سوال وجواب در آیین نامه 2800
منبع کلیه پرسشها و پاسخ ها برگرفته از وب سایت مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن میباشد
سئوال 1–در بند 3-2-3 حداقل نسبت ضخامت به ارتفاع ديوارهاي سازهاي 10/1و براي ديوارهاي غيرسازهاي مهارنشده 12/1 تعيين شده است . در صورتيكه اين بند از آئيننامه مبناي طراحي ديوارهاي سازهاي و غير سازهاي در ساختمانهاي بنائي غيرمسلح قرار گيرد ، عملاً كاربرد ديوارهاي 22سانتيمتري را در اين ساختمانها با مشكل مواجه مي نمايد . با توجه به اينكه بيشتر واحدهاي مناطق روستايي با استفاده از ديوارهاي باربر و بر اساس ضوابط فصل سوم آئين نامه 2800 طراحي و احداث ميشوند ، افزايش ضخامت ديوارهاي سازهاي از 22سانتيمتر به35 سانتيمتر دو اثر مهم در اجراي اين واحدها دارد : 1 ) افزايش مصالح مصرفي 2 ) كاهش زير بنا آيا مي توان اين بند آئيننامه را براي دو مقدار 18/1 براي ديوارهاي سازه اي و20/1 براي ديوارهاي غيرسازهاي مهار نشده تغيير داد ؟
پاسخ
بخش اول بند 3-2-3 در مورد ديوارهاي باربر بايد رعايت شود و براي ديوارهاي غيرباربر در صورتيكه مهاربندي شوند ميتواند از مقدار مندرج در بند فوق كمتر درنظرگرفته شود .
سئوال2–با توجه به كاربرد وسيع ضوابط فصل سوم آئيننامه 2800 در طراحي و اجراي ساختمانهاي يك و دو طبقه، به ويژه ساختمانهاي روستايي و به لحاظ اينكه در اينگونه ساختمانها محدوديت عرض زمين كمتر از 6 متر مانع از تأمين حداقل ديوار نسبي سازهاي و طراحي معماري مناسب ميباشد ، آيا ميتوان از تركيب سيستمهاي طراحي شده، با كلاف و ديوار باربر سيستمهاي سازهاي مندرج در فصل دوم آئيننامه استفاده كرد؟
پاسخ
چنانچه ساختمان بر اساس توصيههاي فصل سوم در نظر باشد بايد كليه ضوابط مندرج در فصل سوم به طور كامل رعايت گردد و اگر كلاف مورد نظر منطبق بر فصل سوم نباشد و به طور كامل تحليل و طراحي شده باشند ، كل طراحي منطبق بر فصل دوم خواهد بود .
سئوال 3–در مورد سازهها و ساختمانهايي كه بر اساس ضوابط آئيننامه 2800 و وضعيت خاص سازه نياز به انجام تحليل ديناميكي طيف ( Response Spectrum ) باشد ، در صورت استفاده از طيف طرح ويژه ساختگاه ( با رعايت شرايط و محدوديتهاي آئين نامه براي طيف مزبور ) لازم است كه مقدار برش پايه حاصل از اين تحليل با برش پايه منتجه از روش معادل استاتيكي مقايسه گردد . در اين حالت به دليل استفاده از نتايج مطالعات خاص ساختگاه آيا مقدار شتاب طرح ( معادل سطح زلزله طرح ) كه در روش طيفي استفاده شده است (مقدارA در رابطه Sa = ABI/R ) بايستي همان مقداري اختيار گردد كه در تعيين برش پايه روش معادل استاتيكي استفاده ميگردد . ( مقدار A در رابطهC = ABI/R ) ؟
پاسخ
ضرورت مقايسه برش پايه حاصل از تحليل طيفي با استفاده از طيف طرح ساختگاه و برش پايه حاصل از رابطه 2-1 بخش 2-4-1آئيننامه قطعي است. در كاربرد رابطه 2-1 ، بايد از اعداد شتاب مبناي طرح مطابق جدول بند 2-4-2 ، و نقشه پيوست 1 آئين نامه استفاده شود .
سئوال 4 –با توجه به كاربرد وسيع سيستم كلاف بتني در طراحي و اجراي ساختمانهاي يك و دو طبقه به ويژه ساختمانهاي روستايي در فصل سوم آئيننامه طراحي ساختمانها در مقابل زلزله ( آئيننامه 2800 ) در خصوص عيار سيمان بتن مصرفي و حداقل مقاومت فشاري 28 روزه ( fc ) مورد نياز بتن چه الگويي ملاك عمل مي باشد :
پاسخ
در شرايط كنوني توصيه مي شود حداقل مقاومت فشاري از مقدار ذكر شده در بند 20-2-3-1 ويرايش دوم آئين نامه بتن ايران ( آبا ) كمتر در نظر گرفته نشود .
سئوال 5- با نظر به اينكه در كنترل تغيير مكان نسبي و تغيير مكان كلي به ضرائب بار اشاره نشده است . ضرايب بار مورد نظر آئين نامه براي كنترل اين موضوع چه ضرايبي مي باشد؟
پاسخ
براي كنترل تغيير مكانهاي سازه ضرايب بار مساوي واحد هستند .
سئوال 6 –پيوست شماره 2 آئيننامه محدوديتهاي زيادي براي طراحي سازههاي فولادي معمولي ايجاد نموده (خصوصاً بند5-1) لذا استفاده از اسكلتهاي فولادي را عملاً محدود نموده است و المانهاي ستون و بادبند فشاري بسيار سنگين طراحي مي شوند . با توجه به كاهش ضريب رفتارR براي اين نوع ساختمانها نسبت به ويرايش اول پيشنهاد ميگردد ضرايب اين پيوست تعديل گردد.
پاسخ
محدوديتهاي ذكر شده در پيوست 2 آئين نامه بر اساس بررسي عملكرد سازه هاي فولادي در زلزله هاي مخرب اخير تعيين گرديده است . در اين راستا ارسال تجربيات مشاور ( طراحي ها و مثالهاي عددي حل شده ) براي كميته دائمي بازنگري استاندارد 2800 مزيد امتنان است .
سئوال 7 –پيشنهاد مي گردد الگوريتمهايي جهت تعيين نيروهاي زلزله بر حسب انواع ساختمانها درچهارچوب ضوابط استاندارد 2800 تهيه و به پيوست آئين نامه دراختيار كاربران قرارگيرد
.پاسخ
با توجه به تنوع انواع فرمهاي سيستمهاي سازهاي تهيه راهنما به جاي الگوريتمهاي تعيين نيروهاي زلزله ارجحيت دارد كه در اين راستا تدوين راهنماي استاندارد 2800 دردست اقدام است .
