سئوال 41-در طراحي اعضاء كششي بادبندها در بند 8-2 پيوست شماره 2آئيننامه طرح ساختمانها در برابر زلزله ضريب لاغري بشرح زير ارائه شده است: kl/r Fy if Fy=2400 kg/cm² → kl/r≤123 درصورتيكه در بند 10-1-1-8مبحث 10(طرح و اجراي ساختمانهاي فولادي) ضريب لاغري اعضاء كششي بشرح زير ارائه شده است.L/r RELATIVE STORY DRIFT(m) STORY DRIFT(m) HEIGHT(m) LEVEL (m) STORY 0 ----- ------ -2.35 round 0.0067 0.0067 2.75 +0.40 1 0.0146 0.0213 3.20 +3.60 2 0.0154 0.0367 3.20 +6.80 3 0.0148 0.0515 3.20 +10.00 4 0.0129 0.0644 3.20 +13.20 5 0.0102 0.0746 3.20 +16.40 6 0.0094 0.0840 3.20 +19.60 7 پاسخ محدوديت ضريب لاغري مندرج در پيوست شماره 2 استاندارد 2800بايد در طرح ساختمانها دربرابر زلزله رعايت شود. سئوال 42-پس از بررسي يك پروژه ساختماني 7 سقف با سيستم باربر جانبي قاب خمشي متوسط بتنآرمه واقع در اصفهان تغيير مكانهاي نسبي طبقات براي اين پروژه بشرح جدول ذيل تعيين گرديده است: مهندس كنترلكننده از طرف شهرداري اعلام نموده است باتوجه به تغييرمكانهاي طبقات 2و3و4 تغييرمكان جانبي پروژه بيشاز حد مجاز آئيننامه برابر با 0.00375ارتفاع طبقه ياm0.0122 ميباشد و به اين دليل طراحي پروژه را مردود دانسته است. سوي ديگر مهندس طراح سازه معتقد است باتوجه به تبصره 2 از بند 2-12 آئيننامه چنانچه اجزاء غير سازهاي بتوانند در مقابل تغييرمكانهاي بيشتر بدون خسارات عمده برجا بمانند تغييرمكانهاي طبقات سازه فوق براثر زلزله سطح بهرهبرداري تا 0.008ارتفاع طبقه ياm0.00256و با يك تقريب خطي بر اثر زلزله نيروي حاصل از رابطه2-1آئيننامه تا0.006ارتفاع طبقه يا m0.00192 قابلقبول است. باتوجه به اينكه اين اختلافنظر نه تنها براي اين سازه بلكه براي ساير پروژهها نيز وجود دارد و باتوجه به در شرف ساختبودن سازه مستدعي است نظرنهائي آن كميته محترم را اعلام فرمائيد. پاسخ بند 2-4-13آئيننامه استثنايي قائل نشده است،لذا اين بند بايد رعايت شود. سئوال 43- ساختمان اداري ثبت اسناد و املاك استان فارس واقع در شيراز، در رابطه با گروهبندي اين ساختمان براساس بند 1-5 آئيننامه 2800، باتوجه به اينكه ساختمان مشمول بندهايالف،ب،و تگروه1نميباشد.ضمن آنكه اسناد موجود در اين قبيل ساختمانهاي اداري گرچه مربوط به مردم ميباشند ولي باتوجه به اينكه اولاً اسناد اصلي نزد خود مردم موجود است. ثانياً در صورت تخريب موضعي تيغهبنديها، بيرون آوردن اسناد از زير آنها بههرحال ميسر خواهد بود. استنباط اين مهندسين مشاور از ساختمان اداري مذكور گروهبا ضريب اهميت1بوده است. باتوجه به توضيحات بالا، سازه پروژه طراحي و به تأئيد دفتر فني ثبت اسناد و املاك كشور نيز رسيده است. نظربه اينكه يكي از كارشناسان محترم شهرداري شيراز معتقد است كه ضريب اهميت ساختمان مذكور بايستي2/1منظور گردد. مستدعي است نظر آن سازمان را در اين مورد ابلاغ فرمائيد. پاسخ اين ساختمان جزء ساختمانهاي اداري معمولي است و ضريب اهميت 1 براي طراحي آن در برابر زلزله طبق استاندارد 2800 كفايت ميكند. سئوال 44-(الف)چنانچه لازم باشد مؤلفه قائم به عناصر سازه مانند تير و ستون و ديافراگم وارد شود آيا اين نيرو همان مقدارFv=[2AI/Rv ]×Wpخواهد بود ؟(ب)اين نيرو چگونه تقسيم ميشود؟ پاسخ (الف)مقدار نيروي قائم ناشي از زلزله طبق روابط ويژهاي قابل محاسبه است كه با رابطه (2-10) استاندارد 2800 متفاوت است.نمونه اين روابط در آييننامه ( UBC 97 ) ارائه شده است سئوال 45- ساختمان داراي اسكلت فلزي شامل هفت طبقه (دو طبقه زيرزمين و پنج طبقه مسكوني) ميباشد. در طبقه چهارم به دليل تغيير مقطع ستون از تيرآهن دوبلIPE 27بهIPE 24 ،به جاي استفاده از روش غلافي (شكل يك) تعداد دوعدد از ستونهاي فوق كه در قسمتهاي كناري ساختمان قرار دارد در قسمت اتمام مقطع زيرين از صفحهاي به ضخامت 25ميليمتر و با ابعاد بزرگتر از مقطع ستون استفاده شده است و ادامه ستون بالايي به وسيله اين صفحه به ستون پائيني كاملاً جوشكاري شده است(شكل 2). آيا نصب ستون در يك امتداد به همديگر در مقطعي كه تغييرميكند به روش فوقمجاز است؟ پاسخ وصله ستونها بايد مطابق با مندرجات بند 5-2 پيوست شماره 2 استاندارد 2800 صورت گيرد. سئوال 46-برای طراحي سايبان جايگاه سوخت گاز طبيعي (CNG )كه داراي قاب خمشي در دوجهت و سقف سبك ميباشد ضمناً چهارطرف سازه مورد بحث باز بوده و نيروي حاكم برطرح، زلزله ميباشد. در زير اين سايبان ديسپنسرهاي گاز قرار ميگيرند و كمپرسور در ساختمان اداري مجاور قرار ميگيرد. سازه فوق ممكن است در شهرها و يا جادههاي ميان شهر مورد استفاده قرارگيرد. ضريب اهميت سازه موردنظر چه مقدار درنظر گرفته ميشود؟ پاسخ استفاده از ضريب اهميت برابر يك (ساختمان بااهميت متوسط) براي طراحي سازه سايبان كفايت مينمايد.بديهي است طراحي تجهيزات كنترل ديسپنسرهاي گاز بايد بهگونهاي باشد كه در صورت خرابي احتمالي سازه در اثر زلزلههاي شديد آلودگي محيط زيست يا آتشسوزي وسيع در محل،اتفاق نيفتد. سئوال 47- آيا ساختمان اداره راهنمايي و رانندگي كه در مناطق 22گانه شهرداري تهران احداث ميشود به جهت طبقهبندي براساس اهميت ساختمانها (بند 1-5 آئيننامه 2800)جزء تأسيسات انتظامي با اهميت زياد و «بناهاي ضروري»ميباشد. يا جزء ساختمانهاي اداري با اهميت متوسط ميباشد" باتوجه به اينكه تجمع محل كمتر از 250نفر زير سقف است"؟ پاسخ تشخيص آنكه ساختمانهاي ادارات راهنمايي و رانندگي در زمره تأسيسات انتظامي ميباشند يا خير قبل از هر چيز بر عهده كارفرماي پروژه ميباشد. ليكن به طور كلي با توجه به نقشي كه اينگونه تأسيسات ممكن است در مديريت بحران و امداد پس از زلزله ايفا نمايد، توصيه ميشود اين ساختمانها در زمره ساختمانهاي با اهميت زياد تلقي شوند. سئوال 48- به استناد بند 1-7-4آئيننامه2800 درخصوص سيستم دوگانه باتوجه به اينكه هريك از دومجموعه بايد بتواند حداقل 25% برش پايه ساختمان را مستقلاً تحمل نمايد،آيا براي كنترل قاب خمشي ويژه به تنهايي بدون وجود بادبند ميبايست در كنترل طراحي، ضرايب طول مؤثر محاسباتي درنظر گرفته شود يا براي تمامي ستونها بايد K=1 فرض شود؟ پاسخ در كنترل قاب خمشي براي تحمل 25%بار جانبي زلزله، با توجه به امكان عدم كارآيي سيستم مهاربندي جانبي، لازم است كه ضريب طول مؤثر ستونها با توجه به شرايط گيرداري دو انتهاي آنها و ساير عوامل مؤثر محاسبه شود و از بكارگيري ضريب طول مؤثر مساوي يك بدون محاسبه، خودداري شود. سئوال 49- به استناد بند2-12 الف، بايد آئيننامه زلزله 2800، براي كنترل سازه تحت بار زلزله سطح بهرهبرداري منظور از جمله «در سازههاي فولادي تنش ايجاد شده در اعضاء زير اثر بار سطح بهرهبرداري، بدون ضريب بار، از حد جاري شدن تجاوز نكند جيست آيا كنترل تنش ستونها ميبايست با تنش Fy كنترل شود و يا 1.7FA ؟ پاسخ در كنترل سازه تحت زلزله سطح بهرهبرداري، تنش موجود در ستونها بايد با تنش Fa 1/7 مقايسه شود. سئوال 50- باتوجه به اينكه در استفاده از سيستمهاي دوگانه تركيبي قاب خمشي و بادبند و يا ديوار برشي وجود دارد، آيا شاخصي براي كنترل مهاربندبودن ساختمان وجود دارد بطوريكه به استناد آن بتوان ضريب طول مؤثر ستونها را K=1 فرض نمود. آيا كنترل ضريب پايداري طبقات در اين خصوص كمكي ميكند؟ پاسخ براي در نظر گرفتن ضريب طول مؤثر ستونها مساوي يك، لازم است كه سيستم مهاربندي جانبي ساختمان از يك حداقل صلبيت جانبي برخوردار باشد، پارامتر ضريب پايداري طبقات ميتواند نشاندهنده ميزان تأثير مهاربندي در كنترل جابجايي افقي سازه باشد، پيشنهاد ميشود كه اگر ضريب پايداري طبقه q ) طبق استاندارد(2800) كوچكتر از (05/0) باشد، طبقه مورد نظر مهارشده فرض گردد. در محاسبه ( iq ) از مقادير تغيير مكان ( iD ) بدون اثر( D-P ) استفاده شود. سئوال 51- باتوجه به اينكه مهندسين محاسب در نقشههاي سازه از بادبندهايYشكل مشابه شكل زير استفاده مينمايند، آيا استفاده از آن مجاز است يا غيرمجاز؟روشهاي طراحي و تحقيقات انجام شده چگونه ميباشد؟ پاسخ بطور كلي استفاده از مهاربند نوع BR-A مطابق شكل نشان داده شده در سوال،در طراحي سازههاي مقاوم در برابر زلزله مجاز است.ليكن لازم است اولاً ضوابط بند 8-2 پيوست شماره 2 آئيننامه و بخصوص بخش «پ» اين بند اقناع شده و ثانياً باتوجه به آنكه در حالتي از بارگذاري، اعضاي اين سيستم مهاربند در معرض نيروهاي فشاري قرار ميگيرند صفحه اتصال مركزي اين مهاربند و جزئيات اتصال آنها بهگونهاي طراحي شوند كه امكان كمانش موضعي اين صفحه منتفي شده و امكان انتقال نيروهاي فشاري بين اجزاي سيستم مهاربند ميسر گردد. اضافه مينمايد درصورت وجود دو دهانه در قاب ساختماني ارجح آن است كه قرينه اين سيستم مهاربندي در دهانه ديگر مورد استفاده قرار گيرد تا در هنگام اثر نيروهاي جانبي در هر يك از جهات،مهاربندهاي يك دهانه در فشار و دهانه ديگر در كشش قرار گيرند. سئوال 52-در رابطه با سازهPIPE RACK با مشخصات داده شده فوق سئوالات زير مطرح ميباشد: الف-باتوجه به اينكه در طبقات سازه فوق ديافراگم يا كف طبقه نداريم يعني سازه فقط شامل اسكلت (تير و ستون و مهاربندي قائم) ميباشد، آيا سيستم فوق جزء سازههاي غيرساختماني كه در بند 2-8 آئيننامه 2800 تعريف شدهاند ميباشد؟و يا اصولاً وجود ديافراگم تعيينكننده ساختماني يا غير ساختماني بودن سازه ميباشد؟ ب- باتوجه به اينكه سيستم طبقات زيرين اين سازه از نوع بتنآرمه با شكلپذيري متوسط و سيستم طبقه آخر آن سازه فلزي با مهاربنديهاي جانبي ميباشد،آيا اين سازه از نوع تركيب سيستمهاي سازهاي كه در بند2-4-8آئيننامه 2800 معرفي شده ميباشد و بايد براي آن ضوابط اين بند رعايت شوند؟ ج-در صورتيكه سازه فوق تركيب سيستم سازهاي باشد باتوجه به جدول شماره 3آئيننامه 2800داريم: ;R=8طبقات بتنآرمه باشكلپذيري متوسط (طبقات پائيني) R=6 طبقه فولادي با مهاربنديهاي هممحور(طبقه فوقاني)الف مقدارانتخابشده براي سيستم قسمت تحتاني سازه نبايد از قسمت فوقاني آن بيشتر باشد. درحاليكه در سازه مذكور وضعيت بطور معكوس است و اين بند رعايت نميشود. بنابراين آيا در اين صورت به هيچوجه مجاز به استفاده از چنين سازهاي نميباشيم؟يا اينكه در صورت مجازبودن از چنين سازهأي بايد Rطبقات پائيني را بايد براي كل سازه درنظر بگيريم؟اين در حالي است كه در آييننامهUBC داريم: در سازه مذكورR=5.5طبقات پاييني R=5.6 طبقات فوقاني ( كه از جدولN-16 آييننامهUBC تعيين ميگردند.) و طبق بند1630.4.2آييننامهR, UBC طبقات تحتاني نبايد از Rطبقات فوقاني آن بيشتر باشد. كه اين شرايط آييننامهUBC براي سازه مذكور ارضا ميگردند و مجاز به استفاده از چنين سازهاي ميباشيم؟! ه- باتوجه به اينكه 1- مهاربنديهاي فلزي موجود در طبقه آخر سازه تا روي شالوده ادامه پيدا نميكند، 2- سازه فوق، سازه ساختماني يا غيرساختماني ميباشد،آيا در هر دوصورت بايد از ضوابط تركيب بار بند 2-9 آئيننامه 2800 استفاده كرد؟ و-در ساختمانها در صورت وجود خرپشته، از تبصره بند2-4-9آئيننامه 2800چنين استنباط ميگردد كه درصورتيكه وزن خرپشته بيشتر ازوزن بام باشد،خرپشته بصورت يك طبقه مجزا درنظر گرفته ميشود. باتوجه به اينكه اين مطلب به صراحت بيان نشده است،آيا اين استنباط صحيح ميباشد؟ ح- باتوجه به بند 2-6 آئيننامه 2800،دستگاهها و تجهيزات (Equipments كه روي سازه قرار ميگيرند جزء قطعات الحاقي محسوب ميگردند كه نيروي زلزله آنها و محاسباتي آنها، روي سازه و Rتعيين شده براي سازه تأثير ندارد.آيا اگر وزن اين قطعات الحاقي بيشتر از وزن خود سازه باشد همچنان روي Rسازه تأثير نميگذارد ياخير؟و در صورت تأثير گذاشتن چه درصدي از وزن قطعه الحاقي نسبت به وزن سازه تعيينكننده ميباشد؟ پاسخ الف-خير. اين سيستم جزء سازههاي غيرساختماني محسوب نميشود.ولي عدم وجود ديافراگم باعث ميشود در تحليل اين سازه نتوان از فرض ديافراگم صلب استفاده نمود. ب-بلي. ج-در اين حالت بايد R طبقه فوقاني براي محاسبات نيروي زلزله براي مجموعه سازه مورد استفاده قرار گيرد. ه-بلي.ضوابط بند2-9 بايد در مورد ستونهاي مجاور مهاربندها رعايت گردد. و-چنين استنباطي از آئيننامه ضرورت ندارد اگرچه در مواردي كه وزن خرپشته درصد كوچكي از وزن بام باشد ممكن است بتوان خرپشته را به عنوان يك قطعه الحاقي به ساختمان محسوب نمود. ح-تحليل دقيق رفتار سازههاي حاوي دستگاهها و تجهيزات مستلزم تحليل توأم سيستم سازه اصلي و اجزاي ثانويه ميباشد كه روشهاي آن در ادبيات فني موجود است،ليكن درخصوص ميزان R بايد متذکر شد،مقدار اين پارامتر پيش از آنكه متأثر از وزن قطعات الحاقي باشد،متأثر از جزئيات اتصال اين اجزاء به سازه اصلي ميباشد.