطع تیر و ستون  با افزایش ارتفاع سوله تغییر نکند ، تنها بدلیل افزایش طول ستون و مصرف مصالح بیشتر وزن فولاد مصرفی بیشتر خواهد شد.

1-1-3-       هرچه ارتفاع سوله زیادتر شود علاوه بر افزایش سطح چشمه باربر سوله فشار باد نیز افزایش میابد و برای ارضای ضوابط آئین نامه در محدودیت جابجایی قاب نیاز است مقاطع سوله به طور قابل ملاحظه ای تقویت گردند . به عنوان مثال آئین نامه بارگذاری ایران ضریب اثر تغییر سرعت باد را در مناطق خارج شهرها به صورت  Ce=2.0 (Z/10)0.16 پیشنهاد میکند که با ارتفاع نسبت مستقیم دارد.

 

1-2-          محل استقرار سوله : از دیگر عوامل موثر در وزن سوله باید به منطقه ای که سوله قرار است در آنجا نصب گردد اشاره نمود. چیزی که معمولاً سازندگان به آن توجه نمیکنند. محل استقرار سوله نیز از پنج نظر میتواند موثر باشد:

1-2-1-      بارمبنای برف: در حقیقت فرق بسیاری بین وزن سوله ای که در منطقه دارای برف کم مثل نایین ساخته میشود با سوله ای مشابه که درمنطقه ای با بار برف مبنای متوسط همچون اصفهان یا برف سنگین مانند گلپایگان ساخته میشود، وجود دارد. در ایران این بار از25 تا 300 کیلوگرم بر متر مربع متغیر است.

1-2-2-       فشارمبنای باد: که در واقع متاثر از سرعت باد در هر منطقه ای هست نیز میتواند نقشی تعیین کننده داشته باشد . به عنوان مثال فشار مبنای باد در ایران طیفی از 32 تا 84 کیلوگرم بر متر مربع را در بر میگیرد.

1-2-3-      موقعیت پروژه و بادگیربودن محل : بعنوان مثال ضریب تغییر سرعت در ایران برای  مناطق داخل شهر یا محلهایی با ساختمانهای متعدد یا درختان انبوه متفاوت با مناطقی است که در خارج شهر هستند یا درختان انبوه و ساختمانهای متعدد آنها را احاطه ننموده است.  

1-2-4-      ضریب منطقه ای یا شتاب مبنای زلزله (A): که بسته به سطح لرزه خیزی منطقه در ایران از 0.2 تا 0.35 تغییر میکند و در تعیین ضریب زلزله و برش پایه سازه موثر است.

1-2-5-      نوع زمین محل و پریود خاک آن نیز ممکن است در تغییرضریب بازتاب ساختمان (B) و بالتبع ضریب زلزله سازه موثر باشد.

 

1-3-          کاربری سوله : که از دو حیث موثر واقع میشود :

1-3-1-      ضریب اهمیت سوله : اهمیت کاربری از حیث آئین نامه 2800 ایران(کم تا خیلی زیاد) و این که آیا سوله محل تجمع خواهد بود یا نه .بحثی که با تغییر ضریب اهمیت سوله (I) میتواند ضریب زلزله را افزایش دهد.

1-3-2-      دیوار چینی : بسیاری اوقات ساخت دیوار دور تا دور سوله از الزامات طرح است مانند سوله هایی که برای تولید مواد غذایی یا سردخانه استفاده میشوند. در این صورت هر چه ارتفاع یا وزن دیوار بیشتر باشد نیروی زلزله بیشتری را جذب خواهد نمود و احتمال افزایش مقاطع آن وجود دارد. در صورتی که با استفاده از مصالح سبک برای پوشش اطراف میتوان از این موضوع جلوگیری نمود.

 

1-4-          طول سوله :شاید تعجب کنید اما یکی دیگر از عوامل تعیین کننده در وزن واحد سطح سوله طول آن میباشد.چیزی که اغلب به آن توجهی نمیشود و دلیل آن این است که اعضایی که در هر سوله بدون توجه به طول آن وجود دارند و وزن آنها ثابت است مانند وجود بادبند در ابتدا و انتهای سوله و ستونهای باد و تیر نعل درگاه و پل جرثقیل و کنسول سقف در ابتدا و انتهای سوله و.... در سوله های با طول بالا و متراژ زیادتر تاثیر کمتری  بر عدد وزن واحد سطح سوله میگذارند تا سوله مشابهی که طول کمی دارد. همچنین عامل طول میتواند از نظر وجود درز انقطاع در سوله تعیین کننده باشد.

 

1-5-          عمر مفید : عمر مفید در نظر گرفته شده برای سوله و خصوصاً جرثقیل و تعداد دفعات استفاده از آن در روز عامل مهم دیگری است که با معیار خستگی و دخالت در تنش مجاز اعضای تحت اثر خستگی در مقطع و وزن آنها موثر میباشد.

 

1-6-          جرثقیل : وجود جرثقیل و تناژ آن و ارتفاع قرارگیری آن هم فوق العاده میتواند در وزن سوله موثر باشد. آن هم نه تنها از این حیث که باری مضاعف به سوله وارد میکند بلکه به خاطر اظافه شدن اعضایی جدید همچون حماله ها ، پل جرثقیل ، اتصالات آنها ، نشیمن جرثقیل و حتی تغییر فرمی که ممکن است در نوع ستون داده شود. بعنوان مثال برای جرثقیل های با تناژ بالا مرسوم نیست که از جوش دادن کربل به ستون بعنوان نشمن جرثقیل استفاده شود.

1-7-          دهانه سوله : عامل موثر دیگری است که با افزایش آن وزن و مقاطع سوله به طور تصاعدی افزایش میابد (همانطور که میدانیم خمش ایجاد شده در تیرها  با مربع دهانه تیر نسبت مستقیم دارد.) که این افزایش دهانه با افزایش خمش و برش تیر و ستونها ناشی از بار مرده ، برف و حتی جرثقیل ارتباط پیدا میکند.

 

1-8-          آئین نامه : آئین نامه مورد استفاده برای طرح سوله و شماره ویرایش آن بسیار در طرح مهم است . آئین نامه ها ممکن است از نظر توزیع بار برف ، باد ، زلزله ، ضرایب ضربه بارهای جرثقیل ، محدودیت جابجایی ، روش و ضوابط طراحی اسکلت فولادی و بتنی و ... تفاوت داشته باشند. همینطور مرجع کنترل یا تصویب کننده طرح یک سوله از جمله عوامل مهم دیگر دخیل در این موضوع میباشند. مثلاٌ ممکن است در یک مرجع کنترل اجرای بادبند دورتادور سقف سوله اجبار گردد ودر جایی دیگر نه.

2-    عوامل سلیقه ای:

 

2-1-           فاصله چرخهای راهبر پل جرثقیل : که فوق العاده در تعیین مقطع حماله های جرثقیل و ستونهای سوله و حتی در ابعاد فونداسیون موثر است. در واقع با افزایش فاصله چرخهای راهبر بار پل و جرثقیل در هر چرخ راهبر به تکیه گاه (ستون) نزدیکتر میشود و لذا علاوه بر کاهش لنگر ماکزیمم در تیر حماله نیروی وارد بر ستون یا فونداسیون را هم کاهش میدهد. البته فاصله چرخهای راهبر  تابع تناژ جرثقیل ، تک پل یا دو پل بودن جرثقیل و علی الخصوص دهانه سوله نیز میباشد . در واقع هر چه دهانه سوله بزرگتر باشد باید این فاصله را بیشتر اختیار نمود تا از ضربه زدن  جرثقیل در هنگام حرکت طولی (ناشی از گیر کردن چرخهای یک طرف یا نامساوی بودن سرعت موتور راهبر در دو طرف) و یا خارج شدن راهبر از ریل کاسته شود.