سئوال 8 – سيستم سازهاي با مشخصات زير مورد نظر ميباشد: تعداد طبقات: 4 طبقه سيستم سازه سقف: دالهاي دو طرفه به ضخامت 14 سانتيمتر سيستم مقاوم در برابر زلزله: ديوارهاي بتن مسلحدر دوجهت متعامد سيستم فونداسيون: فونداسيونهاي نواري در زير ديوارهاي بتن مسلح که از نقطه نظر طبقهبندي سيستمهاي مختلف سازهاي به سيستم فوق اصطلاحاً ((panel structure اطلاق ميگردد. توضيحاينکه در اين پروژه آرايش و انبوهي ديوارهاي باربر بتن مسلح در دو جهت متعامد بهگونهاي است که اولاً حداقل آرماتورهاي آييننامهاي در اکثر ديوارها جوابگوي طرح ميباشد ثانياً تنشهاي قائم فشاري ناشي از ترکيب بارهاي ثقلي و زلزله در تارهاي انتهايي ديوارها ناچيز (کمتر از0.2 f 'c ) ميباشد بهگونهاي که در هيچ مورد نيازي به استفاده از المانهاي مرزي (Boundary element )يا ستون در دو انتهاي ديوار نميباشد.عليالاصول در اعضاي فشاري از جمله ديوارهاي باربر بتن مسلح پايين بودن درصد آرماتورهاي قائم فشاري تا حدودي باعث افزايش پذيري(ductility )ميگردد و در واقع اين امر منجر به افزايش ضريب رفتار سازه(R )ميگردد کمااينکه در آييننامه (UBC ) اين ضريب را که در واقع يک مشخصه رفتاري و مستقل از ساير پارامترهاي تشکيلدهنده ضريب زلزله (ضريب برش پايه) زلزله ميباشد معادل R=6در نظر ميگيرد. با توجه به موارد ذکر شده و با توجه به اينکه از طرف ديگر در اين سيستم تعدد و انبوهي ديوارها در دو جهت متعامد باعث افزايش نامعيني (Redundancy ) سيستم و در نتيجه شكل پذيري ميگردد آيا مي توان در اين نوع سيستم سازهاي به جاي R = 5 كه در آئيننامه زلزله ايران براي ديوارهاي بتن مسلح معمولي در نظر گرفته شده ، ضريب رفتار معادلR=6 را در محاسبات مربوط به بارگذاري منظور كرد؟
پاسخ
سيستم سازه اي مورد نظر، در ويرايش دوم آئين نامه 2800 به عنوان سيستم ديوار باربر با ديوارهاي برشي بتن آرمه معمولي شناخته شده و داراي ضريب رفتار R=5 مي باشد . توضيحات اين سوال در مورد تعدد ديوارها و پايين بودن تنشها و … علي الاصول نمي تواند تغييري در ضريب رفتار ايجاد كند و همان R=5 بايد براي سيستم به كار رعليهذا ديدگاههاي ياد شده در تدوود ين ويرايش بعدي مورد بررسي قرار خواهد گرفت .
سئوال 9 –درخصوص بند 3-9-1-1 ( موضوع كلاف بندي قائم ) كداميك از دو مورد زير صحيح مي باشد . الف – عبارت مندرج در ذيل جدول 7 از بند 3-9-1-1 آئين نامه 2800 ايران اشاره دارد بر اينكه (در اين حالت كلافهاي قائم بايد در داخل ديوارها و گوشههاي اصلي ساختمان و ترجيحاً در نقاط تقاطع ديوارها طوري تعبيه گردند كه فاصله محور تا محور آنها از 5 متر تجاوز نكند ) بدون نياز به هيچگونه تفسيري ، تأكيد دارد كه فاصله كلافهاي قائم از 5متر بيشتر نشود . ب– و يا به عبارت مذكور بدينگونه بيان گردد كه (… ترجيحاً در نقاط تقاطع ديوارها طوري تعبيه گردند كه فاصله محور تا محور آنها از 5 متر تجاوز نكند ) و اگر فاصله از مقدار 5متر تجاوز نمود(براي مثال 5/5متر شد) مشکلي به وجود نميآورد؟
پاسخ
درخصوص بند 3-9-2-1 استاندارد 2800 قيد « ترجيحاً » در اين بند به « نقاط تقاطع ديوارها »مربوط است و به فاصله 5 متر اشاره ندارد .بنابراين حداكثر فاصله مجاز كلافها همان >5متر است و نميتوان از آن تجاوز نمود
سئوال 10 –با توجه به بند 5-1 آئيننامه 2800 (گروه بندي ساختمانها بر حسب اهميت ) اماكن ناجا شامل : 1-ستادهاي فرماندهي انتظامي استان ، شهرستان 2- حوزه ها 3- كلانتريها ، پاسگاهها 4- ادارات و مراكز راهنمايي و رانندگي 5- ادارات گذرنامه ، اماكن ، اطلاعات 6- ادارات نظام وظيفه 7- ادارات آگاهي ، انگشتنگاري و تشخيص هويت 8- مراكز پشتيباني و يگانهاي ويژه و مراكز درماني و مخابراتي 9- مراكز پليس ديپلمات و پليس بين الملل 10- پليسراهها جزو كدام گروه قرار دارند؟
پاسخ
ساختمانهاي 1- ستاد فرماندهي انتظامي 2- حوزه ها 3- كلانتريها و پاسگاهها 4- ادارات و مراكز راهنمايي و رانندگي 5- ادارات آگاهي 6-مراكز پشتيباني و يگانهاي ويژه و مراكز درماني و مخابراتي 7- پليس راهها جزو ساختمانهاي ضروري محسوب مي شوند .
سئوال 11 –با توجه به اينکه در بند 2-9 از فصل دوم ويرايش دوم آئيننامه 2800 ، تركيبات ارائه شده جهت افزايش بار طراحي ستونها ، شامل بارهاي عادي و غيرعادي ميباشد، آيا اعمال افزايش تنش به ميزان 33% مطابق مبحث دهم مقررات ملي ساختمان ، جايز مي باشد ؟
پاسخ
بر طبق بند2-9 آئيننامه ، اعضاي سازهاي موضوع اين بند بايد مقاومتي حداقل برابر با بارهاي بدست آمده از تركيبات ارائه شده ، داشته باشند ، همانطور كه در همين بند اشاره شده است منظور از مقاومت ، مقاومت نهائي مي باشد كه 7/1 برابر مقاومت مجاز اعضاء مي باشد لذا با توجه به افزايش 70% در مقاومت هايي كه بر اساس تنش مجاز عادي محاسبه شده اند ، اضافه تنشهاي مجاز ديگري به ميزان 33% جايز نميباشد .
سئوال 12-با توجه به مفاد بند 3-6-1 فصل سوم استاندارد 2800 مبني بر لزوم تأمين ديوار نسبي هر طبقه بر مبناي" مساحت زير بناي طبقه" منظور از « مساحت زير بناي طبقه » در يك ساختمان يك طبقه كداميك از موارد زير مي باشد ؟ الف –مساحت سقف با احتساب كنسولهاي اطراف ب–مساحت زير بناي طبقه محدود به مرزهاي خارجي ديوارهاي اطراف .
پاسخ
گرچه بند 3-6-1 استاندارد 2800 در خصوص « مساحت زير بناي طبقه » صراحت ندارد، ليكن توصيه مي شود در اجراي مفاد اين بند براي ساختمان يك طبقه ، مساحت زير بنا ، برابر مساحت سقف با احتساب كنسولهاي اطراف درنظر گرفته شود .
سئوال 13- مقدار ضريب رفتار R در ديوارهاي با مصالح بنائي غيرمسلح موضوع فصل سوم آئيننامه چقدر است ؟
پاسخ
طراحي ساختمانهاي با مصالح بنايي غيرمسلح ، موضوع فصل سوم آئيننامه ، بر مبناي رعايت ضوابط مندرج در اين فصل بوده و محاسبه نيروهاي ناشي از زلزله مطابق ضوابط فصل دوم ضروري نمي باشد .لذا ضريب رفتار R براي اين نوع ساختمانها در آئيننامه ارائه نشده است .