چنانچه اين اتصالات بهصورت كاملاً صلب باشند،مقدار R فقط وابسته به مشخصات سيستم سازه اصلي خواهد بود.ولي چنانچه اتصال تجهيزات به سازه اصلي با استفاده از بالشتكهاي انعطافپذير و جاذب انرژي صورت گيرد در اين حالت چنانچه وزن تجهيزات قابل ملاحظه باشند،مشخصههاي ديناميكي و پاسخ مجموعه تحتتأثير اندركنش سيستم سازه اصلي و اجزاي ثانويه قرار خواهدگرفت. سئوال 53-درفصل سوم آييننامه 2800 ويرايش 2 آذر 1378، ساختمانهاي با مصالح بنايي غيرمسلح، در بند 3-2-3 براي حداقل نسبت ضخامت به ارتفاع، محدوديت 10/1 براي ديوارهاي سازهاي و 12/1 براي ديوارهاي غيرسازهاي مطرح شدهاست در حاليكه در بند 3-6-1 حداقل ضخامت براي محاسبه ديوارهاي نسبي در جهت طول و عرض ساختمانها"20" سانتيمتر فرض شدهاست: آيا اگر بند 3-2-3 كاملأ رعايت نشدهباشد ولي بند 3-6-1 كاملأ رعايت شدهباشد ميتوان با بند 3-6-1 مقدار ديوار نسبي را در جهت طول و عرض ساختمان محاسبه كرد؟ ( يا به صورت واضحترآيا بند 3-2-3 نقضكننده بند 3-6-1 است)؟ پاسخ بند 3-2-3 استاندارد 2800 تعيينكننده حداقل ضخامت ديوارهاي سازهاي است و بايد در طرح ساختمانهاي بنايي رعايت شود . در بند 3-6-1 حداقل ضخامت ديوار سازهاي براي لحاظشدن در محاسبه ديوار نسبي بيان شدهاست. بند 3-2-3 كليتر بوده و حالت اجباري دارد و حاكم بر طرح ساختمان است. براي اكثر ساختمانها با ارتفاع طبقه در حدود 3 متر، حداقل ضخامت قابل قبول ديوارهاي سازهای برابر(30) سانتيمتر از بند(3-2-3) بدست میآيد که بايد رعايت شود و مقدم بر ضخامت حداقل (20) سانتيمتر ناشی از بند (3-6-1) است. سئوال 54-با توجه به اينكه شهرستان مرودشت در نقشه پهنهبندي خطر نسبي زمينلرزه در پهنه با خطر نسبي زياد قرار گرفته است وليکن در صفحه 12 پيوست شماره يك آييننامه آييننامه 2800 شهر مرو دشت در پهنه با خطر نسبي متوسط قرار گرفته است در تعيين ميزان مقدار شتاب مبناي طرح كداميك ملاك عمل قرار ميگيرد؟ پاسخ در كليه مواردي كه نام محل در نقشه ذكر شدهاست عدد خطر نسبي بر طبق منطقه ارائه شده نقشه است بنابر اين شهرستان مرودشت بايد در منطقه با خطر نسبي زياد در نظر گرفته شود و جدول اصلاح گردد. سئوال 55-طبق بند 5-1 پيوست شماره 2 آييننامه طراحي ساختمانها در برابر زلزله (استاندارد 2800 ويرايش دوم 1378) ستونها بايد توانايي تحمل نيروهاي محوري ناشي از تركيبات الف و ب را به ترتيب در كشش و فشار داشته باشند. حال چنين سئوالي مطرح است كه آيا بادبندها، صفحات پاي ستونها و پيها (پي از نظر كنترل مجاز خاك ) بايستي در برابر تركيب بارهاي فوق طراحي شوند ؟ پاسخ الزامي به طراحي اجزايي غير ستونها با استفاده از تركيبهاي بار مندرج در بند 5-1 پيوست (2) استاندارد 2800 وجود ندارد. سئوال 56- آيا استفاده از تير لانه زنبوري در سازههاي با قاب خمشي مجاز است؟ پاسخ منع قانوني براي استفاده از تير لانهزنبوري در قاب خمشي فولادي وجود ندارد، اما بايد توجه داشت كه به علت وجود سوراخهاي متعدد در جان اين تيرها، تنش واقعي داخلي نيز شامل اثر خمش و برش روي مقطع سوراخدار، بسيار بالا بوده و عملاً نياز به پركردن تعدادي از سوراخها در نزديكي تكيهگاههاي تير وجود دارد. ضمناً عملكرد تيرهاي لانهزنبوري در اثر بارهاي رفت و برگشتي در خارج از محدوده رفتار ارتجاعي كه در هنگام وقوع زلزله نقش اساسي در رفتار سازه دارد مورد تأييد قرار نگرفته است. بنابراين به طور كلي تيرهاي لانهزنبوري از لحاظ فني و اقتصادي براي دهانههاي ساده تحت بار گسترده مناسب ميباشد و كاربرد آنها در ساير حالات مزيت خاصي به همراه نداشته و توصيه نميشود سئوال 57-نظر به اينكه مهندسين مشاور ناموران طراح و مجري واحد دوم متانول در جزيره خارگ ميباشد و طبق قرارداد فيمابين با شركت پتروشيمي خارگ، اين مشاور موظف به رعايت استانداردUBCدر Zone 3اين استاندارد (منطبق با منطقه با خطر نسبي زياد طبق استاندارد 2800) است.در اين رابطه كارفرماي محترم خواستار استفاده از نسخه بالاتر استاندارد يعني IBC2000 در طراحي پروژه مذكور ميباشد. آيا امكان استفاده از استاندارد (International Building Code ) در شرايط كنوني و با توجه به زيرساختهاي كشور ميباشد؟ پاسخ در صورت وجود مقادير شتاب مبناي قويترين زلزله طرح براي منطقه موردنظر، ميتوان از آييننامه IBC 2000نيز استفاده نمود. بههرحال لازم است كه مقادير حداقل برش پايه مذكور در استاندارد 2800 نيز همواره كنترل شوند سئوال 58- فرق ميراگراهايPassive و Active چيست؟ پاسخ ميراگرها اعم از ويسكوز و هيسترتيك همگي Passive محسوب ميشوند. بنابراين عضوي بهنام Actve damper وجود ندارد. از نظر سيستمهاي جلوگيري از ارتعاش سازه، دو گروه كلي بهنامهای Active Control System و Passive Control System قابل تشخيص است. در گروه Active از مجموعههاي شامل بازوهاي مكانيكي و سيستمهاي حسگر و كنترل كامپيوتري براي پاسخگويي به ارتعاشات زلزله استفاده ميشود. ميراگرها در گروه Passive قرار ميگيرند. سئوال 59-مهندسين مشاور پولاد در حال كنترل ساختماني است كه در سال 1372 مطابق با ويرايش اول آييننامه 2800 ايران محاسبه شده و جواز ساخت آن صادر گرديده است. عمليات ساختماني تا مرحله نازككاري انجام و سپس بنابر دلايلي عمليات متوقف شده در نتيجه پايانكار اخذ نگرديده است. در حال حاضر جهت شروع مجدد عمليات ساختماني، محاسبات و نقشههاي اين ساختمان توسط اين مهندسين مشاور در حال كنترل ميباشد. آيا اين ساختمان بايد بر اساس ويرايش دوم آييننامه 2800 ايران مورد بازنگري قرار گيرد يا از آنجائيكه شروع عمليات ساختماني در سال 1372 بودهاست، ميتوان بر اساس ويرايش اول آييننامه 2800 ايران اين ساختمان را كنترل نمود به عبارت ديگر آيا مقررات ويرايش دوم آييننامه 2800 عطف به ماسبق ميشود ؟ پاسخ كنترل مدارك محاسبات و طراحي ساختمان در مرحله صدور پروانه ساخت انجام ميشود كه در موضوع مورد بحث، اين امر در سال (1377) و قبل از لازمالاجرا شدن ويرايش دوم استانداردصورت گرفته است. بنابراين در صورتيكه ساخت سازه ساختمان به اثبات برسد كه قبل از(78/10/27) يعني تاريخ ابلاغ تصويبنامه هيأت وزيران دال بر لازمالاجرا شدن ويرايش دوم استاندارد(2800) پايان يافته باشد، احتمالأ به لحاظ مقرراتي نيازي به كنترل سازه بر اساس ويرايش دوم نميباشد. ليكن به لحاظ فني چنانچه ساختمان مورد بحث از نظر كاربردي داراي اهميت است، توصيه ميشود در اين مرحله كه هنوز عمليات ساختماني به پايان نرسيده است، كنترل ساختمان بر اساس ويرايش جديد آييننامه انجام شده و در صورت لزوم با اندكي اصلاحات در سازه، از عملكرد مناسبتر آن، در برابر زلزله، اطمينان حاصل شود. سئوال 60ـ آیا طراحی ساختمانهایی که دارای مشخصات : 1- جزء ساختمانهای با اهمّیت زیاد 2- دو طبقه 3- ارتفاع 8 متر هستند با مصالح بنایی غیر مسلح (موضوع فصل 3 آییننامه 2800) مجاز میباشد؟ یا طراحی ساختمانهای با اهمّیت زیاد فقط با مصالح مذکور در صورت یک طبقه بودن مجار میباشد؟ و ساختمانهای دو طبقه با اهمّیت زیاد را فقط باید به صورت سازهای پاسخ مطابق ضوابط موجود فصل سوّم آييننامه طراحی ساختمانها در برابر زلزله استاندارد 2800 (ويرايش دوّم) ضوابط ساختمانهای با مصالح بنايی غير مسلح رعايت مندرجات اين فصل برای ساختمانهای با مصالح بنايی که در آنها تمام و يا قسمتی از بارهای قائم توسط ديوارهای با مصالح بنايی تحمل میشود برای تمام مناطق با خطرهای نسبی مختلف و ساختمانها با اهمّيت متفاوت (براساس بند 1-4) الزامی است. در ساختمانهای با مصالح بنايی حداکثر تعداد طبقات بدون احتساب زيرزمين برابر 2 طبقه و همچنين تراز روی بام نسبت به متوسط تراز زمين مجاور نبايد از 8 متر تجاوز نمايد. ساير موارد همچون کلافبندیهای افقی و قائم بايد مطابق ساير بندهای آييننامه اعمال شود. سئوال 61– در خصوص بند 3-6-1 فصل سوّم آييننامه طراحي ساختمانها در برابر زلزله: الفـ در ساختمانهاي با ديوار سازهاي که داراي کلاف بندي قائم و افقي در پي و سقف مطابق بند 3-9 فصل سوّم ميباشد، آيا نياز به کنترل درصد ديوار نسبي بند 3-6 ميباشد؟ بـ در ساختمانهاي نيمه اسکلت که ستونهاي مياني فلزي و ديوارهاي اطراف مصالح بنايي و داراي شناژهاي قائم و افقي بالا و پايين هستند آيا استفاده از تيرهاي يکسره (خورجيني) با رعايت اتصال پلها در طرفين ستون به فاصلههاي يک متري مجاز ميباشد يا اينکه بايد تيرريزي بين ستونها به صورت مفصلي انجام شود. جـ در ساختمانهاي نيمه اسکلت فلزي با سقف تيرچه بلوک در صورتيکه ميلگردهاي اتکا و منفي براي کليه تيرچهها در تکيهگاههاي روي ديوار و پلها اجرا شود ميتوان کشهاي فلزي را حذف نمود؟ دـ کنترل درصد ديوارهاي نسبي در ساختمانهاي نيمه اسکلت فلزي يا بتني که ديوارهاي اطراف داراي کلافبندي قائم و افقي هستند الزامي ميباشد يا خير؟ پاسخ الف) مطابق بند 3-6-1 در ديوارهای سازهای در هر يک از دو امتداد طولی و عرضی ساختمان مقدار درصد ديوار نسبی بايد کنترل شود و ارتباطی به وجود کلافبندی قائم و افقی در تراز پی ندارد. ب) در ساختمانهای نيمه اسکلت فلزی که ستونهای ميانی فلزی و ديوارهای اطراف مصالح بنايی و دارای شناژ قائم و افقی بالا و پايين باشد. استفاده از اتصالات خورجينی تير به ستون با رعايت اتصال تيرها به يکديگر در فواصل يک متری مجاز میباشد. البته در هر صورت ديوار سازهای بايد در هر امتداد ساختمان به ميزان کافی تأمين شود. ج) کشهای فلزی يا کلافها برای ايجاد يکپارچگی و انسجام در ساختمانهای بنايی به کار میرود و نمیتوان آنها را حذف نمود. د) مطابق بند 3-1 ساختمانی که در آن قسمتی ار بارهای قائم توسط ديوار با مصالح بنايی و قسمتی توسط عناصر فلزی يا بتن آرمه تحمل شود ساختمان با مصالح بنايی محسوب میشود و مقررات مندرج در فصل مربوطه بايد رعايت شود و ديوار سازهای به ميزان کافی تأمين شود. در ضمن با توجه به امکان احداث سازههای قاب فولادی يا بتنی کامل و يا سازههای بنايی کامل، بهتر است از احداث سازههای مختلط که از يکپارچگی کمتری برخوردار هستند، پرهيز شود. سئوال 62-الف) براي کنترل تغيير شکل سازه تحت بارگذاري جانبي زلزله در ساختمانهاي بتني آيا امکان دارد کاهش سختي المانهاي تير و ستون و ديوار برش در نظر گرفته نشود و سختي خمشي و سختي پيچشي اعضاي سازه بر اساس مقطع ترک نخورده بدون در نظر گرفتن ميلگردها مورد تحليل و ارزيابي قرار گيرد. (مطابق آييننامه آبا بند 10-3-4-2) ب) آيا در مناطق با خطر نسبي زياد زلزله در سازههاي بتني ميتوان سازه را با شرايط شکلپذيري متوسط طراحي نمود و همچنين ضوابط شکلپذيري متوسط طراحي نمود و همچنين ضوابط شکلپذيري متوسط را در نحوة خاموتگذاري رعايت کرد؟ آيا نياز به رعايت ضوابط شکلپذيري زياد درنحوه خاموتگذاري ضروري نميباشد؟ ج) براي کنترل اثر در طراحي سازههاي بتن آرمه ترکيب بار مورد نظر را اعلام فرماييد؟ پاسخ الف) مطابق بند 2-1-6 ويرايش سوم آييننامه 2800 زلزله ايران در سازههای بتن مسلح رعايت اثر ترکخوردگی اجزا در سختی آنها الزامی است و براساس توضيحات بند مذکور اثر ترکخوردگی در اين سازهها در را میتوان مطابق بند 2-5-6 آييننامه در نظر گرفت. ب) در مناطق با خطر نسبی زياد در سازههای بتنی میتوان سازه را با شکلپذيری متوسط طراحی نمود و ضوابط شکلپذيری متوسط را در خاموتگذاری رعايت کرد و ضرورتی به رعايت ضوابط شکلپذيری زياد در خاموتگذاری نمیباشد. ج) جهت کنترل اثر لازم است به پيوست 5 ويرايش سوم آييننامه 2800 زلزله مراجعه شود. سئوال 63 ـ ساختمان پست برق در يک مجموعه صنعتي خودروسازي موضوع بند 1-5 آييننامه طراحي ساختمانها در برابر زلزله (استاندارد 2800) از نظر اهميت در چه گروهي قرار ميگيرد؟ پاسخ مطابق بند 1-7 ويرايش سوم آييننامه 2800 ساختمانهای صنعتی از نظر اهمّيت در گروه متوسط قرار میگيرند. سئوال 64 ـ با توجه به مطالعات لرزهخيزي و ژئوتکنيک انجام شده براي ساختمان 14 طبقه با ارتفاع بيش از 55 متر و کاربردهاي متفاوت در طبقات از قبيل فروشگاه، هتل، مرکز خريد، رستوران، شهربازي و غيره در محدوده گرگان ( نهارخوران )، موارد ابهام براي انتخاب شتاب پايه و «زلزله شديد» به شرح زير ميباشد: 1- طبق ويرايش سوّم آييننامه 2800 زلزله، ساختمان فوق الذکر در دسته اهمّيت زياد قرار ميگيرد. 