 

1-3-            نوع پل جرثقیل (تک پل – دوپل ) و مقطع آن: که معمولاٌ با توجه به تناژ جرثقیل و دهانه سوله تعیین میگردد. و باید دقت نمود معمولاٌ در جرثقیل دوپل ارابه روی پلها حرکت میکند و به فضای بیشتری بین پل و کنج سوله نیاز است و در حالت تک پل وینچ بالابر به بالهای پایینی پل آویزان است. اگرچه با دوبل شدن پلها وزن آنها بیشتر میشود ولی معمولاٌ مقطع هر پل بهینه و سبک میگردد. طراح بایستی با تغییر عرض و ضخامت ورقهای بال و جان و کنترل تنش پل و اثرات خستگی و خیز آن سبکترین و بهترین حالت ابعاد را برای پل انتخاب کند معمولاٌ هر پل مقطع I شکلی است که البته دارای دو جان (WEB) میباشد.

 

2-3-          نوع اتصال حماله های جرثقیل : (مفصلی – یکسره ) . اگرچه عموماً از اتصالات مفصلی به این منظور استفاده میشود ولی برای جرثقیلهای سنگین میتوان با روشهای خاصی از اتصالات گیردار تیر به تیر (خورجینی) استفاده نمود و مقطع حماله را بهینه ساخت. البته باید توجه داشت در این صورت تحلیل تیر حماله بدلیل نامعین شدن مشکل خواهد شد و بایستی از نرم افزارهای مناسب برای این کار استفاده شود.

 

2-4-          مقطع حماله :  معمولاٌ تیر حماله مقطع I شکل دارد ولی در تناژهای سنگینتر ممکن است از مقاطع دیگری هم استفاده نمود (مانند BOX). در هر حال از آنجا که این عضو تحت خمش دو محوره و نیروی محوری قرار دارد بایستی حالات مختلف را برای مقاطع بال و جان امتحان نموده و مقطع بهینه را انتخاب کرد.

2-5-    تعیین گیردار یا مفصلی بودن سوله : در این خصوص بایددانست اگرچه استفاده از گیرداری در فونداسیون میتواند فوق العاده در کاهش مقاطع سوله و سبک شدن فولاد مصرفی خصوصاً در سوله های مرتفع موثر باشد اما از آنجا که این کار مستلزم طراحی و اجرای فونداسیونهای خاص ، حجیم و بعضاً پرهزینه است در کل احتمال غیر اقتصادی بودن طرح وجود خواهد داشت و بایستی آن را دقیق برآورد نمود . استفاده از فونداسیونهای نیمه گیردار هم امری است که در صورت انجام تحقیقات و مطالعات وسیعتر میتواند باعث بهینه تر شدن طرح شده و حالت بینابینی باشد میان دو حالت مفصلی یا گیردار صرف و طراح میتواند از محاسن هر دو نوع استفاده کند.

2-6-    مقاطع بهینه : بازی با مقاطع تیر و ستون (بال و جان ) برای حصول اقتصادی ترین طرح ممکن (تا حد ممکن افزایش ارتفاع جان برای افزایش ممان اینرسی مقطع ) و کشف بهترین حالت پاسخگو . که باید دقت کرد مقاطع انتخابی منعی از نظر ضوابط آئین نامه طراحی نداشته باشند مثلاٌ ضوابط کمانش موضعی را ارضا کنند. همچنین این بخش فوق العاده به تبحر ، دانش و تجربه طراح وابسته است تا هر بار تشخیص دهد کجای سازه را تقویت و کجا را سبکتر کند مثلاٌ برای محدود کردن جابجایی سوله میتوان تیر یا ستون را قوی کرد اما عموماٌ تقویت تیر تاثیر بیشتری در آن دارد و... .

2-7-   تحلیل سه بعدی :  استفاده از بادبند در قاب اول و آخر و تحلیل سه بعدی و تبدیل قاب خمشی به قاب دوگانه در برخی مواقع بسیار کارساز است. در این حال باید از آرماتور (بادبند) های دورتادور جهت دوختن قابها به همدیگر استفاده نمود.  همچنین استفاده از چشمه باربر کمتری که برای قابهای ابتدا و انتها وجود دارد و بار باد کمتری را جذب میکند نیز در تحلیل سه بعدی میتواند جابجایی سوله را محدودتر کند.

 

2-8-   عناصر موثر :  تعبیه مناسب عناصر مهار جانبی مثل سینه بندها و قوطی ها در جاهای مناسب برای افزایش تنشهای مجاز اعضای قاب . در واقع اگرچه این عناصر خود وزن سازه را زیاد میکنند اما میتوانند مقاطع تیر و ستون را سبکتر کنند و استفاده از آنها نیاز مند تجربه و برآورد دقیق است.

2-9-    شیب سقف : تعیین مناسب درصد شیب سقف ( و تاثیر آن در جابجایی و تنش ایجاد شده در مقاطع سوله و مقطع لاپه ها و توزیع بار برف و تعداد و قطر میل مهارها و ... )

2-10-    شکل کلی سوله : تعیین مناسب شکل کلی سوله و تعداد دهانه و اندازه دهانه ها و تعداد ستونها و ....(تک دهانه ، دو دهانه ، استفاده از ستون در زیر تاج ، سقف قوسی یا دندانه ای ، سوله کوچک چسبیده به سوله اصلی و...) که در واقع بسیاری مواقع قبل از مدل کردن و برآورد وزن سوله نمیتوان اظهار نظر نمود که مثلاٌ برای پوشش یک زمین استفاده از سوله تک دهانه به عرض دهانه 30 متر بهتر است یا سوله دو قلو با دهانه های 15 متری یا حالات دیگر. البته باید دقت کرد با تغییر شکل کلی سوله ممکن است توزیع بار برف یا باد هم به گونه ای دیگر شود و اثری متفاوت روی رفتار سازه داشته باشد.

2-11-     فاصله قابها :  تعیین فاصله مناسب بین قابها بر اساس شرایط متفاوت و خاص (معمولاً 5 تا 7 متر)

2-12-   نوع مصالح : استفاده از فولادهای پرمقاومت مانند St-52 در ساخت برخی مقاطع سوله مثل ستونها و حتی گاهی در ترکیب با فولاد معمولی برای کاهش هزینه ها.مثلاً جنس متفاوت فولاد بال و جان. البته بایستی دقت نمود با توجه به برابر بودن ضریب الاستیسیته فولادهای معمولی و پرمقاومت در سوله هایی که جابجایی غالب است استفاده از فولاد پرمقاومت کمکی به سبکتر شدن طرح نمیکند و استفاده از این فولادها در سوله هایی که تنش و مقاومت در آنها تعیین کننده باشد منطقی است.

جمع بندی و نتیجه گیری: نکته مهم اینجاست که در هر سوله معمولاً یا تنشهای بالا و معیار مقاومت در تعیین مقاطع سوله تعیین کننده میشوند (مانند سوله های با دهانه بزرگ یا دارای جرثقیل سنگین ) و یا جابجایی قاب تحت بار باد و معیار بهره برداری تعیین کننده میشود (اکثر سوله های با ارتفاع بالای 8متر ). بنابراین ممکن است مثلاً در سوله ای که در آن عامل جابجایی غالب بوده است تغییر جرثقیل از 2 تن به 15 تن یا افزایش بار برف  یا ضریب زلزله  یا استفاده از فولاد پرمقاومت هیچگونه تغییری در مقاطع سوله حاصل نکند.و بالعکس در سوله ای که تنشها عامل تعیین کننده بوده تغییر ارتفاع یا افزایش بار باد تاثیری در مقاطع سوله نداشته باشد. همچنین ممکن است در سوله ای تنش ناشی از بار برف (معیار مقاومت) غالب باشد و افزایش بار زلزله تاثیری بر مقاطع نداشته باشد.