سئوال 14- آيا در يك پلان و در دو جهت ميتوان از يك سيستم دوگانه مانند موارد زير استفاده كرد؟ الف)ديوارهاي باربر غيرمسلح در يك جهت و قاب خمشي در جهت ديگر ب) ديوار باربر غير مسلح در يك جهت و بادبند هممحور در جهت ديگر ج) قاب خمشي در يك جهت و بادبند هممحور در جهت ديگر
پاسخ
الف - در صورتيكه ساختماني مشمول ضوابط فصل سوم آئيننامه نباشد ،استفاده از سيستم ديوارهاي باربر غيرمسلح در هيچ حالتي مجاز نبوده و استفاده از سيستمهاي سازهاي موجود در جدول شماره (3) آئيننامه الزامي است . ب - به پاسخ بند الف رجوع شود . ج - بر طبق بند2-4-8-ب-2 آئيننامه 2800 براي ساختمانهاي 5 طبقه و كمتر يا كوتاهتر از 50 متر ، استفاده از قاب خمشي در يك جهت و قاب ساده داراي مهاربندهاي هممحور در جهت ديگر بلامانع است .
سئوال 15- آيا در يك پلان و در يك جهت مي توان از يك سيستم دوگانه مانند الف و ب و ج سئوال (14 ) استفاده كرد ؟
پاسخ
در هر جهت ساختمان ، استفاده از سيستمهاي دوگانه مطابق رديف ( ت )جدول شماره 3 آئيننامه بلامانع است. سيستمهاي دوگانه ديگر از جمله موارد الف و ب نامه آن سازمان، در آئيننامه به رسميت شناخته نشده است
سئوال 16- با توجه به نوع تفكيك اراضي و محدوديتهاي معماري و ….. جهت تأمين مقاومت جانبي در عرض ساختمانهاي مشمول فصل سوم آئين نامه چه راهكارهايي پيشنهاد مي نمائيد؟
پاسخ
در ساختمانهاي مشمول فصل سوم آئيننامه، رعايت ضوابط اين فصل از قبيل حداقل ديوار نسبي و يا كلافبندي قائم موجب تأمين مقاومت جانبي در عرض ساختمان ميگردد. در صورتيكه محدوديتهاي معماري امكان رعايت اين ضوابط را فراهم نياورد، لازم است ساختمان با رعايت ضوابط فصل دوم و با استفاده از سيستمهاي سازهاي به رسميت شناخته شده، نظير قاب خمشي طراحي گردد.
سئوال 17 –بند 2-4-13 آئيننامه 2800 تغييرمكان نسبي طبقات در اثر زلزله را به ميزان0.03/Rبرابر ارتفاع طبقه محدود ميشود.اين تغييرمكان در سازههاي بتني مربوط به مقاطع تركخورده ميباشد يا مقاطع تركنخورده ؟ توضيح اينكه آئيننامه بتن ايران ( آبا ) در بند 10-3-4-2 آناليز بر اساس مقاطع تركنخورده را نيز مجاز ميداند .
پاسخ
برای کنترل ضوابط بند 2-4-13آئيننامه 2800 در خصوص تغيير مکان نسبی طبقات در سازههای بتن آرمه استفاده از مشخصات مقاطع ترک نخورده جايز میباشد. (براساس آئيننامههای فعلی ايران)
سئوال 18 –در آناليز سازههاي بتني در صورتيكه گزينه ∆ P - نيز فعال شود و سازه بصورت تركخورده آناليز شود آيا لازماست تغييرمكانها نيز با ضريب 0.4R تشديد شوند يا خير؟
پاسخ
بر طبق مفاد بند 2-4-14 آئيننامه در مواردي كه تغييرمكان نسبي طبقات بيش از 0/02R باشد اثرات P -∆ بايد به روش مناسب در تحليل و طراحي سازه ها لحاظ شود . در اين حالت براي تخمين تغيير مكانهاي جانبي طبقات استفاده از ضريب 0/4R براي تشديد مقاديرحاصل از تحليلها ضروري است
سئوال 19 –در آناليز سازههاي بتني در صورتيكه گزينه P - ∆نيز فعال شود و سازه به صورت تركخورده آناليز شود و تغييرمكانها با ضريب0.4.R تشديد شوند .آيا ضرايب ترك خوردگي مربوط به حالت سرويس (0.5 براي تير و 1 براي ستون ) بايستي در ضريب0.4.R تشديد شوند يا از ضريب تركخوردگي مربوط به حالت نهايي ( 0.35 براي تير و 0.7 براي ستون ) استفاده شود ؟
پاسخ
با توجه به مفاد آئيننامه هاي موجود، استفاده ازضرايب تركخوردگي مربوط به حالت نهايي توصيه مي شود .
سئوال 20 –در آئيننامه 2800 مقرر ميدارد كه در سازههاي بتني مركب از قاب و ديوار برشي هر كدام از اين دو به تنهايي توان تحمل 25 % نيروي زلزله را داشته باشند، آيا منظور از تحمل 25% بار زلزله آناليز دو سازه مستقل ( ديوار مستقل و قاب بدون ديوار ) مي باشد يا فرض ديگري مدنظر بوده است ؟
پاسخ
بر طبق مفاد 1-7-4 آئيننامه چنانچه درنظر باشد يك سيستم سازهاي ، به عنوان يك سيستم دوگانه يا تركيبي تلقي شود ، لازم است هر يك از دو مجموعه قابهاي خمشي و ديوارهاي برشي بتوانند حداقل %25 = برش پايه ساختمان را مستقلاً تحمل نمايند . شرط مذكور را مي توان با تحليل دو سيستم به صورت مستقل و اعمال نيروهاي مربوطه كنترل نمود .
سئوال 21 – براي كنترل تغييرمكان نسبي طبقات چه نيروهايي و با چه ضرايبي اعمال ميگردند ؟
پاسخ
تغييرمكان نسبي طبقات كه ميبايد بر طبق ضوابط بند2 -4-13 كنترل شوند بايد از روش تحليل استاتيكي معادل برطبق مفاد بند 2-4 و يا روشهاي تحليل ديناميكي خطي بر طبق مفاد بند 2-5 آئيننامه محاسبه شوند .
سئوال 22 –آيا اثراتP -∆در كنترل تغييرمكان نسبي طبقات ميبايستي ملحوظ گردد؟
پاسخ
درحال حاضر براي كنترل تغيير مکان نسبی طبقات بر طبق مفاد بند 2-4-13 آئين نامه، در نظر گرفتن گرفتن اثرات P -∆ ضروري نيست
سئوال 23 –منظور از تغييرمكان نسبي طبقات، تغييرمكان مركزجرم طبقه ميباشد و يا حداكثر تغييرمكان نسبي طبقه موردنظر ميباشد؟
پاسخ
براي كنترل تغييرمكان نسبي طبقات حداكثر تغيير مكاننسبي طبقه كه در دو انتهاي ستونهاي طبقه به وجود ميآيد بايد مد نظر قرارگيرد .
سئوال 24 –آئيننامه 2800 مقرر ميدارد كه در سازههاي بتني مركب از قاب و ديوار برشي هر كدام از اين دو به تنهايي تحمل 25% نيروي زلزله را داشته باشند . آيا منظور آناليز سازه دوگانه قاب و ديوار برشي تحت 100% نيروي زلزله و كنترل دو سازه مستقل تحت 25% نيروي زلزله ميباشد يا فرض ديگري موردنظر بوده است ؟
پاسخ
- مفاد بند 1-7-4 آئيننامه با آناليز ساده دوگانه تحت اثر 100٪نيروی زلزله و کنترل دو سيستم تحت 25%نيروي زلزله اقناع مي شود .
