طراحی منظر شهری و فرهنگ بومی :

بايد توجه داشت كه نما ها و مناظری كه ما آن را طراحی مي كنيم بايد براي اغلب مردم در فرهنگ خودمان قابل درك باشد ؛ زيرا مردم اغلب به برداشت خود ناشی از فرهنگ جامعه خود اكتفا كرده و گاه هدف و مقصود طرح را نمي توانند درك كنند و در نتيجه نحوه برخورد و استفاده مردم از امكانات طرح ممكن است مناسب نباشد.

نقش های تغيير يافته :

از ابتدای تمدن ايران نقش ميدان ها به عنوان مركز تجمع و ارتباط جمعی و فرهنگی و راسته بازار در نحوه برخورد و زندگی مردم ايران نقش تعيين كننده ای داشته ، به گونه ای كه ميدان محل ارتباط حكومت با مردم و حتی اجرای احكام و راسته بازار به عنوان مركز اقتصادی متمركز شهر بوده ولی با ورود خودروهای شخصی به شهر و همه گير شدن آن تمام اين نقش ها تحت تاثير آن تغيير قرار گرفته و ما اكنون شاهد تغيير عملكرد ميدان به فلكه و راسته بازار به مغازه های گاه پراكنده از نظر خدمات در دو طرف خيابان هستيم كه تنها باعث ترافيك شده و مي تواند فروش اجناس را تا حدودی پوشش دهد و ديگر نقش متمركز كنندگی جمعيت و ايجاد حس امنيت و برخورد اجتماعی مردم را كاهش داده است ؛ در اين راستا فروشگاههای بزرگ و زنجيره ای و پاساژ های بزرگ برای جبران آن كافی نبوده و شهرسازان بايد جهت جبران آن در طرح محلات پيش بينی مراكز تجاری - فرهنگی را مورد توجه قرار دهند ؛ اما با وجود خودروهاي شخصي نقش ميدان قابل جايگذيني كامل نيست مگر اينكه آنها را بدون دسترسی سواره و با مراكز فروش و ادارات و سينما ها محاط نمود و برای حظور مردم و ايجاد زمينه معاشرت اجتماعی آنان پيش بينی فضای سبز و نشستن ( فضاي آرام ) الزامی است.

 نيازهای ايجاد حس امنيت و آرامش شهری :

ايمنی و امنيت به احساس كنترل در سطوح محرميت شخص و رفتار ديگران نسبت به شخص مربوط است زيرا نظارت ناخوداگاه همسايگان و در كل ديگران بر زندگی و رفتار يگديگر از اصلی ترين شاخص های كنترلی و حفظ امنيت شهری و اجتماعی است ؛ براي تامين اين موضوع نياز به درجه خاصی از محرميت ( نه كمتر و نه بيشتر ) احساس می شود ؛ اگر در طراحی گذشته شهر های دنيا و مخصوصا ايران بنگريم ، متوجه قسمت بندی (محله ها) و يا ايجاد قلعه ها و مسير هاي بن بست زيادی می شويم ؛ اين مطلب از اين نظر اهميت داشت و دارد كه تنها افراد معدود ساكن در آنجا در آن نقطه و محل رفت و آمد كرده و به همين خاطر آشنايی كاملي از يكديگر داشته و در نهايت هر يك نگهبان نا خواسته رفتار ديگری بوده و ورود افراد ناآشنا و غريبه بسيار محدود می شد .

بعضی شهرداران می گويند كه ديگر اين امر امكان پذير نيست اما غافل از اينكه در كشورهای پيشرفته زمزمه ها و ساخت محله با دسترسی محدود و يا حتی دروازه دار كم كم به يك امر عادی براي كم كردن جرائم تبديل شده است ، اما ما كه اغلب نقاط شهر هايمان بدين صورت است می خواهيم آن را از دست بدهيم ، باز خدا پدر انبوه سازانی را كه مجتمع های دارای نگهبانی می سازند بيامرزد ، هر چند توجهی به زيبايی شهر و ساير نياز ها ندارند !