همچنین گاهی وزن واحد  سطح سوله بدون احتساب لاپه ها یا حماله ها و پل جرثقیل بیان میشود و گاهی با احتساب آنها. با توجه به وجود عوامل متعدد فوق وزن واحد سطح میتواند از عددی حول و حوش 30 شروع شود و تا بالای 100 کیلوگرم بر متر مربع هم بدست آید وآن عدد کاملاٌ منطقی باشد..

نکته دیگرکه حائز اهمیت است این است که همیشه سبکترین وزن برای سوله بهترین حالت نیست ،بلکه عامل دیگری هم در طرح خوب ملاک است و آن اینکه دورریز ورق برای ساخت سوله به حداقل ممکن کاهش یابد. در واقع ممکن است یک سوله خیلی سبک طرح شود ولی ابعاد آن به گونه ای باشد که با توجه به عرض ورقهای موجود در بازار  دورریز زیادی داشته باشد و عملاً ساخت سوله را پر هزینه نماید. پس باید عامل کاهش پرت به عنوان یک هدف در کنار کاهش وزن سوله در ذهن طراح مورد بررسی قرار گیرد.لذا طراح خوب طراحی است که همزمان طرح بهینه و کارا ، اقتصادی و سبک ، ایمن ، زیبا ، بدون دورریز ورق و با کمترین ایجاد محدودیت برای استفاده کنندگان را ارائه نماید.

همانطور که میبینیم اگر برنامه ای وجود داشته باشد که در حین طراحی بلافاصله پس از دادن هر ایده توسط طراح و  بعد از جواب گرفتن از طرح در مورد معیارهای مقاومت ، بهره برداری و کمانش موضعی بلافاصله برآورد دقیقی از طرح را ارائه کند و علاوه بر وزن فولاد یا بتن مصرفی برآورد هزینه انجام پروژه را هم ارائه کند طراح قادر خواهد بود بهترین طرح را از آن میان انتخاب نماید که البته امروزه برنامه هایی مانند سوله پرداز  به این منظور طراحی گشته که به عنوان ابزاری در دست مهندسین طراح برای ارائه بهترین طرحها میباشند.

نتیجه اینکه هرچند عوامل سلیقه ای زیادی در طراحی سوله های صنعتی وجود دارند که با انتخاب صحیح توسط طراح در بهبود و اقتصادی تر شدن طرح موثرند اما عوامل محدود کننده دیگری هم هستند که باعث میشوند طرح از سایر طرحهای مشابه متمایز گردد و به همین دلیل است که یا نباید وزن واحد سطح سوله های مشابه را با هم مقایسه نمود و یا باید برای مقایسه  آنها کلیه عوامل فوق را هم در این مقایسه لحاظ نمود.

برگرفته از مقاله آقای امید خالدان

 

تعریفی از بزرگی زلزله

بزرگی زمین‌لرزه را به صورت زیر تعریف می‌کنند:

بزرگی زلزله، M برابر لگاریتم در پایه ده دامنه حداکثر (برحسب میکرون) حرکت، A، است که توسط لرزه‌سنج استاندارد ووداندرسون در فاصله صد کیلومتری از مرکز زلزله ثبت شده باشد.

    * M = Log(۱۰) A

همچنین، جهت تعیین انرژی آزاد شده توسط هر زلزله رابطه‌ای توسط ریشتر – گوتنبرگ در سال ۱۹۵۶ ارائه گردید که میزان انرژی آزاد شده در کانون زلزله بر حسب ارگ (erg) و بزرگی آن "M" مشخص می‌نماید.

    * Log E =۱۱٫۴ + ۱٫۵ M

با یک محاسبه ساده می‌توان نشان داد که با افزایش یک درجه‌ای اندازه بزرگی زلزله، مقدار انرژی آزاد شده تقریباً ۳۲ برابر می‌گردد.

عایقکاری لوله های گاز

 

عایقکاری لوله های گاز:
همواره خوردگی و زنگ زدگی باعث نشت گاز و ایجاد حادثه می گردد.

عوامل موثر :
به جا ماندن قسمتی از لوله از عایقکاری - ترک بر اثر تنش حرارتی و فیزیکی - خراشیدگی بر اثر حمل و نقل - صدمات ناشی از سنگهای تیز هنگام پر کردن کانال - فشار انبساط و انقباض داخل زمین - نفوذ ریشه درخت - وجود آهک، گچ و.. در خاک - نشت فاضلاب در خاک اطراف لوله - صدمات ناشی از عملیات ساختمانی اطراف - تاثیر باکتریهای در خاک. در لوله کشی روکار برای حفاظت لوله باید رنگ آمیزی انجام شود( زنگ زدائی - چربی زدائی ضد زنگ - رنگ روشن )

قابل ذکر است در اکثر موارد مجریان محترم از زدن ضد زنگ خودداری می کنند که جا دارد دقت بیشتری بعمل آید.

در لوله کشی توکار : 

توضیح اضافی : در مصارف فشار قوی، برای جلوگیری از زنگ زدن لوله های زیر کار، بوسیله عایق پوش کردن لوله ها و یا حفاظت کاتدی توام با عایق پوش کردن انجام می گیرد که عایق پوش کردن لوله ها نیز به دو روش سرد و گرم انجام می شود.

در روش عایقکاری سرد برای مصارف فشار قوی از مواد : رنگ آستری

 ( پرایمر)- نوار زیری - و نوار روئی استفاده می گردد. که فعلا خارج از بحث ما می باشد.

لوله کشی توکار برای مصارف فشار ضعیف ( یک چهارم PSI ) که موضوع بحث ما می باشد :

مراحل انجام کار :

زنگ زدائی با سنباده وبرس -چربی زدائی - پرایمرزنی (پرایمر و یا آستری : اصولا بلافاصله بعداز تمیز کردن سطح لوله انجام شود ) - پیچیدن نوار پرایمر ( پس از اینکه آستری بحدی خشک شد که به انگشت نچسبد ولی اثر انگشت بر روی آن باقی بماند لازمست نوارپیچی انجام شود )

توجه۱: پرایمر زنی در هوای بارانی - مه سنگین - در گردوغبار و یا در درجه حرارت زیر  ۵-  درجه سانتیگراد مجاز نیست.از به کاربردن آستریهائی که در اثر باز بودن درب مخزن، مواد فرار آن از بین رفته یا فاسد شده باید جلوگیری شود.قبل از باز کردن  درب ظرف آستری، باید بقدر کافی آنرا تکان داد تا بخوبی مخلوط شود.

توجه ۲: در پاک کردن لوله ها نباید از اشیاء تیز و برنده از قبیل چاقو و تیغه اره و امثال آن که باعث بریدگی یا ایجاد خراش یا فرورفتگی در سطح لوله می شود استفاده کرد. مواد چربی دار و روغنی روی لوله باید بوسیله حلالهای نظیر زایلین یا تلوئن پاک شود.