سئوال 25– حداكثر طول يك سازه بدون درنظرگرفتن ژوئن به چه ميزان مجاز ميباشد ؟
پاسخ
آئيننامه 2800 در خصوص حداكثر طول سازه فاقد درز انقطاع ضابطه خاصي ارائه نداده است و طول مذكور بايد بر اساس آئيننامههاي طراحي ديگر تعيين شوند
سئوال 26 –از آنجائيكه اغلب شهرهاي ما داراي بناهاي تاريخي و همچنين بناهاي با مصالح بنايي غيرمسلح ميباشد و به جهت اينكه هم اكنون از آنها بهرهبرداري مينماييم و ميبايستي از آنها نگهداري و در صورت نياز مرمت نماييم و شايد اين توقع هم باشد كه ما هم در اين زمان اين توليدات معماري را با تكنولوژي زمان خود مرمت و همچنين مرمت در برابر زلزله بنماييم لذا با مطالعه فصل سوم آئين نامه 2800 (ويرايش 2 ) در مورد ضوابط ساختمانهاي با مصالح بنايي غير مسلح موارد زير مورد سوال ميباشد. 1- اغلب بناهاي تاريخي داراي ارتفاع تراز روي بام نسبت به متوسط تراز زمين مجاور بيش از 8 متر مي باشدكه مادرآئين نامه محدوديت 8 متر را داريم . 2- حداكثر ارتفاع طبقه بيش از 4متر ميباشد . 3- امكان كلافبندي افقي و قائم فراهم نيست . 4-اغلب بناهاي تاريخي با ملات گچ نيمكوب و ياملات گچ و خاك و …. مي باشد ؟
پاسخ
همچنانكه در فصل اول استاندارد 2800 آمده است، هدف از اين آئين نامه تعيين حداقل ضوابط و مقررات براي طرح و اجراي ساختمانهاي جديد بتنآرمه ، فولادي و چوبي و ساختمانهاي با مصالح بنايي است . از اين رو به طور كلي اين آئين نامه فاقد ضوابط لازم براي ارزيابي مقاومت لرزهاي ساختمانهاي موجود و مقاوم سازي آنهاست . لذا براي انجام چنين اقداماتي لازم است از روشهاي مناسب و آئين نامههاي معتبر داخلي و خارجي استفاده شود . در اين زمينه اخيراً دستورالعملي براي بهسازي ساختمانهاي موجود تحت نظارت سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور تهيه شده است كه ممكن است بتواند مورد استفاده قرارگيرد. همچنين يكي از مباحث بيستگانه مقررات ملي ساختمان نيز به طراحي ساختمانهاي مصالح بنايي اختصاص يافته است
سئوال 27 –با توجه به ابهام موجود در بند 3-2-3 آئين نامه طراحي ساختمانها در برابر زلزله ، حداقل نسبت ضخامت به ارتفاع براي ديوارهاي سازه اي و غيرسازه اي مهار شده بر اساس بند 3-6 آئين نامه 2800 را چه مقدار مي توان در نظر گرفت ؟
پاسخ
در ساختمانهاي بنايي غير مسلح كليه بارهاي جانبي توسط ديوارهاي سازه اي تحمل مي شوند ضمناً ديوارهاي مذكور در اكثر موارد وظيفه تحمل بارهاي ثقلي را نيز عهدهدار مي باشند . لذا ضخامت ديوارها در تأمين پايداري آنها نقش اساسي دارد و ميبايد بر اساس ضوابط مناسب از قبيل آنچه در آئين نامه 519 ارائه شده است تعيين گردد . ليكن بر طبق بند 3-6-1 فقط آن دسته از ديوارهاي سازهایكه داراي ضخامت حداقل 20 سانتيمتر باشند در محاسبه ديوار نسبي منظور مي شوند .محدوديتهاي مربوط به ديوارهاي غير سازه اي در بند 3-7 آمده است .ليكن بر طبق بند 3-2-3، براي ديوارهاي غير سازهاي مهارنشده حداقل ضخامت دبوار بايد برابر 12/1ارتفاع آن باشد .براي ديوارهاي غيرسازهاي مهارشده آئين نامه حداقل معيني را مشخص ننموده و لذا بسته به مشخصات مصالح اين نوع ديوارها ، لازم است ضخامت كافي براي تأمين پايداري آنها در برابر شتابهاي ايجاد شده در امتداد عمود بر صفحه ديوار درنظرگرفته شود .
سئوال 28 –آيا استفاده از مقادير شتاب مبناي طراحي ارائه شده در نقشه پيوست استاندارد 2800 براي طراحي پلهاي راه با عنايت به تجديد نظري كه سال 1378 انجامگرفته و گستره ايران از لحاظ لرزه خيزي به 4 منطقه تقسيم شده است مجاز است؟
پاسخ
با توجه به آنكه آئين نامه 2800 در حال حاضر
اختصاصاً براي طراحي ساختمانها در برابر زلزله تدوين شده است و با توجه به اختلاف برخي ضرايب در آئين نامههاي مختلف ، در حال حاضر استفاده از مقادير شتاب مبناي طراحي موجود در ويرايش دوم آئين نامه مذكور براي طراحي پلها توصيه نمي شود .
سئوال 29 –براساس آئين نامه 2800 در پيوست شماره 1 صفحه 11 آيتم 14 در حرف ( ك ) شهرستان كنگان در رديف شهرهاي با خطر نسبي زياد عنوان گرديده در صورتيكه در مقررات ملي ساختمان مبحث ششم صفحه 122 آيتم 14 شهرستان كنگان با خطر نسبي متوسط طبقه بندي شده است . با توجه به اهميت موضوع در طراحي سازه هايي مانند كارخانه سيمان ساروج كنگان كداميك ملاك عمل قرار مي گيرد؟
پاسخ
شهرستان كنگان در منطقه خطر نسبي زياد قرار دارد . قرار گرفتن اين شهرستان در رديف خطر نسبي متوسط در پيوست مقررات ملي ساختمان به دليل اشتباه تايپي در برخي از چاپهاي قبلي آئين نامه 2800 است
سئوال30 –به منظور كنترل بيشتر سازه اجرا شده در بيمارستان نيمه تمام رستم آباد و لزوم رعايت آئين نامه 2800 ويرايش دوم شدت زلزله خيزي شهر رستم آباد چقدر مي باشد ؟
پاسخ
رستم آباد در منطقه با خطر نسبي خيلي زياد در نظر گرفته مي شود .
سئوال 31 - با توجه به اثر اقتصادي كه ضرائب اطمينان آئين نامه هاي محاسباتي دارند ، شهر جديد پرند از جهت پهنه بندي زلزله در كدام ناحيه قرار دارد ؟
پاسخ
شهر جديد پرند در منطقه با خطر نسبي بسيار زياد تلقي مي شود . ليكن با توجه به حجم ساخت و ساز، توصيه مي شود يك مطالعه خاص لرزه خيزي منطقه صورت گيرد و در صورتيكه نتايج اين مطالعه ، لرزه خيزي كمتري را نشان ميدهد، شهر در منطقه با خطر نسبي زياد در نظر گرفته شود
سئوال 32 –براي احداث ساختمانهاي مسكوني با سيستم سازهاي ديوارهاي بتن آرمه آن كه همزمان بار قائم و بار افقي را تحمل مي كند . و به ارتفاع هفتاد متر از روي پي مي باشد، مفاد بند 2-1-7 ارجحيت دارد يا محتويات جدول 3-4-7
پاسخ
- مفاد بند 2-1-7 آئين نامه بر محتويات جدول 3-4-7 ارجحيت دارد .لذا حداكثر ارتفاع مجاز سيستم سازه اي مورد نظر پنجاه متر مي باشد .
