باران را كسي حادثه طبيعي توصيف نمي‌كند كه همه آن را نعمت الهي مي‌‌دانند، اما در تهران ظاهرا از اين به بعد بايد دعا كرد بيشتر از يكي دو ساعت، بارش اتفاق نيفتد چون شهر توان پذيرش يك باران ساده را هم ندارد چه برسد به تلخ‌ترين حادثه طبيعي يعني «زلزله».
 


 
 

زيرساخت‌هاي فرسوده شهر تهران از يك‌سو و توجه مسوولان به ساخت‌وسازهاي جديد به جاي بازسازي و مرمت سازه‌هاي مهم، اما فرسوده و قديمي شهري از سوي ديگر باعث شده، اين سازه‌ها هر ثانيه پايتخت‌نشينان را تهديد كند. هرچند ساخت‌وسازهاي جديد ضروري و لازم هستند اما باتوجه به آنها نبايد مسوولان را از نگهداري و مرمت تاسيسات فرسوده غافل كند. در اين ميان، برخي سازه‌هاي در حال ساخت در تهران نيز به دليل عدم رعايت اصول ساده فني، به مراتب بيشتر از سازه‌هاي قديمي، در معرض آسيب ناشي از كوچك‌ترين رخداد طبيعي هستند. فروردين امسال در اثر بارش چندروزه باران، سيلاب در غرب پايتخت، مترو را فرا گرفت و پنج‌شنبه گذشته نيز به‌خاطر فقط دو روز باران، اين بار پل ماشين‌رو كن - دوباره در غرب تهران - تاب نياورد.
تصاوير از اين پل نشان مي‌دهد پايه‌هاي پل در آستانه شسته‌شدن قرار گرفته است.
حالا تصور كنيد زلزله‌اي به قدرت 6 تا 7 ريشتر بيخ گوش شهر تهران منتظر ورود به شهر است و معلوم نيست اين چنين زمين‌لرزه‌اي، فارغ از تلفات انساني در آپارتمان‌هاي مسكوني، چه تعداد پل، بزرگراه، خيابان، بيمارستان، مركز تجاري، برج اداري، پاركينگ طبقاتي، ايستگاه آتش‌نشاني، پمپ‌بنزين و سازه‌هايي از اين دست را ويران خواهد كرد.
آيا سازمان‌ها و دستگاه‌هايي كه مسووليت‌شان رسيدگي به تهران و مديريت بحران اين شهر است و از دولت و نهادهاي ديگر، بودجه‌هاي سالانه دريافت مي‌كنند تا پايتخت را سرپا نگه دارند و احيانا براي حوادث طبيعي، ايمن‌سازي كنند، پاسخي براي «علت تسليم شهر در مقابل يك باران» را دارند؟
آيا اين سوال براي نهادهاي نظارتي هم قابل پيگيري است؟