توجه ۳: پرایمر و نوار باید ساخت یک کارخانه باشند( در اکثر موارد به خاطر صرفه جوئی در هزینه، از آستریهائی در ظرفهای یک لیتری که همجنس با نوار پرایمر نمی باشد استفاده می گردد که با توجه به همجنس نبودن آن با نوار پرایمر صحیح نمی باشد ) - نوار پیچی با همپوشانی 50 درصد انجام می گیرد - در جاهای مرطوب دوبار نوارپیچی انجام شود ( یک بار پرایمر، سپس نوار، مجددا فقط نوار روی نوار قبلی ).

مشخصات نوار :

۱- ضخامت نوار برای حالت عادی 0.5 و ضخامت لایه چسبی  آن 0.2 میلی متر و برای نوار سر جوشها، ضخامت نوار 0.8 میلی متر و ضخامت لایه چسبی  آن 0.6 میلی متر می باشد.

۲- مقاومت کششی حداقل ۵ کیلوگرم بر یک سانتی متر عرض نوار

۳- میزان چسبندگی نوار به لوله حداقل ۵/۱ کیلوگرم به ازای هر سانتیمتر عرض نوار و میزان چسبندگی نوار به نوار 0.5 کیلوگرم به ازای هر سانتی متر عرض نوار می باشد.
۴- نوار پیچی با زاویه و کشش مناسب انجام شود، بطوریکه در هنگام نوار پیچی بیش از ۵/۰ درصد از عرض نوار کاسته نشود.

۵- ازدیاد طول حداقل ۱۰۰ درصد مقاومت عایق کنندگی حداقل یک میلیون مگا اهم.

۶- مقاومت الکتریکی حداقل ۴۰ کیلووات بر میلیمتر.

۷- حدود دما برای حفظ مشخصات نوار بین ۲۰- تا ۶۰+ درجه سانتگراد.

۸-رنگ سیاه

توجه ۴ : در صورتی که حلقه نوار در هنگام نوار پیچی به پایان برسد، نوار جدید حداقل یک دور روی نوار قبلی پیچیده شود.
در محل اتمام نوارپیچی باید نوار سه دور روی هم پیچیده شود.

توجه ۵ : در صورتیکه نوار پیچی لوله ها قبل از جوشکاری انجام شده باشد، نوار پیچی سر جوشها و اتصالات باید بوسیله نوار نرم مخصوص سر جوشها و اتصالات انجام شود.

توجه ۶ : در مواردی مشاهده شده که بعضی از مجریان از نوار سفید برای عایقکاری استفاده می کنند، لازم به ذکر است که نوار سفید به نام نوار روئی در لوله کشی فشار قوی مطرح بوده و مشخصات آن بعلت ضعیف بودن مناسب برای عایقکاری مصارف خانگی و تجاری فشار ضعیف

 نمی باشد. از این نوار در فشار قوی، بر روی نوار زیرین پیچیده می گردد. برخی از مشخصات نوار سفید عبارتند از : ضخامت کلی نوار ۰.۵ میلی متر (ضخامت نوار ۰.۴ و ضخامت لایه چسبی آن ۰.۱ میلی متر )- مقاومت کششی آن حداقل ۳ کیلوگرم بر سانتی متر عرض نوار.

توجه ۷ : در صورت آسیب دیدن نوار، باید قسمت آسیب دیده به طور کامل دور تا دور لوله باز و سطح لوله به اضافه 5 سانت ازهر طرف تمیز و پرایمر زده شده و مجددا نوارپیچی شود. 

توجه ۸ :  مدت زمان لازم برای رسیدن به استحکام نهائی نوار پرایمر روی لوله، حدودا 10 تا 24 ساعت می باشد، بعبارتی حداقل بعد از حدود ۲۴ ساعت تست چسبندگی نوار به لوله انجام شود.

 ( بسته به جنس استفاده شده ).

توجه ۹ : در صورتیکه چسبندگی نوار به لوله مناسب نباشد، کل نوار مربوطه باید باز شده و پس از تمیز کردن سطح، پرایمر زنی و نوارپیچی مجددا تحت شرایط استانداردانجام پذیرد.

مطلب اضافی : میزان مصرف پرایمر : حدودا یک لیتر به ازای هر 10متر مربع سطح خارجی لوله. طبق محاسباتم برای لوله های مختلف نتایج زیر حاصل گردید : هر لوله شش متری به قطر ۲/۱، 21.4 سی سی پرایمر نیاز دارد، بعبارتی با یک لیتر پرایمر می توان تعداد 46.7  لوله ۲/۱ اینچ یا تعداد 29.4 لوله ۴/۳ اینچ  یا تعداد 18.5 لوله 1 اینچ  یا تعداد 11.8 لوله  ۴/۱ 1 اینچ  یا  تعداد 9.1 لوله ۲/۱ 1 اینچ و یا تعداد 5.8 لوله 2 اینچ را پرایمر زنی نمود.  پرایمر آلتن در حال حاضر هر 4 لیتر  حدودا ۲۰۰۰۰ تومان می باشد.

منبع: وبلاگ sajjad

درز انبساط و درز انقطاع چيست؟

 
درز انبساط :
برای جلوگیری از خرابیهای ناشی از انبساط و انقباض ساختمان بر اثر تغییر درجه حرارت محیط خارج یا جلوگیری از انتقال بار ساختمان قدیمی مجاور به ساختمانی كه جدید احداث می شود، همچنین در مواردی كه ساختمان بزرگ است و از چند بلوك متصل به هم تشكیل می شود، باید به كار بردن درز انبساط در محل مناسب پیش بینی شود .
حداقل فاصله ای از ساختمان با اجزای ساختمانی كه باید در آن درز انبساط پیش بینی شود، بهنوع ساختمان، تعداد طبقات، مصالح مصرفی و آب و هوای محل احداث بستگی دارد ؛ بنابراین باید با مطالعه كافی محل اندازه آن را مهندس طراح تعیین كند. در كلیه ساختمانهای فلزی كه طول آنها بیشتر از  50  متر باشد، باید در طول ساختمان درز انبساط پیش بینی كرد.
 

این طول مربوط به ساختمانهای فلزی و بدون پوشش محافظ است كه نباید از  50  متر و یا در ساختمانهایی با پوشش محافظ  و در حالات خاص نباید از یكصد متر تجاوز كند. برای پوشاندن و پر كردن فواصل درز انبساط از مواردی استفاده می كنند كه قابلیت ارتجاعی داشته باشد . باید دقت شود كه فاصله درز انبساط به هیچ وجه با مصالح بنایی یا ملات پر نگردد. اگر در هنگام استقرار اسكلت فلزی، ستونهایی كه در مجاورت یك درز انبساط قرار دارند، به طور موقت به وسیله قطعات فلزی متصل شده اند، پس از استقرار، باید این اتصالات بریده شوند تا ساختمان در محل درز انبساط به كلی از قسمت مجاور خود جدا باشد.

درز انقطاع  :
برای جلوگیری از خسارت و كاهش خرابی ناشی از ضزبه ساختمانهای مجاور به یكدیگر، بویژه در زمان وقوع زلزله، ساختمانهایی كه دارای ارتفاع بیش از  12  متر یا دارای بیش از  4  طبقه هستند، باید به وسیله درز انقطاع از ساختمانهای مجاور جدا شوند ؛ همچنین حداقل درز انقطاع  در تراز هر طبقه برابر  100/1  ارتفاع آن تراز از روی شالوده است . این فاصله را می توان در محلهای لازم با مصالح كم مقاومت كه در هنگام زلزله در اثر برخورد دو ساختمان به آسانی مصالح مزبور خرد می شوند، پر گردد.البته میزان 1/100 برای هر 2طرف ساختمان است واگر برای یک سمت ساختمان حساب شود بایستی 1/200 محاسبه گردد.