سئوال 33-در خصوص بند 2-1-4-ب كداميك از موارد زير مورد نظر است؟
پاسخ
در بند 2-1-4 آئين نامه تركيب مورد نظر طبق طرح شماتيك ( ج )آن مشاور مي باشد.
سئوال 34- در ساختمانهايي كه از آجر سفالي براي جداگرها ( بدون اتصال خاص ) استفاده شود آيا لازم است مقدار پريود 20% كاهش يابد ؟
پاسخ
در ساختمانهايي كه از آجر سفالي براي جداگرها ميانقابي استفاده مي شود كاهش %20 در ميزان (T ) محاسبه شده از روابط 2-4, 2-5 براساس ملاحظات و ضوابط مندرج در آئين نامه ضروري است.
سئوال 35-حداكثر طول يك ساختمان بدون اجراي درز انقطاع چه ميزان مي باشد؟
پاسخ
حداكثر طول ساختمان فاقد درز انقطاع بر اساس ملاحظات و ضوابط مندرج در آئين نامه هاي طراحي و در نظر گرفتن تركيب بارهاي مختلف از جمله بارهاي ناشي از اثرات خود كرنشي تعيين مي شود
سئوال 36- آيا جزئيات اجرايي زير مي تواند براي اجراء درز انقطاع مورد استفاده قرار گيرد تا فاصلهاي بين ساختمانهاايجادنگردد.
پاسخ
در صورتيكه مصالح مورد استفاده در ناحيه درز انقطاع، كم مقاومت بوده و در صورت وقوع زلزله به آساني خرد شود، جزئيات اجرايي پيشنهادي مي تواند قابل قبول باشد.
سئوال 37- بهدنبال برداشتهاي متفاوت در ارتباط با آناليز مرتبه دوم ∆-pو بندهاي 2-4-13و2-4-14و دستورالعمل صادره از طرف شهرداري منطقه 22 تهران، آيا براي كنترل تغيير مكان مطابق بند 2-4-13 ، مقطع ترك خورده و بدون در نظر گرفتن ميلگردها (سختي 0.35EL,0.7ELبراي تيرها وستونها) اعمال ضرائب تشديد ∆-pضروري مي باشد؟
پاسخ
درحال حاضر بر طبق مفاد آئين نامه هاي 2800 و آبا، هم استفاده از مقطع ترك خورده و هم مقاطع ترك نخورده براي كنترل تغيير مكان قابل قبول است.
سئوال 38- بهدنبال برداشتهاي متفاوت در ارتباط با آناليز مرتبه دوم ?-pو بندهاي 2-4-13و2-4-14و دستورالعمل صادره از طرف شهرداري منطقه 22 تهران، آيا براي طراحي سازه هاي بتني اعمال ضريب تشديد ?-p بصورت 1.4* 0.4R براي بار مرده و 1.7* 0.4R براي بار زنده ضروري مي باشد؟
پاسخ
براي در نظر گرفتن اثر P -∆ در طراحي سازه هاي بتني، مقادير تغيير مكان جانبي به دست آمده از تحليل استاتيكي معادل بايد در ضريب R 0/4 ضرب شوند. مقادير بارهاي مرده و زنده در ضريب ضرب نمي شوند
سئوال 39-آيا پيوست 2 آئين نامه 2800 سازههاي قاب مفصلي داراي بادبند هممحور را شامل ميشود يا مختص قاب خمشي است؟
پاسخ
پيوست 2 آئيننامه 2800 براي قابهاي فولادي با اتصال مفصلي نيز بايد رعايت شود.
سئوال 40-نظر به اينكه دفتر فني سازمان زندانها متولي ساختمانهايي است كه به نام آنها مستقيماً در بخش گروهبندي ساختمانها برحسب اهميت در استاندارد 2800 اشاره نشده است.(مانند زندان،بازداشتگاه و كانون اصلاح و تربيت و …)باتوجه به بند 1-5 استاندارد 2800 و نظر كارشناسان دفتر فني سازمان و به علت اينكه خرابي ساختمانهاي فوقالذكر «تلفات زياد» به بار ميآورد معقول است ساختمانهاي فوق جزء ساختمانهاي «بااهميت زياد» درنظر گرفته شود.حال باتوجه به نكات زير اين ساختمانها از نظر گروهبندي ساختمانها برحسب اهميت دركدام گروه قرار ميگيرند؟ الف- در ساختمانهاي فوق سرانه موجود هر فرد ساكن با كليه موارد (اداري،بهداشتي،آموزشي و…) كمتر از 7 مترمربع ميباشد درصورتيكه بطور متوسط در ساختمانهاي مسكوني حدود25الي 30 مترمربع ميباشد. يعني در يك فضاي كوچك تعداد زيادي انسان زندگي مي كنند. ب-انسانها به صورت شبانهروزي در ساختمانهاي فوق ساكن ميباشند. درصورتيكه در ساختمانهاي مدارس و يا تجاري حدود 8 الي 10 ساعت مشخص و قابل برنامهريزي براي كنترل بحران، افراد حضور دارند. ج-كارمندان سازمان جهت ارائه سرويس در مكانهاي فوق بايد24 ساعت در محل خود حضور داشته باشند. د-در بعضي موارد فرار افراد ساكن در زندانها، امكان دارد به صورت غير مستقيم باعث ايجاد خسارت و يا تلفات بعد از زلزله گردد. ه-بطور خاص كاربري«كانون اصلاح و تربيت»مانند مدارس ميباشد.
پاسخ
در مورد ساختمان زندانها باتوجه به عدم امكان خروج زندانيان از ساختمان در هنگام زلزله لازم است ايمني جاني آنها كاملاً تضمين شود.بنابراين ساختمان زندانها و كانون اصلاح و تربيت در رده ساختمان «با اهميت زياد» قرار ميگيرد.
سئوال 41-در طراحي اعضاء كششي بادبندها در بند 8-2 پيوست شماره 2آئيننامه طرح ساختمانها در برابر زلزله ضريب لاغري بشرح زير ارائه شده است: kl/r <6025/√Fy if Fy=2400 kg/cm² → kl/r≤123 درصورتيكه در بند 10-1-1-8مبحث 10(طرح و اجراي ساختمانهاي فولادي) ضريب لاغري اعضاء كششي بشرح زير ارائه شده است.L/r <300 حال باتوجه به مغايرتهاي فوقالذكر ضريب لاغري اعضاي كششي (بادبندها) چقدر ميباشد؟
RELATIVE STORY DRIFT(m) STORY DRIFT(m) HEIGHT(m) LEVEL (m) STORY
0 ----- ------ -2.35 round
0.0067 0.0067 2.75 +0.40 1
0.0146 0.0213 3.20 +3.60 2
0.0154 0.0367 3.20 +6.80 3
0.0148 0.0515 3.20 +10.00 4
0.0129 0.0644 3.20 +13.20 5
0.0102 0.0746 3.20 +16.40 6
0.0094 0.0840 3.20 +19.60 7
پاسخ
محدوديت ضريب لاغري مندرج در پيوست شماره 2 استاندارد 2800بايد در طرح ساختمانها دربرابر زلزله رعايت شود.