2- ساختمان در پلان نامنظم ميباشد. 3- نوع خاک محل، تيپ II ميباشد. 4- مشاور ژئوتکنيک پروژه با توجه به درخواست اين مشاور پس از بررسي لرزهاي و زمينشناسي منطقه و براساس تحليل خطر، شتاب مبناي طرح (DBE ) با دوره بازگشت 475 سال مقدار 0.54g شتاب بيشينه منطقه (MCE ) با دوره بازگشت 2475سال مقدار 0.65g و شتاب زلزله را 0.28g بهرهبرداري اعلام شده است. 5- آييننامه 2800 زلزله ايران ويرايش سوّم، منطقه مورد نظر را در «پهنهبندي با خطر نسبي زياد» قرار داده است. لذا شتاب 0.3g براي زلزله طرح و ضريب اهمّيت 2/1 ميباشد. همانطور که مشاهده ميشود براساس مطالعات ژئوتکنيک و بررسي با روش احتمالي تحليل خطر شتابهاي حاصله بسيار بيشتر از مقادير پهنهبندي 2800 ميباشند. نظر به اينکه در استاندارد 2800 براي انتخاب زلزله طراحي براساس مطالعات ژو.تکنيک و انتخاب نوع زلزله طرح توضيح مشخصي ارائه نشده است. پاسخ الف) انتخاب ويژگیهای زلزله طرح و زلزله سطح بهرهبرداری، میتواند با رعايت استاندارد 2800 و براساس بررسی لرزهای و زمینشناسی و تحلیل خطر انجام شود. در هر حال، مقایسه طیف طرح ویژة ساختگاه و طیف طرح استاندارد آییننامه و رعایت مفاد بند 2-4-1-3 الزامی است. ب) مطابق آییننامه 2800، زلزله شدید یا زلزله طرح، زلزلهای است که احتمال وقوع آن در طول 50 سال عمر مفید سازه، کمتر از 10 درصد باشد (دوره بازگشت 475 سال) امّا میتوان با ارائه توجیه فنی و افتصادی مستدل و موافقت کارفرما، زلزلههایی با دورة بازگشت طولانیتر را نیز در نظر گرفت. ج) در ساختمانهای با اهمیت زیاد، ضریب اهمیت به میزان 2/1 باید در هنگام استفاده از طیف زلزلة طرح مطابق بند 2-3-7 استاندارد 2800 اعمال شود در صورت انتخاب زلزلهای قویتر از زلزلة طرح استاندارد 2800، لازم است نتایج طراحی ساختمان بر اساس استاندارد 2800 با در نظر گرفتن ضریب اهمیت 2/1 و نتایج طراحی ساختمان با در نظر گرفتن زلزله قویتر و ضریب اهمیت 0/1 با یکدیگر مقایسه و از تأمین شرایط مورد نظر استاندارد 2800 اطمینان حاصل شود. سئوال 65-با با توجه به جدول شماره 3 آييننامه 2800 ضريب رفتار هر کدام از ساختمانهاي دوگانه ترکيبي به شرح زير چه عددي است؟ الف) ساختمان قاب خمشي بتين ويژه با مهاربندي فولادي برون محور ب) ساختمان قاب خمشي بتني متوسط با مهاربندي فولادي برون محور ج) ساختمان قاب خمشي بتني ويژه با مهاربندي فولادي هم محور د) ساختمان قاب خمشي بتني متوسط با مهاربندي فولادي هم محور پاسخ چهار گزینه مطرح شده در نامه مذکور، در آییننامه به رسمیت شناخته نشده است، لذا ضریب رفتار این سیستمها نیز مشخص نمیباشد. اگرچه در سالهای اخیر تحقیقاتی در زمینه رفتار این نوع سازهها (عمدتاً برای مقاصد بهسازی لرزهای) انجام شده است، لیکن تاکنون آییننامههای طراحی ساختمانهای جدید این نوع سیستمها را رسماً وارد آییننامه ننمودهاند، لذا در حال حاضر استفاده از این سیستمها برای طراحی ساختمانهای جدید توصیه نمیشود. سئوال 66-با توجه به وجود سايت اصلي شرکت ايران خودرو در منطقه شهري تهران (مناطق 22 و 21 و 18 شهرداري)، مجاورت با بافتهاي مسکوني (شهرک دانشگاه تهران، پيکانشهر و.....) وجود تأسيسات و تجهيزات ويژه رنگ اتومبيل (چهار باب سالن رنگ) و انبارهاي مواد شيميايي قابل احتراق و انفجار، ساختمان تأسيسات برقرساني (پستهاي برق، کانالهاي انتقال برق زيرزميني) از نظر اهمّيت در کدام گروه قرار ميگيرد. پاسخ در ویرایش دوّم آییننامه 2800 ساختمانها از نظر اهمّیت به سه گروه و در ویرایش سوّم آییننامه، به چهار گروه تقسیم میشوند. معیار و ضابطه قرارگیری ساختمانها در هر دسته در آییننامه ارائه نشده است و تشخیص مصادیق به عهده طراح با هماهنگی با کارفرمای پروژه است. لذا در مورد ساختمان مورد نظر، لازم است با توجه به فاصله این ساختمان از رفتارهای قابل احتراق و انفجار و پیامدهای احتراق احتمالی از نقطه نظر اقتصادی و زیست محیط تصمیم مناسبی اتخاذ گردد سئوال 67- الف) در صفحه 18 استاندارد 2800 مقدارS براي مناطق با خطر نسبي زياد و خيلي زياد 75/1 قيد گرديد. که کمتر از مناطق با خطر نسبي کم و متوسط ميباشد، چنانچه اين فرض درست باشد مقدارB و در نتيجه مقدارC براي مناطق با خطر نسبي زياد کمتر از مناطق با خطر نسبي کم ميشود آيا اين مطلب قابل قبول ميباشد؟ ب) روابط ارائه شده در بند 2-3-4 براي مقدار B : فقط براي ساختمانهاي يک طبقه بادبندي مورد قرار ميگيرد. در صورتيکه بايد کلي تر باشد. براي مثال: ساختمان يک طبقه بادبندي به ارتفاع 5/3 متر پاسخ الف) موضوع اشاره شده فقط در زمینهای نوع IV صادق میباشد که به دلیل رفتار خاصی که این نوع زمینها در برابر زلزلههای شدید از خود نشان میدهند، مقدار B در محدوده خاصی از زمانهای تناوب برای مناطق با خطر نسبی زیاد و خیلی زیاد، کمتر از مقدار مربوط برای مناطق با خطر نسبی کم و متوسط میباشد. شایان ذکر است که در هر صورت با توجه به بالاتر بودن ضریب A برای مناطق با خطر نسبی زیاد و خیلی زیاد، مقدار ضریب C برای این مناطق کمتر از مناطق با خطر نسبی کم و متوسط نخواهد بود. ب ) روابط ارائه شده برای ضریب B در بند 2-3-4 شکل طیف طرح استاندارد، آییننامه را مشخص مینماید. طیف مذکور علاوه بر آنکه در تحلیل و طراحی سازهها به روش استاتیکی معادل کاربرد دارد در تحلیل دینامیکی سازهها نیز مورد نیاز است. قسمتی از منحنی طیف که در فاصله زمان تناوبهای 0 تا 1/0 یا 15/0 ثانیه قرار میگیرد در نتایج تحلیلهای دینامیکی که، در آن اثرات مودهای بالاتر سازهای در نظر گرفته میشود، مؤثر است. سئوال 68-در طراحي سازههايي که بار جانبي توسط قاب خمشي تحمل ميشودو براي رعايت رديف ب بند 2-1-4 آييننامه استاندارد 2800 (ويرايش سوّم)، آيا بايد تمام ستونها صددرصد نيروي زلزله در هر امتداد با 30 درصد نيروي زلزله امتداد ديگر ترکيب شود، يا اين رديف مخصوص ستونهاي سازههايي است که سيستم مقاوم بار جانبي آنها ديوار برشي و بادبند ميباشد. پاسخ از متن ویرایش سوّم استاندارد 2800 چنین برمیآید که رعایت بند 2-1-4-ب برای تمامی ستونها به جز مورد مذکور در تبصره 1 این بند ضروری است. سئوال 69-نظر به اينکه اخيراً ويرايش سوم آييننامه طراحي ساختمانها در برابر زلزله براي اجراء ابلاغ گرديده است و از سوي ديگر در سال 1381 دستورالعمل بهسازي لرزهاي ساختمانهاي موجود از سوي سازمان مديريت و برنامهريزي براي مقاوم سازي بناها ابلاغ شده بود، در صورتيکه ساختمان جديد استانداردي طبق آييننامه 2800 (ويرايش سوّم) به صورت ويژه طراحي و اجرا شود، آيا انتظارات دستورالعمل بهسازي لرزهاي با سطح عملکرد دوّم (قابليت استفاده بيوقفه) و هدف ويژه را تأمين خواهد نمود يا خير؟ پاسخ طراحی ساختمانها با استفاده از آییننامه طراحی ساختمانها در برابر زلزله «استاندارد 2800»، برمبنای روش طراحی براساس نیرو تهیه و تدوین شده است. بنابراین با توجه به فلسفه طراحی در این روش، سطوح عملکردی مختلف نظیر «سطح عملکرد استفاده بیوقفه» مطرح و مدنظر نمیباشد. حال آنکه از این تحلیل، آسیبپذیری و بهسازی ساختمانهای موجود در «دستورالعمل بهسازی لرزهای ساختمانهای موجود» برمبنای روش طراحی براساس عملکرد استوار بوده و کنترلهای لازم برای هر یک از اعضاء بر همین اساس اعمال میشود. در ویرایش سوم استاندارد 2800 با بهکارگیری ضرایب اهمّیت ساختمان، همانطور که در اهداف این ویرایش به آن اشاره شده است انتظار میرود با رعایت ضوابط آییننامه مذکور، ساختمانها با توجه به نوع اهمّیت آنها رفتار مناسبی را در برابر زلزله از خود نشان دهند. بنابراین در حالت کلی مقایسه این دو مقوله از جهت مبنای فلسفه هریک از آنها، از نظر منطقی صحیح نمیباشد. سئوال 70نظر به اينکه در Manual برنامه ETABS (VER 3.4.9 ) در بخش Concrete frame Design (ACI – 318-89 ) و زير بخش column Design صفحه 6 از 15 صراحتا براي آناليز P -? تأکيد کرده تا فقط اعداد1.4 براي بارمرده و 1.7 براي بار زنده در نظر گرفته شود، امّا کنترل مضاعف شهرداريها اجباري نمايد تا بدون هيچگونه دليل و مدرکي ضريب 1.4(0.4R ) و 1.7(0.7R ) به کار برده شود، بهطور مثال براي ضريب رفتار R=8 به ترتيب اعداد 4.48 و 5.44 استفاده شود. يعني در بخش و در بخش Load case -> براي Dead ->در Scale Factor اعداد فوق (4.48 و 5.44) قرار داده شود. از آنجاييکه در ساختمانهاي بتن آرمه ضريبتا حد قابل توجهي در مصرف ميلگرد و ابعاد ساختمانهاي بتني و در مقياس کلان در سطح کشور باعث ميلياردهاي تومان افزايش هزينه غير ضروري خواهد شد، کاربرد اين ضرايب به چه صورت ميباشد. پاسخ اثر P-D فقط باید در افزایش تغییر مکانها و برش ساختمان ناشی تغییر هندسه اولیه ساختمان لحاظ شود. از روابط شماره (5) و (10) پیوست 5 استاندارد 2800 میتوان نتیجه گرفت که حداکثر افزایش قابل قبول در برش جانبی ساختمان پس اثر پدیدة D معادل 33٪ میباشد. اثر پدیده P-D در تحلیل سازه از طریق ضرب کردن ضرایب بارهای مرده و زنده در ترکیبات بارگذاری ساختمان در ضریب R 4/0 در استاندارد 2800 اعلام نشده و اصولاً نمیتواند نتایج درستی در تحلیل سازه داشته باشد توصیه میشود ضمن پرهیز از روش فوق از مندرجات استاندارد 2800 پیروی شود. سئوال 71-ـالف) آيا عدم نياز به رعايت فاصله درز انقطاع در مورد ساختمانهاي مشابه و ... و موضوع بند 2-7-10-2 دستورالعمل بهسازي لرزهاي ساختمانهاي را ميتوان تبصرهاي براي موضوع بند 1-6-3 استاندارد 2800 منظور نمود. در اينصورت در ساختمانهاي دوقلو و مشابه نيازي به رعايت درز انقطاع نميباشد و فقط درز انبساط اجرا خواهد شد؟ ب) استفاده از فرمول پريود ساختمانها آيا مساوي قرار دادن ضريب05/0 براي سيستم مقاوم جانبي EBF با توجه به اينکه پريود آن نزديک به سيستم قاب خمشي ميباشد (دستورالعمل بهسازي براي سيستم مهاربند خارج از مرکز (فرمول (3-5)) از روابط مشابه قاب خمشي 07/0 استفاده شده است) صحيح ميباشد؟ با توجه به اختلاف زيادي که مابين ضريب 05/0 و 07/0 ميباشد همچنين در سيستم مختلط در صورتيکه بادبندها فقط %25 نيروي جانبي را تحمل کنند و تأثير چشمگيري در سختي و پريود ساختمان نداشته باشند. ج) موضوع بند 2-7 براي تعيين مشخصات سازه در زير تراز پايه و مقايسه سختي طبقات بالا و پايينتر از پايه، آيا سختي ديوارهاي بتني حائل که موجب تغيي موقعيت تراز پايه شدهاند، نيز قابل محاسبه ميباشد و يا فقط سختي اعضاء بدون در نظر گرفتن ديوارهاي حائل بتني منظور ميشود؟ (معمولاً در فايل محاسباتي اعضاء زير تراز پايه ضعيفتر از اعضاء روي تراز پايه محاسبه ميشوند). پاسخ الف) رعایت درز انقطاع برای ساختمانهای در حال طراحی براساس استاندارد 2800 لازم است و نمیتوان استثنایی برای آنها قائل شد. ب ) با توجه به اینکه استاندارد 2800 در تبصره بند 2-3-6 اجازه میدهد که زمان تناوب تحلیلی تا 25/1 برابر زمان تناوب تجربی افزایش داده شود، بنابراین برای سیستم های مهاربندی نسبتاً نرم مانند مهاربندهای واگرا، ضریب 05/0 در صورت انجام تحلیل تا مقدار 0625/0 قابل افزایش است. ج ) در بند 2-7 استاندارد 2800 منظور این است که خصوصیات قاب ساختمانی در طبقات زیر تراز پایه باید همانند طبقة بالای تراز پایه باشد، استفاده از کلمات سختی و مقاومت برای تفهیم بهتر مطلب بوده است سئوال 72-با عنايت به افزايش کاربرد روزافزون از پانلهاي ساندويچي در ساختمانهاي بلند به عنوان ديوارهاي پرکننده در قابهاي سازهاي، اين سئوال براي مهندسين مطرح گشته است که اين نوع ديوارها داراي چه ميزان سختي هستند و آيا طبق استاندارد 2800 اين ديوارها را ميتوان به عنوان ميانقاب منظور کرد يا خير؟ پاسخ در صورت تماس اضلاع دیوارهای پانل ساندویچی با قاب سازهای، لازم است که موضوع اندر کنش قاب و دیوار مورد توجه قرار گیرد. از میان انواع دیوارهای ساندویچی، دیوارهای موسوم به Dry wall متشکل از تیغههای گچی از کمترین سختی برخوردارند. از طرف دیگر تیغههای بتنپاشی شده موسوم به 3D دارای سختی زیاد و قابل توجه هستند. در مجموع از نظر تعیین زمان تناوب ساختمان لازم است که تأثیر این تیغهها در مدل ساختمان لحاظ شود. سئوال 73ـبا توجه به تغييرات استاندارد 2800 در ويرايشهاي مختلف از نظر ضريب اهميت و عدم ارائه معيار و ضابطه قرارگيري کليه ساختمانها در هر گروه در آييننامه آيا ميتوان گفت که در مواردي که صراحت آييننامهاي وجود ندارد تشخيص مصاديق به عهده طراح بوده و در صورت ترديد در انطباق با گروههاي مختلف طراح بايد در جهت اطمينان عمل نمايد. پاسخ در خصوص دستهبندی ساختمانها براساس اهمّیت در استاندارد 2800 ایران به اطلاع میرساند که این دستهبندی در ویرایش دوّم و سوّم استاندارد 2800 همراه با مقدمهای برای هر گروه ارائه شده است که کار انتخاب گروه مناسب برای ساختمان مورد نظر را تسهیل میکند. با این حال پیشنهاد میشود در موارد پیچیده در صورت عدم حصول توافق بین طراح و کارفرما در خصوص میزان اهمّیت ساختمان از کمیته دائمی بازنگری استاندارد 2800 استعلام شود. سئوال 74 ـ الف) مطابق بند 2-5-4 در تعيين برش پايه به منظور محاسبة تغييرمکانهاي جانبي ناشي از زلزله، آيا قسمت 2، بند 2-3-6 ، همچنان بايد اعمال گردد. به عبارت ديگر در تعيين و کنترل تغيير مکانهاي جانبي ناشي از زلزله (با توجه به در در نظر گرفتن تغيير مکانهاي غير ارتجاعي نهايي بر اساس آييننامة) آيا بايد اثرات 20 درصد کاهش پريود ناشي از جداگرهاي ميانقابي اعمال گردد. همچنين در بند 2-5-4 زمانهاي تناوب اشاره شده در قابهاي خمشي اثراث کاهش پريود ناشي از ميانقاب بايد اعمال گردد يا نه؟ (در پريود تجربي و پريود تحليلي)(لازم به ذکر است در مدل تحليلي اثرات سختي ميانقابها در هيچ جاي مدل ديده نشده است). ب) در بند 2-5-4 زمانهاي تناوب اشاره شده زمان تناوب تجربي است يا تحليلي؟ به عبارت ديگر آيا ميتوان براساس تبصره همين بند، زمان تناوب براي محاسبه برش پايه به منظور کنترل تغيير مکان را براساس روش تحليلي بدون محدوديت به کاربرد، ليکن براي تعيين مقادير مجاز آييننامهاي پريود تجربي ملاک باشد؟ پاسخ الف- در صورت استفاده از روش تحلیلی برای محاسبه پریود اصلی نوسان ساختمان لازم است که دیوارها و تیغههای جداگر با توجه به خصوصیات هندسی و مکانیکی آنها و نیز با توجه به نوع اتصال آنها به قاب پیرامونی، در مدل تحلیلی لحاظ شوند.ب- در صورت استفاده از روش تحلیلی برای محاسبه پریود نوسان اصلی ساختمان مطابق توضیحات بند 1، در هنگام کاربرد بند 2-5-4 استاندارد 2800، نیازی به محدود کردن زمان تناوب تحلیلی به 25/1 برابر زمان تناوب تجربی نمیباشد. ج- استفاده از بندهای 2-3-6 و 2-5-4 استاندارد 2800 باید به نحو هماهنگ صورت گیرد یعنی در صورت کاربرد روابط تجربی برای محاسبه پریود نوسان در بند 2-3-6، در بند 2-5-4 نیز از روابط تجربی پیروی شود. به همین نحو در صورت استفاده از روش تحلیلی بند 2-3-6، در بند 2-5-4 نیز از نتایج روش تحلیلی استفاده میشود. سئوال 75ـ الف) در ويرايش سوّم آييننامه، ساختمان پايانهاي مسافري در دسته اهمّيت زياد قرار گرفته و بهصورت واضح به آن اشاره گرديده است. ب) پايانههاي مهّم، مانند پايانههايي که حالت محوري داشته و در شهرهاي بزرگ ساخته ميشوند، با توجه به امکانات آنها از يک سو و از سوي ديگر، امکان استفاده بالقوه از آنها در امداد و نجات ميتوانند پس از وقوع زلزله داراي اهّميت خاص باشند و لذا در دسته با اهمّيت خيلي زياد قرار گيرند. پاسخ مراتب ذکر شده در بندهای 1 و 2 سئوال مربوطه، در خصوص اهمّیت پایانههای مسافری در استاندارد 2800 مورد تأیید مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن میباشد. سئوال 76ـ الف) مطابق جدول 3 صفحه 18 استاندارد 2800 براي زمين نوع IV مقدار S براي مناطق با خطر نسبي کم و متوسط 25/2 و براي مناطق با خطر نسبي زياد و خيلي زياد 75/1 قيد شده و با توجه به تاثير مستقيم مقدار S در ضريب B و تأثير مستقيم اين ضريب در مقدار نيروي زلزله انتظار ميرود با شرايط يکسان از لحاظ نوع زمين مقدار زلزله در مناطق با خطر نسبي زياد و خيلي زياد بيشتر از مناطق با خطر نسبي کم و متوسط باشد ولي با توجه به توضيح فوق و مطابق جدول 3، نتيجه برعکس خواهد بود. ب) مطابق رديف ج از بند 2-3-12 براي بالکنها و پيشآمدگيهايي که بهصورت طره ساخته ميشوند بايد تأثير نيروي قائم ناشي از زلزله در نظر گرفته شود. سئوالاتي که در اين خصوص مطرح هستند عبارتند از: 1- در محاسبه Wp بارمرده و کل سربار مربوط به کل ساختمان محاسبه ميشوند يا فقط قسمت طره؟ 2- محل اعمال نيروي Fv در مرکز ثقل کل ساختمان است يا در انتهاي طره يا در مرکز ثقل طره؟ پاسخ الف) برای مقایسه برش پایه ساختمان مستقر بر انواع زمینهای گوناگون مندرج در استاندارد 2800، باید حاصل ضرب پارامترهای A,B محاسبه شودو در اینصورت دیده میشود که روند عمومی مورد نظر در استاندارد 2800 وجود دارد و تضادی مشاهده نمیشود. ب) در محاسبه بار برای طرههای لازم است که بار مرده و سربار مستقر بر طره در نظر گرفته شود. محل اعمال نیروی را میتوان بهطور محافظهکارانه روی لبة آزاد طره در نظر گرفت. در صورت امکان انجام تحلیل دینامیکی در امتداد قائم، نتایج حاصل از این تحلیل دقیقتر خواهد بود. سئوال 77 ـ در خصوص بند 2-1-2 آيا سولهها هم شامل اين بند ميشوند، با توجه به اينکه تمام مهاربندهاي آن ميلگرد ميباشند. پاسخ در بند 2-1-2 استاندارد 2800 قید شده است که ضوابط مقاومت در برابر زلزله باید در طراحی تمامی عناصر باربر سازه در نظر گرفته شود. بنابراین برای سولهها نیز لازم است که مهاربندها در برابر نیروی ناشی از زلزله، به ویژه نیروی فشاری ایجاد شده در مهار بند، طراحی شوند. سئوال 78 ـ الف) تغيير نوع زمين از گروه III به IV براي مناطق با خطر نسبي کم و متوسط افزايش نيروي زلزله معادل را در پي دارد ولي همين تغيير نوع زمين از گروه III به IV براي مناطق با خطر نسبي زياد و خيلي زياد هيچگونه تغييري در نيروي زلزله ايجاد نخواهد بود. به بيان ديگر اگر در مناطق با خطر زلزله کم و متوسط مثل اصفهان يک ساختمان را از روي زمين گروه III به زمين گروه IV منتقل کنيم. قريب 30? افزايش نيروي زلزله خواهيم داشت. ولي اگر همين تغيير محل از خاک گروه IIIبه IV را در تهران داشته باشيم براي همان ساختمان هيچگونه افزايش نيروي زلزله نخواهيم داشت. علت چيست؟ ب) مطابق بند 2-3-12-3 آييننامه در خصوص بارگذاري زلزله در ساختمانهاي داراي بالکن بايد نيروي قائم زلزله همراه با نيرويهاي افقي زلزله در ترکيبات زير به کاربرده شود. 1- صدرصد نيروي زلزله در هر امتداد افقي با 30? نيروي زلزله در امتداد عمود برآن و ?30 نيروي زلزله در امتداد قائم. از طرفي براي ساختمانهاي نامنظم در پلان براي منظور نمودن بيشترين اثر زلزله ميتوان ?100 نيروي زلزله در هر امتداد را با?30 نيروي زلزله در امتداد عمود بر آن ترکيب کرد. مشاهده ميشود که با اين ترکيب بارگذاري زلزله براي ساختمان منظم با کنسول، سنگينتر از بارگذاري ساختمان با پلان نامنظم است بلکه تبصره 1 بند 2-1-4 اجازه ميدهد. چنانچه بار محوري ناشي از اثر زلزله در ستون در هر يک از دو امتداد مورد نظر کمتر از ?20 بار محوري مجاز ستون باشد. به کارگيري ترکيب فوق در آن ستون ضرورتي ندارد. ولي در خصوص ساختمانهاي با بالکن، اين تبصره هم وجود ندارد. پاسخ الف) زمینهای نوع IV چنانچه در معرض حرکات شدید زمین در مناطق با خطر نسبی زیاد و خیلی زیاد قرار گیرند، تغییر شکلهای غیرارتجاعی در آنها بروز مینماید و این امر باعث جلوگیری از تشدید بیشتر شتابها در سطح زمین خواهد شد و لذا نیروی زلزله در نظر گرفته شده برای طراحی ساختمانها در این شرایط به تناسب زمینهای نوع III و یا زمینهای نوع IV برای مناطق با خطر نسبی کم یا متوسط افزایش نمییابد. ب) اثر ترکیب پیشنهادی آییننامه برای طراحی بالکنها، در طراحی این اجزاء قابل ملاحظه است و با وجود حضور هر سه مؤلفه حرکت زمین در هنگام وقوع زلزله، ترکیب 100٪، 30٪، 30٪، یک ترکیب واقعبینانه با در نظر گرفتن عدم احتمال بروز همزمان ماکزیمم پاسخها در یک زمان میباشد. برای طراحی ساختمانهای نامنظم در پلان ولی فاقد بالکن، گرچه در نظر گرفتن 30٪ نیروی زلزله در امتداد قائم میتوانست واقعبینانهتر باشد لیکن با توجه به آنکه در این حالت محاسبه مقادیر نیروی ناشی از مؤلفه قائم مستلزم استفاده از فرمولهای متفاوتی است، در حال حاضر آییننامه، در نظر گرفتن این نیرو را اجباری ندانسته است. سئوال 79ـ نظر به اينکه اين شهرداري در نظر دارد نسبت به طراحي پل شهري اقدام نمايد، خواهشمند است دستور فرماييد در مورد مقدار ضريب بازتاب (B ) مورد استفاده زلزله پل اين حوزه را راهنمايي فرمايند پاسخ محدوده کاربرد استاندارد 2800، طراحی پلهای شهری را شامل نمیشود و لازم است برای طراحی پلها در برابر زلزله به سایر آییننامهها و دستورالعملهای معتبر رجوع شود. سئوال 80 ـبراي انجام مطالعه و طراحي پروژه کارخانه سيمان باقران واقع در کيلومتر 33 جاده اسديه به بازارچه مرزي و مختصات جغرافيايي طول '17°60 و عرض '50°32 ، از آنجايي که منطقه بر روي نقشه پيوست آييننامه 2800 (ويرايش سوم) بصورت واضح مشخص نميباشد لذا خواهشمند است شتاب مبناي منطقه مذکور را جهت اعمال در محاسبات زلزله سازههاي مربوطه اعلام فرماييد. پاسخ ـ مشخصات جغرافیایی ذکر شده در نامه مذکور 60 درجه و 17 دقیقه شمالی ـ 32 درجه و 50 دقیقه شرقی در شمال سربیشه (با خطر نسبی زلزله زیاد) و جنوب شاهرخت (با خطر نسبی زلزله بسیار زیاد) قرار گرفته است. بنابراین چنانچه فاصله مستتقیم این نقطه تا سربیشه کمتر از 50 کیلومتر باشد میتوان این نقطه را با خطر نسبی زیاد (شتاب مبنای سه دهم) در نظر گرفت و چنانچه فاصله مستقیم آن بیش از 50 کیلومتر باشد باید این نقطه را با خطر نسبی بسیار زیاد (شتاب مبنای سی و پنج صدم) در نظر گرفت. سئوال 81 در نظر است نسبت به طراحي فونداسيون منبع اقدام گردد، مستدعي است در خصوص تعيين ضريب اهميت منبع مذکور براساس آييننامه 2800 و بشرح ذيل بررسي و نظريه اعلام فرماييد. 1- ظرفيت منبع آب: 200 متر مکعبي 2- وزن منبع خالي: 40 تن 3- وزن منبع با آب: 240 تن پاسخ ـ سازه اشاره شده در نامه مذکور به عنوان یک تأسیسات آبرسانی در دسته ساختمانهای با اهمّیت خیلی زیاد قرار میگیرد. سئوال 82 ـ ساختمانهايي وجود دارد که قبلاً براساس ويرايش دوم محاسبه شده و پيشبيني سقفهاي اضافه در محاسبات و نقشههاي اجرايي آن منظور شده است و تنها به دليل مشکلات مالي، مالک قادر به دريافت پروانه ساختمان به طور کامل نگرديده است. در اين ساختمانها رعايت ويرايش سوم مستلزم تجديد محاسبات و مقاومسازي در طبقات زيرين که بعضي از آنها در حال بهرهبرداري است ميباشد که در اغلب اوقات عملي نخواهد بود و در عين حال عدم رعايت آن بر طبق ابلاغيه فوق باعث ايجاد مجوز قانوني و حقوقي در مراجع کنترل گرديده است، لذا پيشنهاد مينمايد منبعد در ابلاغ آييننامههاي مشابه فوق يک دوره زماني آزمايشي براي تشکيل کارگاههاي آموزشي، رفع ابهامات، نظرخواهي و منظور نمودن بازخوردها قبل از ابلاغ آن منظور گردد و در اين مورد آيا امکانپذير است ساختمانهايي که قبلاً براساس ويرايش دوم محاسبه شده و قسمت اعظم آن اجرا گرديده است براساس همان ويرايش تکميل گردد. پاسخ نظر به اینکه کنترل مدارک محاسبات و طراحی ساختمان در مرحله صدور پروانه ساخت انجام میشود. بنابراین ساختمانهاییکه محاسبات و طراحی آنها قبل از لازمالاجرا شدن ویرایش سوّم استاندارد 2800 ایران صورت گرفته است. در صورتی که به اثبات برسد ساخت سازه ساختمان، قبل از تاریخ ابلاغ تصویبنامه هیأت وزیران دال بر لازم الاجرا شدن ویرایش سوّم استاندارد (2800) پایان یافته باشد، به لحاظ مقرراتی نیازی به کنترل سازه براساس ویرایش سوّم نمیباشد. لیکن به لحاظ فنی چنانچه ساختمان مورد بحث از نظر کاربردی دارای اهمّیت است، توصیه میشود در این مرحله که هنوز عملیات ساختمانی به پایان نرسیده است، کنترل ساختمان براساس ویرایش جدید آییننامه انجام شود و در صورت لزوم با اندکی اصلاحات در سازه، از عملکرد مناسبتر آن، در برابر زلزله، اطمینان حاصل گردد. شایان یادآوری است پیشنویس ویرایش سوّم استاندارد 2800 ایران در دو مرحله، یکی از خرداد تا اسفند ماه سال 1383 و مرحله بعدی از فروردین تا اول خرداد ماه سال 1384 توسط مجامع علمی و مهندسی و صاحبنظران و متخصصان در ارتباط با مهندسی زلزله و زلزلهشناسی به نظر خواهی گذاشته شده است. نسخه نهایی ویرایش سوّم پس از اعمال پیشنهادهای اصلاحی تدوین گردیده است. همچنین دورههای آموزشی تشریح ویرایش سوّم نیز از اواخر سال 1384 در مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن و در سایر استانها برگزار شده است.
+ نوشته شده در ساعت توسط سیدفرشیدغزنینی هاشمی
|
سیدفرشید غزنینی هاشمی