(نکته:متاسفانه در اغلب موارد ساخت مشاهده گردیده که در محل دیوار برشی، سازنده، درز انقطاع را رعایت نکرده وبه حریم همسایه تجاوز میکند، این مساله از آنجا دردسر ساز است هنگامی که همسایه بخواهد ساختمان جدیدی احداث کند که در این حالت ممکن است کار به شورای حل اختلاف کشیده ونیاز باشد نظریه کارشناس رسمی دادگستری اخذ گردد، لذا بایستی سازندگان محترم به این مهم توجه کافی داشته باشند)

لایه های خاکی ، زیر اساس ، اساس ، رویه ها

 

 

هدف از روسازی : ایجاد یک سطح صاف و هموار که قابلیت تحمل وزن چرخ های وسایل نقلیه را داشته باشد و در طول عمر روسازی در تمام شرایط آب و هوایی پایداری خود را حفط کند .  روسازی راه مجموعه ای از یک سری لایه های طراحی شده با مصالح ها بر روی لایه های تحکیم شده زمین طبیعی می باشد . زمین طبیعی در حالت عادی مقاومت و تراکم کافی را ندارد ، در نتیجه لایه های خاکریز با ضخامت های محدود تعریف شده ، پخش و کوبیده می شوند تا به ارتفاع از پیش تعیین شده بستر روسازی برسند .
تا این قسمت زیر سازی راه گفته می شود و به مجموعه لایه های بعدی روسازی راه گویند.  
اولین لایه روسازی زیر اساس (Sub base) نامیده می شود . زیر اساس در تمام پروژه ها طراحی و احداث آن اجباری نیست ، در دوحالت از زیر اساس استفاده می کنیم :
1-      جاده اصلی باشد.
2-      زیر سازی راه ضعیف باشد.

 مصالح زیر اساس ، شن و ماسه ای نسبتا مرغوب هستند و با توجه به محدودیت ضخامت هر لایه ممکن است که در چند لایه این کار انجام شود .

بعد از لایه زیر اساس ، لایه اساس (Base) را خواهیم داشت . اجرای لایه اساس در تمامی پروژه ها الزامیست.   

متاسفانه در ایران در بسیاری از پروژه های راهسازی، زیر اساس که وجودش اجباری نیست ریخته می شود اما اساس که وجودش الزامیست به دلیل پرهزینه بودن حذف می شود.

   مصالح اساس باز هم شن و ماسه اما با کیفیت بالاست (کاملا مرغوب) . در اینجا هم با توجه به محدودیت ضخامت هر لایه می تواند لایه اساس در چند لایه اجرا شود .    

در مورد لایه اساس با توجه به نزدیک بودن به سطح جاده می توانیم این لایه را با مواد خارجی تثبیت کنیم .

 مواد خارجی مثل : سیمان و یا قیر : (اساس تثبیت شده با سیمان یا اساس تثبیت شده با قیر )

اساس های تثبیت شده مقاومت و دوام بیشتری خواهند داشت . اگر هم تثبیت نکنیم و شن و ماسه خالی باشد به آن اساس دانه ای گوییم . در یک روسازی می توانیم هم لایه اساس دانه ای و هم تثبیت شده داشته باشیم.

نهایتا در آخرین لایه ها ، لایه های رویه را خواهیم داشت .

   لایه های رویه تابعی از میزان تردد در مسیر هستند و هرچه تردد بیشتر باشد رویه قوی تر و بادوام تر باید طراحی شود .   به طور مثال در راه های فرعی درجه 3 (روستایی) میزان تردد بسیار کم و ناچیز می باشد ، در نتیجه می توانیم از رویه شنی استفاده کنیم .    در راه های درجه 2 یا منطقه ای با تردد بیشتر می توانیم از آسفالت سرد استفاده کنیم و در صورتی که مسیر پر تردد یا جاده اصلی داشته باشیم می توانیم از رویه های بتنی و یا آسفالت گرم استفاده کنیم.در کشور هایی مانند ایران که تولید قیر زیاد و قیمت کمی هم دارد از آسفالت گرم استفاده می کنیم و شاید قریب به اتفاق تمام پروژه های سطح کشور آسفالتی باشد و بر عکس در کشور هایی که سیمان زیاد تولید می شود و ارزانتر خدمت مصرف کننده است رویه های بتنی توجیه پذیرند .    رویه های بتنی مانند دال مسلح عمل می کنند ، در سطح کشور و در سطح شهر مکان هایی نیز می باشد که بتنی ساخته شده اند ( قسمتی از فرودگاه ، قسمتی از ترمینال ، زیر گذر حرم مطهر مشهد قبلا رویه بتنی داشته است و...)    

رویه های بتنی از لحاظ اجرا بسیار مشکل تر از رویه های آسفالتی می باشد . تعمیر مشکل تری هم نسبت به آسفالت دارد . ولی از لحاظ استقامت در مقایسه با آسفالت گرم ممکن است استقامت بیشتری داشته باشد .
 آسفالت گرم انواع مختلفی دارد . بهترین نوع آن بتن آسفالتی است ، هر آسفالت گرمی بتن آسفالتی نیست که بحث عمده ما نیز برای بتن آسفالتی خواهد بود .     

رویه : ( رویه بتنی ، آسفالت گرم ، آسفالت سرد، رویه شنی )
    عواملی که در طراحی روسازی تاثیر دارند :

1-      خاک بستر روسازی : که بایستی از لحاظ جنس و با نفوذ پذیری مورد بررسی قرار بگیرد.

2-      مصالح روسازی : که بایستی از لحاظ مقاومت و دوام بررسی کنیم .

3-      میزان تردد که بایستی بر اساس تعداد محورهای پیش بینی شده در طول عمر روسازی ، طراحی شود .

4-      عوامل جوی : روسازی بایستی در سرما و گرما و تکرار بارندگی ها و یخبندان ها پایداری خود را حفظ کند

روسازی هایی که رویه بتنی دارند ، اصطلاحا روسازی های سخت و روسازی هایی که رویه آسفالتی دارند ، اصطلاحا روسازی های انعطاف پذیر نامیده می شوند .

در روسازی های انعطاف پذیر چون فشار ناشی ار چرخ های وسایل نقلیه در سطح کمتری به بستر روسازی فشار وارد می کنند ، در نتیجه شناخت رفتار خاک در بستر روسازی برای این نوع روسازی ها بسیار مهم است .

برای شناخت خاک ، نمونه برداری و گمانه زنی انجام  می دهیم .

برداشت ها از محور راه و از کناره های راه پیشنهادی صورت می گیرد .   

فاصله نمونه ها بستگی به تنوع خاک دارد ، هرچه تنوع خاک بیشتر باشد ، فاصله نمونه ها کمتر انتخاب می شوند . این فاصله بین 15 تا 150 متر است .


   هدف از انجام نمونه برداری :    

1-      تعیین جنس و مشخصات خاک بستر

2-      تعیین محل و جنس خاک مناسب برای بکارگیری در خاکریزهاست.

3-      تعیین محل و جنس مصالح مناسب جهت تثبیت خاک هاست.   

4-      تعیین محل و جنس مصالح مناسب جهت به کارگیری در لایه های روسازی است.

5-      مشخص کردن سطح آب های زیر زمینی می باشد .   در پروژه های راه سازی عمق  آب های زیر زمینی راباید مشخص کنیم ، چرا که اگر سه عامل زیر همزمان با هم اتفاق بیفتد باعث از بین رفتن روسازی می شود :  

1-      سطح آب های زیر زمینی در عمق کمتر از 3 متر باشد .