سئوال 42-پس از بررسي يك پروژه ساختماني 7 سقف با سيستم باربر جانبي قاب خمشي متوسط بتنآرمه واقع در اصفهان تغيير مكانهاي نسبي طبقات براي اين پروژه بشرح جدول ذيل تعيين گرديده است: مهندس كنترلكننده از طرف شهرداري اعلام نموده است باتوجه به تغييرمكانهاي طبقات 2و3و4 تغييرمكان جانبي پروژه بيشاز حد مجاز آئيننامه برابر با 0.00375ارتفاع طبقه ياm0.0122 ميباشد و به اين دليل طراحي پروژه را مردود دانسته است. سوي ديگر مهندس طراح سازه معتقد است باتوجه به تبصره 2 از بند 2-12 آئيننامه چنانچه اجزاء غير سازهاي بتوانند در مقابل تغييرمكانهاي بيشتر بدون خسارات عمده برجا بمانند تغييرمكانهاي طبقات سازه فوق براثر زلزله سطح بهرهبرداري تا 0.008ارتفاع طبقه ياm0.00256و با يك تقريب خطي بر اثر زلزله نيروي حاصل از رابطه2-1آئيننامه تا0.006ارتفاع طبقه يا m0.00192 قابلقبول است. باتوجه به اينكه اين اختلافنظر نه تنها براي اين سازه بلكه براي ساير پروژهها نيز وجود دارد و باتوجه به در شرف ساختبودن سازه مستدعي است نظرنهائي آن كميته محترم را اعلام فرمائيد.
پاسخ
بند 2-4-13آئيننامه استثنايي قائل نشده است،لذا اين بند بايد رعايت شود.
سئوال 43- ساختمان اداري ثبت اسناد و املاك استان فارس واقع در شيراز، در رابطه با گروهبندي اين ساختمان براساس بند 1-5 آئيننامه 2800، باتوجه به اينكه ساختمان مشمول بندهايالف،ب،و تگروه1نميباشد.ضمن آنكه اسناد موجود در اين قبيل ساختمانهاي اداري گرچه مربوط به مردم ميباشند ولي باتوجه به اينكه اولاً اسناد اصلي نزد خود مردم موجود است. ثانياً در صورت تخريب موضعي تيغهبنديها، بيرون آوردن اسناد از زير آنها بههرحال ميسر خواهد بود. استنباط اين مهندسين مشاور از ساختمان اداري مذكور گروهبا ضريب اهميت1بوده است. باتوجه به توضيحات بالا، سازه پروژه طراحي و به تأئيد دفتر فني ثبت اسناد و املاك كشور نيز رسيده است. نظربه اينكه يكي از كارشناسان محترم شهرداري شيراز معتقد است كه ضريب اهميت ساختمان مذكور بايستي2/1منظور گردد. مستدعي است نظر آن سازمان را در اين مورد ابلاغ فرمائيد.
پاسخ
اين ساختمان جزء ساختمانهاي اداري معمولي است و ضريب اهميت 1 براي طراحي آن در برابر زلزله طبق استاندارد 2800 كفايت ميكند.
سئوال 44-(الف)چنانچه لازم باشد مؤلفه قائم به عناصر سازه مانند تير و ستون و ديافراگم وارد شود آيا اين نيرو همان مقدارFv=[2AI/Rv ]×Wpخواهد بود ؟(ب)اين نيرو چگونه تقسيم ميشود؟
پاسخ
(الف)مقدار نيروي قائم ناشي از زلزله طبق روابط ويژهاي قابل محاسبه است كه با رابطه (2-10) استاندارد 2800 متفاوت است.نمونه اين روابط در آييننامه ( UBC 97 ) ارائه شده است
سئوال 45- ساختمان داراي اسكلت فلزي شامل هفت طبقه (دو طبقه زيرزمين و پنج طبقه مسكوني) ميباشد. در طبقه چهارم به دليل تغيير مقطع ستون از تيرآهن دوبلIPE 27بهIPE 24 ،به جاي استفاده از روش غلافي (شكل يك) تعداد دوعدد از ستونهاي فوق كه در قسمتهاي كناري ساختمان قرار دارد در قسمت اتمام مقطع زيرين از صفحهاي به ضخامت 25ميليمتر و با ابعاد بزرگتر از مقطع ستون استفاده شده است و ادامه ستون بالايي به وسيله اين صفحه به ستون پائيني كاملاً جوشكاري شده است(شكل 2). آيا نصب ستون در يك امتداد به همديگر در مقطعي كه تغييرميكند به روش فوقمجاز است؟
پاسخ
وصله ستونها بايد مطابق با مندرجات بند 5-2 پيوست شماره 2 استاندارد 2800 صورت گيرد.
سئوال 46-برای طراحي سايبان جايگاه سوخت گاز طبيعي (CNG )كه داراي قاب خمشي در دوجهت و سقف سبك ميباشد ضمناً چهارطرف سازه مورد بحث باز بوده و نيروي حاكم برطرح، زلزله ميباشد. در زير اين سايبان ديسپنسرهاي گاز قرار ميگيرند و كمپرسور در ساختمان اداري مجاور قرار ميگيرد. سازه فوق ممكن است در شهرها و يا جادههاي ميان شهر مورد استفاده قرارگيرد. ضريب اهميت سازه موردنظر چه مقدار درنظر گرفته ميشود؟
پاسخ
استفاده از ضريب اهميت برابر يك (ساختمان بااهميت متوسط) براي طراحي سازه سايبان كفايت مينمايد.بديهي است طراحي تجهيزات كنترل ديسپنسرهاي گاز بايد بهگونهاي باشد كه در صورت خرابي احتمالي سازه در اثر زلزلههاي شديد آلودگي محيط زيست يا آتشسوزي وسيع در محل،اتفاق نيفتد.
سئوال 47- آيا ساختمان اداره راهنمايي و رانندگي كه در مناطق 22گانه شهرداري تهران احداث ميشود به جهت طبقهبندي براساس اهميت ساختمانها (بند 1-5 آئيننامه 2800)جزء تأسيسات انتظامي با اهميت زياد و «بناهاي ضروري»ميباشد. يا جزء ساختمانهاي اداري با اهميت متوسط ميباشد" باتوجه به اينكه تجمع محل كمتر از 250نفر زير سقف است"؟
پاسخ
تشخيص آنكه ساختمانهاي ادارات راهنمايي و رانندگي در زمره تأسيسات انتظامي ميباشند يا خير قبل از هر چيز بر عهده كارفرماي پروژه ميباشد. ليكن به طور كلي با توجه به نقشي كه اينگونه تأسيسات ممكن است در مديريت بحران و امداد پس از زلزله ايفا نمايد، توصيه ميشود اين ساختمانها در زمره ساختمانهاي با اهميت زياد تلقي شوند.
سئوال 48- به استناد بند 1-7-4آئيننامه2800 درخصوص سيستم دوگانه باتوجه به اينكه هريك از دومجموعه بايد بتواند حداقل 25% برش پايه ساختمان را مستقلاً تحمل نمايد،آيا براي كنترل قاب خمشي ويژه به تنهايي بدون وجود بادبند ميبايست در كنترل طراحي، ضرايب طول مؤثر محاسباتي درنظر گرفته شود يا براي تمامي ستونها بايد K=1 فرض شود؟
پاسخ
در كنترل قاب خمشي براي تحمل 25%بار جانبي زلزله، با توجه به امكان عدم كارآيي سيستم مهاربندي جانبي، لازم است كه ضريب طول مؤثر ستونها با توجه به شرايط گيرداري دو انتهاي آنها و ساير عوامل مؤثر محاسبه شود و از بكارگيري ضريب طول مؤثر مساوي يك بدون محاسبه، خودداري شود.
سئوال 49- به استناد بند2-12 الف، بايد آئيننامه زلزله 2800، براي كنترل سازه تحت بار زلزله سطح بهرهبرداري منظور از جمله «در سازههاي فولادي تنش ايجاد شده در اعضاء زير اثر بار سطح بهرهبرداري، بدون ضريب بار، از حد جاري شدن تجاوز نكند جيست آيا كنترل تنش ستونها ميبايست با تنش Fy كنترل شود و يا 1.7FA ؟
پاسخ
در كنترل سازه تحت زلزله سطح بهرهبرداري، تنش موجود در ستونها بايد با تنش Fa 1/7 مقايسه شود.
سئوال 50- باتوجه به اينكه در استفاده از سيستمهاي دوگانه تركيبي قاب خمشي و بادبند و يا ديوار برشي وجود دارد، آيا شاخصي براي كنترل مهاربندبودن ساختمان وجود دارد بطوريكه به استناد آن بتوان ضريب طول مؤثر ستونها را K=1 فرض نمود. آيا كنترل ضريب پايداري طبقات در اين خصوص كمكي ميكند؟
پاسخ
براي در نظر گرفتن ضريب طول مؤثر ستونها مساوي يك، لازم است كه سيستم مهاربندي جانبي ساختمان از يك حداقل صلبيت جانبي برخوردار باشد، پارامتر ضريب پايداري طبقات ميتواند نشاندهنده ميزان تأثير مهاربندي در كنترل جابجايي افقي سازه باشد، پيشنهاد ميشود كه اگر ضريب پايداري طبقه q ) طبق استاندارد(2800) كوچكتر از (05/0) باشد، طبقه مورد نظر مهارشده فرض گردد. در محاسبه ( iq ) از مقادير تغيير مكان ( iD ) بدون اثر( D-P ) استفاده شود.
سئوال 51- باتوجه به اينكه مهندسين محاسب در نقشههاي سازه از بادبندهايYشكل مشابه شكل زير استفاده مينمايند، آيا استفاده از آن مجاز است يا غيرمجاز؟روشهاي طراحي و تحقيقات انجام شده چگونه ميباشد؟
پاسخ
بطور كلي استفاده از مهاربند نوع BR-A مطابق شكل نشان داده شده در سوال،در طراحي سازههاي مقاوم در برابر زلزله مجاز است.ليكن لازم است اولاً ضوابط بند 8-2 پيوست شماره 2 آئيننامه و بخصوص بخش «پ» اين بند اقناع شده و ثانياً باتوجه به آنكه در حالتي از بارگذاري، اعضاي اين سيستم مهاربند در معرض نيروهاي فشاري قرار ميگيرند صفحه اتصال مركزي اين مهاربند و جزئيات اتصال آنها بهگونهاي طراحي شوند كه امكان كمانش موضعي اين صفحه منتفي شده و امكان انتقال نيروهاي فشاري بين اجزاي سيستم مهاربند ميسر گردد. اضافه مينمايد درصورت وجود دو دهانه در قاب ساختماني ارجح آن است كه قرينه اين سيستم مهاربندي در دهانه ديگر مورد استفاده قرار گيرد تا در هنگام اثر نيروهاي جانبي در هر يك از جهات،مهاربندهاي يك دهانه در فشار و دهانه ديگر در كشش قرار گيرند.
سئوال 52-در رابطه با سازهPIPE RACK با مشخصات داده شده فوق سئوالات زير مطرح ميباشد: الف-باتوجه به اينكه در طبقات سازه فوق ديافراگم يا كف طبقه نداريم يعني سازه فقط شامل اسكلت (تير و ستون و مهاربندي قائم) ميباشد، آيا سيستم فوق جزء سازههاي غيرساختماني كه در بند 2-8 آئيننامه 2800 تعريف شدهاند ميباشد؟و يا اصولاً وجود ديافراگم تعيينكننده ساختماني يا غير ساختماني بودن سازه ميباشد؟ ب- باتوجه به اينكه سيستم طبقات زيرين اين سازه از نوع بتنآرمه با شكلپذيري متوسط و سيستم طبقه آخر آن سازه فلزي با مهاربنديهاي جانبي ميباشد،آيا اين سازه از نوع تركيب سيستمهاي سازهاي كه در بند2-4-8آئيننامه 2800 معرفي شده ميباشد و بايد براي آن ضوابط اين بند رعايت شوند؟ ج-در صورتيكه سازه فوق تركيب سيستم سازهاي باشد باتوجه به جدول شماره 3آئيننامه 2800داريم: ;R=8طبقات بتنآرمه باشكلپذيري متوسط (طبقات پائيني) R=6 طبقه فولادي با مهاربنديهاي هممحور(طبقه فوقاني)الف مقدارانتخابشده براي سيستم قسمت تحتاني سازه نبايد از قسمت فوقاني آن بيشتر باشد. درحاليكه در سازه مذكور وضعيت بطور معكوس است و اين بند رعايت نميشود. بنابراين آيا در اين صورت به هيچوجه مجاز به استفاده از چنين سازهاي نميباشيم؟يا اينكه در صورت مجازبودن از چنين سازهأي بايد Rطبقات پائيني را بايد براي كل سازه درنظر بگيريم؟اين در حالي است كه در آييننامهUBC داريم: در سازه مذكورR=5.5طبقات پاييني R=5.6 طبقات فوقاني ( كه از جدولN-16 آييننامهUBC تعيين ميگردند.) و طبق بند1630.4.2آييننامهR, UBC طبقات تحتاني نبايد از Rطبقات فوقاني آن بيشتر باشد. كه اين شرايط آييننامهUBC براي سازه مذكور ارضا ميگردند و مجاز به استفاده از چنين سازهاي ميباشيم؟! ه- باتوجه به اينكه 1- مهاربنديهاي فلزي موجود در طبقه آخر سازه تا روي شالوده ادامه پيدا نميكند، 2- سازه فوق، سازه ساختماني يا غيرساختماني ميباشد،آيا در هر دوصورت بايد از ضوابط تركيب بار بند 2-9 آئيننامه 2800 استفاده كرد؟ و-در ساختمانها در صورت وجود خرپشته، از تبصره بند2-4-9آئيننامه 2800چنين استنباط ميگردد كه درصورتيكه وزن خرپشته بيشتر ازوزن بام باشد،خرپشته بصورت يك طبقه مجزا درنظر گرفته ميشود. باتوجه به اينكه اين مطلب به صراحت بيان نشده است،آيا اين استنباط صحيح ميباشد؟ ح- باتوجه به بند 2-6 آئيننامه 2800،دستگاهها و تجهيزات (Equipments كه روي سازه قرار ميگيرند جزء قطعات الحاقي محسوب ميگردند كه نيروي زلزله آنها و محاسباتي آنها، روي سازه و Rتعيين شده براي سازه تأثير ندارد.آيا اگر وزن اين قطعات الحاقي بيشتر از وزن خود سازه باشد همچنان روي Rسازه تأثير نميگذارد ياخير؟و در صورت تأثير گذاشتن چه درصدي از وزن قطعه الحاقي نسبت به وزن سازه تعيينكننده ميباشد؟
پاسخ
الف-خير. اين سيستم جزء سازههاي غيرساختماني محسوب نميشود.ولي عدم وجود ديافراگم باعث ميشود در تحليل اين سازه نتوان از فرض ديافراگم صلب استفاده نمود. ب-بلي. ج-در اين حالت بايد R طبقه فوقاني براي محاسبات نيروي زلزله براي مجموعه سازه مورد استفاده قرار گيرد. ه-بلي.ضوابط بند2-9 بايد در مورد ستونهاي مجاور مهاربندها رعايت گردد. و-چنين استنباطي از آئيننامه ضرورت ندارد اگرچه در مواردي كه وزن خرپشته درصد كوچكي از وزن بام باشد ممكن است بتوان خرپشته را به عنوان يك قطعه الحاقي به ساختمان محسوب نمود. ح-تحليل دقيق رفتار سازههاي حاوي دستگاهها و تجهيزات مستلزم تحليل توأم سيستم سازه اصلي و اجزاي ثانويه ميباشد كه روشهاي آن در ادبيات فني موجود است،ليكن درخصوص ميزان R بايد متذکر شد،مقدار اين پارامتر پيش از آنكه متأثر از وزن قطعات الحاقي باشد،متأثر از جزئيات اتصال اين اجزاء به سازه اصلي ميباشد.چنانچه اين اتصالات بهصورت كاملاً صلب باشند،مقدار R فقط وابسته به مشخصات سيستم سازه اصلي خواهد بود.ولي چنانچه اتصال تجهيزات به سازه اصلي با استفاده از بالشتكهاي انعطافپذير و جاذب انرژي صورت گيرد در اين حالت چنانچه وزن تجهيزات قابل ملاحظه باشند،مشخصههاي ديناميكي و پاسخ مجموعه تحتتأثير اندركنش سيستم سازه اصلي و اجزاي ثانويه قرار خواهدگرفت.