2-      خاک بستر لایه دار باشد

3-      درجه حرارت به زیر صفر برسد.

منبع: وبلاگ اسماعیل محمدی

مزایای ساختمان های فلزی

 

- مقاومت زیاد

مقاومت قطعات فلزی زیاد بوده و نسبت مقاومت به وزن آن از مصالح بتن بزرگتر است .به همین علت کاربرد آن در ساختمان های مرتفع و ساختمان هایی که در زمین های سست قرار می گیرد و همچنین در دهانه های بزرگ سوله ها از اهمیت خاصی برخوردار است .

- خواص یکنواخت

فلز در کارخانجات بزرگ ، تحت نظارت دقیق تولید شده و دارای گواهی ( Mill Test ) می باشد ، لذا بر خلاف بتن که تحت تأثیر عوامل خارجی قرار می گیرد می توان از یکنواخت بودن خواص فلز اطمینان حاصل نمود. اطمینان در یکنواختی خواص مصالح در انتخاب ضریب اطمینان کوچک موثر است که خود صرفه جویی در مصرف مصالح را باعث می شود .

- دوام

دوام فولاد بسیار خوب است. اگر در نگهداری ساختمان های فلزی دقت شود برای مدت طولانی قابل بهره برداری خواهد بود . خواص مفروض ارتجاعی فولاد با تقریب بسیار خوبی مصداق عملی دارد . ممان اینرسی یک مقطع فولادی را می توان با اطمینان در محاسبه وارد نمود ، حال اینکه در مورد مقطع بتنی ارقام مربوطه چندان معین و قابل اطمینان نمی باشد .

- شکل پذیری

فلز از خاصیت شکل پذیری برخوردار است که این خود باعث می شود نیرو های دینامیکی و ضربه ای را تحمل نماید ، این در حالی است که بتن ترد و شکننده بوده و در مقابل این نیرو ها فوق العاده ضعیف عمل می نماید.

- پیوستگی مصالح

قطعات فلزی با توجه به مواد متشکلۀ آن پیوسته و همگن می باشد . در قطعات بتن صدمات وارده در هر زلزله به پوشش بتنی روی سلاح میلگرد وارد می گردد و ترک هایی که در پوشش بتن پدید می آید قابل کنترل نبوده و در پس لرزه ها یا زلزله بعدی ضعف بیشتر یافته و تخریب می شود.

- مقاومت متعادل مصالح

مقاومت مصالح فلزی در کشش و فشار یکسان و در برش نیز خوب و نزدیک به اندازه کشش و فشار است . در ساختمان های بتنی مسلح ، مقاومت بتن در فشار خوب ، ولی در کشش و یا برش کم است. پس در صورتی که مناطقی احتمالا" تحت نیروی کششی قرار گرفته و مسلح نشده باشد تولید ترک و خرابی می نماید .

- تخریب کمتر در انفجار

در ساختمان ها بار های وارده توسط اسکلت ساختمان تحمل شده و از قطعات پر کننده مانند تیغه ها و دیوارها برای تحمل بار ها استفاده نمی شود . نیروی تخریبی انفجار سطوح حا ئل را از اسکلت جدا می کند و انرژی مخرب آشکار می شود ولی ساختمان کلا" ویران نخواهد گردید ولی در ساختمان های بتنی مسلح خرابی دیوار ها باعث ویرانی ساختمان خواهد شد .

- تقویت پذیری و امکان مقاوم سازی

اعضای ضعیف ساختمان فلزی را که در اثر محاسبات اشتباه ،تغییر مقررات و ضوابط و یا اجرا بوجود آمده اند را می توان با جوش یا پرچ یا پیچ کردن قطعات جدید تقویت نمود ، همچنین می توان قسمت یا دهانه هایی را اضافه نمود .

 

- شرایط آسان ساخت و نصب

تهیۀ قطعات فلزی در کارخانجات و نصب آن در محل ا جرای پروژه آسان تر از ساختمان های بتنی است .

- سرعت نصب

نصب قطعات فلزی نسبت به اجرای قطعات بتنی مدت زمان کمتری می طلبد .

- پرت مصالح

با توجه به تهیۀ قطعات از کارخانجات ، پرت مصالح نسبت به تهیه و بکارگیری بتن کمتر است .

- وزن کم

میانگین وزن ساختمان فولادی را می توان بین 245 تا 390 کیلو گرم بر متر متر مربع و یا بین 80 تا 128 کیلو گرم بر متر مربع تخمین زد ، در حالی که در ساختمان های با بتن مسلح این ارقام به ترتیب بین 480 تا 780 کیلو گرم بر متر مربع یا 160 تا 250 کیلو گرم بر متر مربع می باشد .

- اشغال فضا

در دو ساختمان مساوی از تظر ارتفاع و ابعاد ستون ، تیر های ساختمان های فلزی از نظر ابعاد کوچکتر از ساختمان های بتنی می باشد . سطح اشغال یا فضای مرده در ساختمان های بتنی بیشتر ایجاد می شود .

ب : مزایای استفاده از تولید کارخانه ای اسکلت فلزی (پیچ و مهره ای)

- ایمنی در برابر زلزله

با توجه به زلزله خیزی کشور و ضرورت ایمن سازی ساختمان ها ، به کمک احداث ساختمان ها با اسکلت فلزی پیچ و مهره ای و دقت در طراحی مناسب آن می توان به ایمنی مطلوبی رسید . این ساختمان ها در برابر زلزله ، گسیختگی زنجیره ای بسیار مقاوم بوده و این درجه از ایمنی را به ندرت می توان در روش ها یمتعارف دیگر ملاحظه نمود .

- کاهش قیمت تمام شده

در تولید کارخانه ای امکان انبوه سازی و ارا ئۀ تیپ های خاص طراحی وجود دارد . بعلاوه تولید انبوه و یکنواخت باعث کاهش قیمت تمام شده احداث ساختمان نیز می شود .

- صرفه جویی در زمان

تولید کارخانه ای و انبوه اسکلت فلزی پیچ و مهره ای زمان ساخت را کاهش می دهد . ضمن آنکه سرعت نصب به دلیل استفاده از پیچ و مهره در اتصال قطعات بسیار افزایش پیدا می کند .

- کاهش وزن ساختمان

در اینگونه ساختمان ها مهندس طراح نسبت به کیفیت اتصالات اطمینان کافی داشته و به دلیل وجود این ضریب اطمینان بالا ، در طراحی اجزای ساختمان می تواند از المان های کمتر و سبک تر استفاده نمود و با مشکل Over Load در طراحی ساختمان مواجه نگردد.

- کاهش زمان بر گشت سرمایه نسبت به شیوۀ سنتی

به دلیل افزایش سرعت ساخت بدیهی است زمان برگشت سرمایه نسبت به شیوه های دیگر کاهش پیدا می کند و سرمایه گذاران سریعتر به سود می رسند .

- امکان اعمال کنترل تولید بیشتر

به دلیل تولید کارخانه ای امکان اعمال کنترل مصرف مواد و صرفه جویی در مصرف امکان پذیر بوده ، لذا ضایعات مواد اولیه کاهش یافته و از منابع ملی استفادۀ بهینه بعمل خواهد آمد .