سئوال 53-درفصل سوم آييننامه 2800 ويرايش 2 آذر 1378، ساختمانهاي با مصالح بنايي غيرمسلح، در بند 3-2-3 براي حداقل نسبت ضخامت به ارتفاع، محدوديت 10/1 براي ديوارهاي سازهاي و 12/1 براي ديوارهاي غيرسازهاي مطرح شدهاست در حاليكه در بند 3-6-1 حداقل ضخامت براي محاسبه ديوارهاي نسبي در جهت طول و عرض ساختمانها"20" سانتيمتر فرض شدهاست: آيا اگر بند 3-2-3 كاملأ رعايت نشدهباشد ولي بند 3-6-1 كاملأ رعايت شدهباشد ميتوان با بند 3-6-1 مقدار ديوار نسبي را در جهت طول و عرض ساختمان محاسبه كرد؟ ( يا به صورت واضحترآيا بند 3-2-3 نقضكننده بند 3-6-1 است)؟
پاسخ
بند 3-2-3 استاندارد 2800 تعيينكننده حداقل ضخامت ديوارهاي سازهاي است و بايد در طرح ساختمانهاي بنايي رعايت شود . در بند 3-6-1 حداقل ضخامت ديوار سازهاي براي لحاظشدن در محاسبه ديوار نسبي بيان شدهاست. بند 3-2-3 كليتر بوده و حالت اجباري دارد و حاكم بر طرح ساختمان است. براي اكثر ساختمانها با ارتفاع طبقه در حدود 3 متر، حداقل ضخامت قابل قبول ديوارهاي سازهای برابر(30) سانتيمتر از بند(3-2-3) بدست میآيد که بايد رعايت شود و مقدم بر ضخامت حداقل (20) سانتيمتر ناشی از بند (3-6-1) است.
سئوال 54-با توجه به اينكه شهرستان مرودشت در نقشه پهنهبندي خطر نسبي زمينلرزه در پهنه با خطر نسبي زياد قرار گرفته است وليکن در صفحه 12 پيوست شماره يك آييننامه آييننامه 2800 شهر مرو دشت در پهنه با خطر نسبي متوسط قرار گرفته است در تعيين ميزان مقدار شتاب مبناي طرح كداميك ملاك عمل قرار ميگيرد؟
پاسخ
در كليه مواردي كه نام محل در نقشه ذكر شدهاست عدد خطر نسبي بر طبق منطقه ارائه شده نقشه است بنابر اين شهرستان مرودشت بايد در منطقه با خطر نسبي زياد در نظر گرفته شود و جدول اصلاح گردد.
سئوال 55-طبق بند 5-1 پيوست شماره 2 آييننامه طراحي ساختمانها در برابر زلزله (استاندارد 2800 ويرايش دوم 1378) ستونها بايد توانايي تحمل نيروهاي محوري ناشي از تركيبات الف و ب را به ترتيب در كشش و فشار داشته باشند. حال چنين سئوالي مطرح است كه آيا بادبندها، صفحات پاي ستونها و پيها (پي از نظر كنترل مجاز خاك ) بايستي در برابر تركيب بارهاي فوق طراحي شوند ؟
پاسخ
الزامي به طراحي اجزايي غير ستونها با استفاده از تركيبهاي بار مندرج در بند 5-1 پيوست (2) استاندارد 2800 وجود ندارد.
سئوال 56- آيا استفاده از تير لانه زنبوري در سازههاي با قاب خمشي مجاز است؟
پاسخ
منع قانوني براي استفاده از تير لانهزنبوري در قاب خمشي فولادي وجود ندارد، اما بايد توجه داشت كه به علت وجود سوراخهاي متعدد در جان اين تيرها، تنش واقعي داخلي نيز شامل اثر خمش و برش روي مقطع سوراخدار، بسيار بالا بوده و عملاً نياز به پركردن تعدادي از سوراخها در نزديكي تكيهگاههاي تير وجود دارد. ضمناً عملكرد تيرهاي لانهزنبوري در اثر بارهاي رفت و برگشتي در خارج از محدوده رفتار ارتجاعي كه در هنگام وقوع زلزله نقش اساسي در رفتار سازه دارد مورد تأييد قرار نگرفته است. بنابراين به طور كلي تيرهاي لانهزنبوري از لحاظ فني و اقتصادي براي دهانههاي ساده تحت بار گسترده مناسب ميباشد و كاربرد آنها در ساير حالات مزيت خاصي به همراه نداشته و توصيه نميشود
سئوال 57-نظر به اينكه مهندسين مشاور ناموران طراح و مجري واحد دوم متانول در جزيره خارگ ميباشد و طبق قرارداد فيمابين با شركت پتروشيمي خارگ، اين مشاور موظف به رعايت استانداردUBCدر Zone 3اين استاندارد (منطبق با منطقه با خطر نسبي زياد طبق استاندارد 2800) است.در اين رابطه كارفرماي محترم خواستار استفاده از نسخه بالاتر استاندارد يعني IBC2000 در طراحي پروژه مذكور ميباشد. آيا امكان استفاده از استاندارد (International Building Code ) در شرايط كنوني و با توجه به زيرساختهاي كشور ميباشد؟
پاسخ
در صورت وجود مقادير شتاب مبناي قويترين زلزله طرح براي منطقه موردنظر، ميتوان از آييننامه IBC 2000نيز استفاده نمود. بههرحال لازم است كه مقادير حداقل برش پايه مذكور در استاندارد 2800 نيز همواره كنترل شوند
سئوال 58- فرق ميراگراهايPassive و Active چيست؟
پاسخ
ميراگرها اعم از ويسكوز و هيسترتيك همگي Passive محسوب ميشوند. بنابراين عضوي بهنام Actve damper وجود ندارد.
سیدفرشید غزنینی هاشمی