- امکان اعمال کنترل کیفیت بیشتر

از آنجایی که این سیستم در بلند مرتبه سازی ها مورد استفاده زیادی دارد ، جوش کاری و ساخت اسکلت فلزی بر روی ارتفاع کار بسیار شواری می باشد . بدیهی است ساخت قطعات بر روی زمین به مراتب آسانتر بوده و می توان به راحتی از مکانیزم های کنترل کیفیت و روش های تضمین مدیریت کیفیت بهره برداری بعمل آورد . در این روش خطای کارگران به دلیل انجام کار در روی زمین و در موقعیت بهتر کاهش پیدا می کند و بازرسین کنترل کیفیت با اطمینان خاطر و به راحتی می توانند کیفیت اتصالات را مورد بازرسی کیفی قرار دهند .

- کاهش هزینه کارگری

از آنجا که ساخت اسکلت در ارتفاع احتیاج به کارگرانی متخصص با حقوق بالا دارد و از سوی دیگر بیمه حوادث گزافی باید از سوی کارفرما برای اینگونه کارگران پرداخت شود لذا هزینۀ کارگری نسبتا" بالایی متوجه اینگونه پروژه ها می باشد . در حالی که در ساخت کارخانه ای می توان از کارگران با مهارت معمولی استفاده نمود . ضمن آنکه هزینۀ بیمۀ حوادث نیز کاهش می یابد . همچنین در ساخت کارخانه ای اسکلت فلزی با پیچ و مهره می توان از ماشین آلات پیشرفته و اتوماتیک استفاده نمود و نقش نیروی انسانی را در زمینۀ تولید نیز کاهش داد . در تشریح جایگاه یک محصول همان طور که برسی مزایای آن از اهمیت برخوردار می باشد ، آگاهی و اشراف به معایب نیز می تواند جایگاه و مرتبه محصول را توصیف و تشریح نماید . لذا در ذیل به پاره ای از معایب ساختمانهای فلزی پرداخته می شود .

ج : معایب ساختمان فلزی

- مقاومت ساختمان های فلزی

مقاومت ساختمان فلزی با افزایش دما کاهش می یابد . اگر دمای اسکلت فلزی در آتش سوزی ها به 500 تا 600 درجه سانتی گراد برسد تعادل ساختمان به خطر می افتد.

مزایا استفاده از اسکلت فلزی پیچ و مهره ای

الف ) از نظر توجیه اقتصادی :

پرت کمتر مصالح :

با توجه به اینکه هم در ساختمان های فلزی جوشی و هم در ساختمان های بتنی پرت مصالح مطابق با اعلامیۀ سازمان مدیریت و برنامه ریزی ( برنامه و بودجه ) بین 6 تا 8 درصد می باشد .

به طور مثال در یک ساختمان فلزی جوشی متداول در بازار به قرار زیر است :

kg 8000 = 80 × 100  <= طبق برآورد برای ساختمان 4 و 5 طبقه   <= در یک ساختمان 100 متری

 

 

ریال 000/000/48 = 6000 ×8000 کیلوگرم آهن آلات مورد نیاز

ریال 000/840/ 3 = 08/0 ×000/000/48

که با پرتی بقیۀ موارد از قبیل سیم جوش ، حدود چهار میلیون ریال هر واحد می باشد .

ریال 000/000/4 <= هر واحد بابت صرفه جویی و جلوگیری از پرت مصالح برای یک واحد 100 مترمربع با مشاعات

وزن کم سازه :

با توجه به اینکه اسکلت پیچ و مهره ای با سیستم دیوار ها و سقف LSF غیر باربر طراحی می گردد و با عث بارگذاری کم و سبک و در نتیجه اسکلت فلزی از 80 تا 90 کیلو گرم در متر مربع زیر بنا در اسکلت فلزی جوشی به روش سنتی رابه بین 55 تا 60کیلو گرم می رساند که باعث ارزان تر شدن اسکلت پیچ و مهره ای می گردد .

بطور مثال برای یک واحد 100متری اسکلت فلزی جوشی متداول در بازار :

آهن آلات مورد نیاز :        kg 8/500     =       85 × 100      برآورد اسکلت جوشی

آهن مورد نیاز :               kg 5/500     =        55× 100       برآورد اسکلت پیچ و مهره ای

                            Kg 3/000      =      8/500 - 5/500             

در یک واحد 100متری حدود 000/3 کیلوگرم آهن نسبت به اسکلت فلزی جوشی کمتر می شود در نتیجه داریم

kg 18/000/000 = 6/000 × 3/000

بنا بر این مبلغ 18/000/000 ریال برای هر واحد 100متری اسکلت پیچ و مهره ای کمتر هزینه می شود

اشغال فضا

با توجه به اینکه در ساختمان های بتنی از نظر ابعاد ستون ها و تیرهای ساختمان بزرگتر می شود در اسکلت پیچ و مهره ای اشغال فضا کمتر می گردد .

به طور مثال اگر در یک ساختمان دو واحدی هر طبقه 16 ستون بتنی داشته باشد و در 5 طبقه احداث گردد :

 3/24 متر مربع =  16 × 0/45 ×45 /0  سطح اشغال ستون ها در اسکلت بتنی در یک طبقه

 متر مربع  0/65  = 16 ×0/20 ×  0/20  سطح اشغال فضا در ستون های اسکلت پیچ و مهره ای

اختلاف متراژ بنای مفید : مترمربع  2/60 = 0/64- 3/24

2/6 متر مربع در سیستم اسکلت پیچ و مهره ای از نظر زیر بنا و فضای مفید ساختمان بیشتر از سیستم اسکلت بتنی می باشد مقدار فوق برای دو واحد بوده که نصف آن 1/30 متر مربع می باشد .

اگر قیمت ساختمان را با متر مربعی 600 هزار تومان در نظر بگیریم : ریال 7/800/000 =  6/000/000* 1/30

بنا بر این قیمت فضای مفید در اسکلت پیچ و مهره ای 7/800/000ریال نسبت به اسکلت سنتی مشابه کمتر خواهد بود

صرفه جوئی در زمان و کاهش زمان برگشت سرمایه نسبت به شیوۀ سنتی :

با توجه به اینکه تولید کارخانه ای و انبوه اسکلت فلزی پیچ و مهره ای زمان ساخت را کاهش می دهد به دلیل افزایش سرعت ، ساخت و نصب آن به شرح ذیل کاهش قیمت می یابد :

الف : با توجه به ساخت سیستم اسکلت پیچ و مهره ای و با دیوار های LSF غیر بار به طور مثال اگر پروژه 200 واحد به روش سنتی 3 سال بطول بیانجامد این زمان در سیستم اسکلت پیچ و مهره ای به یکسال تقلیل می یابد . به فرض اگر اجارۀ ماهیانه بین 150 هزار تومان تا 250 هزار تومان باشد متوسط 200 هزار تومان در نظر بگیریم خواهیم داشت .

ریال 24/000/000 =000 /000/ 2 × 12  هزینۀ اجاره در سال

ریال 48/000/000 = 2 × 24/000/000  هزینۀ اجاره در 2 سال

به دلیل کاهش زمان ساخت برای هر واحد مسکونی در 2 سال مبلغ 48/000/000 ریال بابت هزینه اجاره بها صرفه جویی گردیده است .

ب : با توجه به اینکه در کشور حد اقل در سال 15 درصد تورم مصالح داریم برای دو سال نیز 30 درصد جلوگیری از تورم به دلیل زود به اتمام رسیدن پروژه می باشد.

صنایع مس

نکات مفید حقوقی برای مهندسین

 

«جهل به قانون رافع مسئولیت نیست»

نکات مفید حقوقی برای مهندسین

 

1-تا زمانی که جایگزین ناظر انصرافی تعیین نشده به این دلیل که پروژه نمی تواند بدون ناظر باقی بماند مسئولیت نظارت پروژه همچنان بر عهده ناظر اول می باشد.

 

*مبحث دوم مقررات ملی ساختمان

 

2- قبل از شروع هرگونه تغییر در ملک (تخریب،تفکیک، حصارکشی، ساخت و ساز و ...) دریافت پروانه الزامی است .

 

*ماده 100 قانون شهرداریها

 

3- اگر مالکی پس از چندین سال بعد از ساخت برای پایان کار مراجعه کرد، ذیل امضاء جمله «ملک برابر ضوابط زمان صدور پروانه احداث شده است» نوشته شود.

 

*تبصره 7 ماده 100-مبحث دوم مقررات ملی ساختمان ( لزوم احداث بنا برابر ضوابط و نقشه های منضم به پروانه )

 

4-قبل از شروع گودبرداری، در صورتیکه املاک مجاور قدیمی بوده و یا امکان بروز حادثه وجود داشته باشد حتماً «تامین دلیل» برای ساختمانهای اطراف بگیریم (کاهش تقصیر)

 

*ماده 4 قانون مسئولیت مدنی

 

5- ناظر نباید بدون رضایت کتبی همسایه اجازه دهد تا مالک اقدام به تخریب دیوار مشترک نماید (رضایت کتبی حتی المقدور با امضاء دو شاهد عادل و یا محضری باشد.)

 

*ماده 118 قانون مدنی

 

6- بیمه  کارگاهی می بایست اشخاص ثالث (همسایگان ، عابرین ، پیمانکاران جزء و...)را نیز شامل شود.

 

*ماده 13 قانون مسوولیت مدنی

 

7-  تخلف مالک از مجوزهای قانونی را به شهرداری منطقه و رونوشت آن را به سازمان نظام مهندسی ، اداره بازرسی کار (مهندسین موارد مربوط به ایمنی) و معاونت پیشگیری از جرم ارسال نمایید.

 

*تبصره 7 ماده 100- آیین نامه حفاظت کارگاههای ساختمانی –مبحث دوم مقررات ملی ساختمان

 

8- تهیه نقشه های ازبیلت به عهده مجری می باشد و برای پروژه های زیر 800 متر در صورت لزوم و به دلیل فقدان مجری ذیصلاح بر عهده مالک می باشد.

 

*مبحث دوم مقررات ملی ساختمان

 

9- مهندسین ناظر در زمان مهر و امضاء نقشه ها حتماً جمله «تایید نقشه های طراحی و محاسبات مجوز اجرا نبوده و مالک موظف است مسیر قانونی را برای پروانه یا اصلاح پروانه طی نماید » در پایین امضاء خود بنویسند.

 

*مصوبه شورای عالی اداری برای اصلاح پروانه ها

 

10- چنانچه مالک یک سقف اضافه نماید و از صلاحیت ناظر خارج گردد، طی نامه ای به سازمان اعلام گردد که از صلاحیت ناظر به دلیل افزایش سقف یا زیر بنا خارج شده است و تقاضای تعیین ناظر جدید شود.

 

*ماده 30 قانون و ماده 3 آیین نامه اجرایی

 

11- طبق مصوبه هیأت 4 نفره برای پروژه های گروه « دال »  استفاده از خدمات آزمایشگاه بتن و جوش الزامی است.

 

*مباحث نهم و دهم مقررات ملی

 

12- مالک موظف است شروع عملیات اجرایی را کتباً به ناظر هماهنگ کننده جهت اطلاع رسانی به سایر ناظرین اطلاع دهد و بقیه مراحل را ناظر هماهنگ کننده می بایست به مهندسین ناظر اطلاع دهد.

 

*مصوبه شوراهای اداری مندرج در ظهر یا انتهای پروانه ها

 

13- در طرح ارجاع کار چنانچه مالک شروع به کار نکند مهندسین ناظر می توانند الباقی حق الزحمه خود را ( 15% در مرحله سفتکاری و 15% در مرحله بهره برداری ) طبق شرایط ذیل دریافت کنند.

 

گروه «الف» و «ب» بعد از گذشت یکسال از زمان صدور پروانه، 15%حق الزحمه مربوط به سفت کاری و بعد ازگذشت دوسال  15%حق الزحمه مربوط به بهره برداری

 

گروه «ج» بعد ازگذشت 1/5 سال از زمان صدور پروانه، 15%حق الزحمه مربوط به سفت کاری و بعد از سه سال 15%حق الزحمه مربوط به بهره برداری

 

گروه «د» بعد ازگذشت دو سال از زمان صدور پروانه ،15%  حق الزحمه مربوط به سفت کاری و بعد از گذشت چهار سال15%حق الزحمه مربوط به بهره برداری

 

*مصوبه هیأت مدیره و هیأت 4 نفره

 

14- مسئولیت مهندس ناظر معمار و نقشه بردار قبل از گودبرداری شروع میشود .کنترل بر و کف پیشروی طولی و یا عرضی، درز انقطاع و تطبیق تیپ نقشه ها با زمین و ....

 

*مصوبه شرح خدمات گروههای مهندسی – مبحث دوم

 

15- گزارش تخلفات مالکین می بایست «به موقع» به شهرداری منطقه ارسال شود در غیر اینصورت مهندسین از طرف شهرداری به شورای انتظامی معرفی می شوند (طبق قانون)

 

*تبصره 7 ماده 100 قانون شهرداریها

 

16- در صورت تعویض ناظر، ناظر جدید می بایست از مالک تقاضا کند تا مرحله ای از کار را که ناظر قبلی نظارت داشته اند به تایید و مهر و امضاء ایشان برساند به عنوان مثال چنانچه مالک یک سقف به ساختمان پنح سقف اضافه نماید ناظر قبلی در کارت نظارت می بایست تا سقف پنجم را تایید و مهر و امضا نماید.

 

*تبصره 7 ماده 100

 

17- در ماههای حرام «محرم، رجب، ذی القعده ،ذی الحجه» در صورت بروز حادثه (فوت عوامل کارگاهی) مبلغ دیه فوت به مقدار 1/3 اضافه می گردد.

 

*قانون مجازات اسلامی

 

18- بخشی از تبصره 7 ماده 100 شهرداریها : شهرداری مکلف است به محض وقوف از تخلف مهندس ناظر و ارسال پرونده به کمیسیون ماده 100، به مدت حداکثر 6 ماه از اخذ گواهی امضاء مهندس ناظر مربوطه برای ساختمان جهت پروانه ساختمانی شهرداری، خودداری نماید این جریمه قبل از اثبات تقصیر ناظر می باشد. (جهت مطالعه بیشتر به کتاب مجموعه کامل قوانین ومقررات محشای شهرداری وشوراهای اسلامی مراجعه نمایید.)

 

19- شروع دوره مسئولیت و تعهد عملی مهندسین در پروژه ها از زمان صدور پروانه است نه از زمان کسر ظرفیت.

 

*مبحث دوم مقررات ملی ساختمان

 

20- در صورتی که پروژه در مدت کمتر از یک سال به مرحله سفت کاری و بهره برداری برسد مهندسین ناظر می توانند الباقی حق الزحمه خود را با ارسال و تایید فرم حق الزحمه از طریق سامانه مهندسین سایت سازمان دریافت نمایند. ارسال فرم فوق به عهده ناظر هماهنگ کننده می باشد.

 

*ضوابط مصوب طرح ارجاع کار

 

آیا می دانید : چنانچه کارگری در کارگاه از ناحیه کمر قطع نخاع گردد دیه کامل 5 نفر به او تعلق می گیرد؟

 

*قانون مجازات اسلامی

سایت نظام مهندسی ساختمان خراسان رضوی